کد خبر:۲۰۷۷
تاریخ انتشار: ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۰
تعداد بازدید: 3693
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
براي سريالي که به پايان نزديک مي شود؛ پيراهني که آيد از ...
بهانه نوشتن اين مطلب، تصوير ضعيف و مخدوشي است که در يکي دو قسمت اخير و حتي قسمتهاي پيشين از شخصيت حضرت يعقوب(ع) ارايه شده است.
براي سريالي که به پايان نزديک مي شود؛ پيراهني که آيد از او بوي يوسفم...

اينکه تا امروز براي سريال تلويزيوني يوسف(ع) چيزي ننوشته ام چند دليل دارد. شايد يکي از دلايلش احترامي است که براي سليقه انبوه بينندگان تلويزيون قائلم که جمعه شبها با اشتياق مي نشينند پاي تلويزيون تا اين سريال را تماشا کنند. دليل ديگرش آشنايي مختصري است که با آقاي سلحشور داشتم و گفتگويي که با هم درباره اين سريال داشتيم. گفتگويي که دو سال پيش و در زمان ساخت سريال انجام شد و من از خلال اين گفتگو به نيت خالصانه آقاي سلحشور پي بردم. هر چند آن موقع تصورم اين بود که اين سريال خيلي بهتر از اينها از آب در مي آيد.

و البته مهمترين دليلي که باعث شد تا درباره اين سريال چيزي ننويسم و دست رد به سينه خيلي از دوستاني بزنم که دوست داشتند اين سريال را نقد کنند، اين بود که اين اثر آنقدر ضعفهاي آشکار ريز و درشت داشت که نمي دانستم به کجايش بايد بپردازم و چگونه، تا سرانجام جانب همان نيت خالصانه آقاي سلحشور را هم نگه داشته باشم.
پس بنا به همين دلايل، در اين يادداشت کوتاه هم نمي خواهم به نقد اين سريال بپردازم، اگرچه اين کار، ضروري است و ديگر لازم شده که آن را به انجام برسانيم.

بهانه نوشتن اين مطلب، تصوير ضعيف و مخدوشي است که در يکي دو قسمت اخير و حتي قسمتهاي پيشين از شخصيت حضرت يعقوب(ع) ارايه شده است. پس از پخش آخرين قسمت اين سريال در جمعه شب گذشته، هر جا که نشستيم از زبان مردم و همان مخاطبان پر و پا قرص سريال حضرت يوسف(ع) شنيديم که گلايه مي کردند و مي گفتند، اين چه تصويري است که از پيامبر خدا ارايه مي دهند؟ يعني حضرت يعقوب هيچ کار ديگري غير از گريه و زاري براي فرزند يا فرزندان گمشده اش و تعريف کردن مکرر داستان جدش ابراهيم براي يک عده کودک نداشته است؟ آن هم گريه و زاري به اين شکل زننده که حتي در مورد مردم عادي هم دور از باور است، چه رسد به پيامبر خدا که قاعدتاً بايد الگوي صبر و شکيبايي و اخلاق براي مردم و خانواده اش باشد. براي مخاطب، به خصوص جوانان و کودکان که طيف گسترده اي از بينندگان اين سريال هستند، اين سؤال پيش مي آيد که آيا همه پيامبران خدا از چنين شخصيت ضعيفي برخوردار بوده اند؟ يا اينکه اصلاً فردي که داراي چنين ويژگي اي است، چگونه به مقام پيغمبري رسيده است؟

يعني فقط با نازل شدن ناگهاني جبرييل است که يعقوب(ع) بايد متوجه اشتباه خود بشود و در عرض چند لحظه همه چيز در نظرش عوض شود و يک مرحله در طريق معرفت بالاتر برود و ...؟
بدون شک با توجه به حساسيت زيادي که ساخت آثار ديني و مذهبي و به تصوير کشيدن چهره و شخصيت پيامبران الهي دارد، بايد از آقاي سلحشور که از هنرمندان ارزشگرا محسوب مي شود، از اين بابت گلايه کرد.

چهره اي که از حضرت يعقوب(ع) و حضرت يوسف(ع) در اين سريال به مخاطب داده مي شود تا سالهاي سال و در واقع تا زماني که چهره درست تر و دقيقتري از اين پيامبران الهي به تصوير کشيده نشود در ذهن مخاطبان باقي خواهد ماند، به خصوص انبوه مخاطباني که مطالعه زيادي در اين خصوص ندارند و اطلاعات خود در اين زمينه را از تلويزيون مي گيرند.
در صحبتهايي که با آقاي سلحشور داشتيم، ايشان از سختيهاي تأمين بودجه براي اين کار مي گفت کاري که مهمترين وظيفه هر تهيه کننده اي است و اي کاش آقاي سلحشور به تهيه کنندگي اين کار و مشارکت در نوشتن فيلمنامه بسنده مي کرد و براي اينکه کار محکمتر و ماندگار تري ارايه شود، کارگرداني اثر را به يک کارگردان ديگر با نگاه تکنيکي، هنري و حرفه اي قوي تر واگذار مي کرد.
سريال يوسف پيامبر(ع) در همه زمينه ها ضعف دارد. از شاکله فيلمنامه آن گرفته تا طراحي دکور، شخصيت پردازي، چگونگي دراماتيزه کردن يک داستان قرآني و جزئي ترين تکنيکهاي کارگرداني.

هم اينک مدتي است که از آخن آتون و آمن هوتب (اگر درست نوشته باشم! ) خبري نيست، چرا؟ مدتي هم از يعقوب خبري نبود و حتي مدتي از خود يوسف! فقط گويا اين زليخاست که در تمام قسمتها بايد حضور داشته باشد و اصلاً در مقطعي لازم بود نام سريال را هم تغيير مي دادند، چون همه چيز گرد محور زليخا مي چرخيد.
اين از اين شاخه به آن شاخه پريدن و آوردن و بردن ناگهاني و بدون هدف شخصيتها خود از بزرگترين ضعفهاي اين سريال است که در واقع جاي تعجب دارد.
اين سريال متأسفانه فاقد شخصيت پردازي درستي از قهرمانهاي خويش است و با روايت قطعه قطعه، بدون انسجام و بدون هدف دراماتيکي، فقط براساس الگوي پيشرفت قصه در قرآن کريم حرکت مي کند و از توانايي تصوير و مديوم سينما و تلويزيون براي روايت داستان، بهره اي نمي گيرد. بنابراين اگر شما همين قصه را از زبان يک قصه گو از راديو يا در قالب يک نمايشنامه راديويي بشنويد، همانقدر برايتان جالب است که تصاوير سريال را مي بينيد، در حالي که هرگز نبايد چنين باشد.

بدون شک جادوي تصاوير و ظرفيت فوق العاده مديومهاي تصويري چيزي است که نمي توان آن را با گونه هاي مکتوب يا مثلاً نمايشنامه هاي راديويي مقايسه کرد.
در حقيقت بزرگترين عامل جذابيت اين سريال در نظر مخاطبان داخلي و خارجي، قصه جذاب قرآني آن است که به نظر من همان متن اصلي، حتي با وجود اينکه مکتوب است، به لحاظ روايت و تقطيع و ساير جوانب (تأکيد مي کنم با توجه به اينکه متن قرآن کريم، مکتوب است و تصوير نيست) بارها و بارها قوي تر از کار تصويري در سريال حضرت يوسف(ع) است.

صرف نظر از ساير ايراداتي که به لحاظ محتوايي از سوي کارشناسان و صاحبنظران مذهبي بر اين سريال وارد شده و آخرين نمونه هم بحث جوان شدن زليخا و ازدواج يوسف با اوست (آن هم روايت عجيب اين سريال از استحاله ناگهاني زليخا و...) و پاره اي ايرادهاي تاريخي و حتي جغرافيايي مطرح دراين خصوص، بايد ساخت ونمايش سريال حضرت يوسف(ع) را به عنوان يک پروداکشن عظيم و نسبتاً پر هزينه در بوته آسيب شناسي قرار داد و نتايج و ميزان موفقيت واقعي اين سريال را سنجيد تا کارهاي آينده با کيفيت بهتر و به شکلي مطلوبتر و پربارتر ساخته شوند. نويسنده:سيد مصطفي حسيني رادروزنامه قدس
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۲
ناشناس
|
-
|
۱۱:۱۵ - ۱۳۸۸/۰۱/۳۱
0
0
ضمن تشکر از کلیه ی دست اندرکاران این سریال
به هر حال هر کاری هم نقاط ضعف و هم نقاط قوتی دارد ولی در چنین
سریالی که داستان زندگی پیامبر خدا را به تصویر می کشد ( پیامبر که
برای مردم یک الگوی واقعی است ) نقاط ضعف نبایستی به گونه ای
باشد که کل داستان را به چالش بکشد برای مثال حضرت یعقوب (ع )
از خود نمی پرسد که مردم مصر چگونه و توسط چه کسی یکتاپرست
شده اند ؟
ناشناس
|
-
|
۱۵:۲۴ - ۱۳۸۸/۰۲/۰۱
0
0
با سلام و خسته نباشيد به شما دست اندركاران عزيز و جناب آقاي سلحشور، آقاي زماني، آقاي دهقان، خانم رياحي، آقاي نوروزي و خسته نباشيد به همه عزيزاني كه اين مجموعه را ساخته اند مي خواهم از شما صميمانه تشكر كنم چرا كه در اين سريال آنطور كه بايد و شايد به زندگي حضرت يوسف (ع) پرداخته شد و از بازي خوب هنرمنداني كه نام برده شد و خواهشي هم دارم كه اگر توانستيد از اين گونه سريالها بسازيد چرا كه در زندگي روزمره جوانها تاثير گذار است و در آخر هم اي كاش از آقاي پرويز پرستويي در اين سريال هم دعوت مي كرديد. با تشكر
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: