کد خبر:۱۸۸۹
تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۰
تعداد بازدید: 4100
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
گفت وگو با رضا ويسه رئيس سابق سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران
به روزمرگي افتاده ايم
ما شعار فقرزدايي، عدالت اجتماعي و توسعه مي دهيم و از اين طرف مي بينيم خيلي ها نان شب ندارند بخورند و ما با بنز 200 ميليوني از کنار آنها رد مي شويم...
مي گويد «پس از سال ها فعاليت در دولت هاي گذشته از ابتداي فعاليت دولت نهم ديگر از آنچه در دولت مي گذرد، خبر ندارم»، مي پرسم «چرا؟» پاسخ مي دهد؛ «اگر ارتباط داشتم به من انگ مي زدند که داري در کارهاي دولت نهم دخالت مي کني به همين خاطر نزديک به چهار سال مي شود که ديگر با دولت ارتباط ندارم.»

---

-به سبک دولت نهم پذيرايي مي کنيد؟

چطور مگر؟،

-بيسکويت و چيپس و خرما داريد،

مگر در دولت نهم اين گونه پذيرايي مي کنند.

-بله، ظاهراً ابلاغ شده دستگاه هاي دولتي اين گونه از مهمانان پذيرايي کنند فکر کردم به شما هم اين ابلاغيه رسيده است.

من چون با دولت نهم کار نمي کنم خيلي پيگير نيستم و نمي روم ببينم چه مي کنند.

-دل تان براي بخش دولتي تنگ نشده است؟

نه، چون من در دولت هيچ گاه براي پول و حقوق کار نکرده ام بلکه براي هدف شخصي وارد کار شدم. از روز اول با برنامه دقيقي کار را در اين سازمان آغاز کردم. قبل از سازمان هم که در ايران خودرو بودم براساس برنامه يي 10 ساله ساپکو را ايجاد کردم. جاهاي ديگري هم که مديريت داشته ام دنبال اين بوده ام تا کشور را بتوانيم صنعتي کنيم. اگر کشور صنعتي شود مشکل توليد ناخالص ملي، اشتغال، ارز و همه چيز حل مي شود. من معتقدم در ايران براي اينکه بتوانيم از اين نظام تک محصولي نفت بيرون بياييم، با توجه به اين جمعيت زيادي که داريم، فقط يک راه داريم و آن هم صنعتي شدن کشور است؛ کشوري که مشکل آب دارد. بخش عمده يي از کشور کوير است، بخشي کوهستان است و بخش بسيار کمي از زمين ها قابل استفاده مطلوب براي کشاورزي است. با اين جمعيت زيادي که داريم غير از صنعتي شدن کشور هيچ راه ديگري نداريم. کشور بايد خيلي سريع صنعتي شود. من فکر مي کردم اين کار را بلدم. حالا نمي گويم خيلي بلديم ولي به نسبت مي توانستيم به اهداف مان دسترسي پيدا کنيم. وقتي آمدم سازمان گسترش کارهاي خوبي انجام شد. مثلاً توليد خودرو در سال 1379 ، 220 هزار دستگاه در سال بود. در سال 1384 که سازمان گسترش را تحويل داديم توليد خودرو به يک ميليون دستگاه رسيد. در عرض چهار سال اين جهش را داشتيم. تازه پيکان را هم جمع کرديم چون 70 درصد آن 220 هزار دستگاهي که در سال 79 توليد مي کرديم، پيکان بود. در صنايع کشاورزي، کشتيراني و... جهش هاي اينچنيني داشتيم ولي خب چون مردم و شما خبرنگاران بيشتر خودرو را دنبال مي کنيد رشد توليد خودرو فقط به مردم گزارش داده شد. من در طول اين 28 سالي که در دولت کار کرده ام چون هميشه با نگاهي کاملاً آرمان گرايانه و با يک انرژي و راندمان بيشتر از بخش خصوصي کار کرده ام به همين خاطر به گذشته ام افتخار مي کنم و نتايج آن هم برايم بسيار لذت بخش است ولي در مورد اين دو سالي که آمده ايم بيرون کار در بخش خصوصي خيلي خيلي متفاوت است چون پشتوانه يي نداري و پشتوانه آن بايد خودت باشي. بايد شما همه مسائل را بتوانيد با هم حل کنيد از طرفي هم امکانات مالي نداشتيم و اين امکانات به وسيله دوستان مان تهيه شد و فقط تجربه و تخصص مان به دردشان مي خورد. بنابراين اکنون با کمک برخي دوستان يک شرکت مشاوره يي خدمات فني و مهندسي تاسيس کرده ايم تا فعاليت در بخش خصوصي را هم تجربه کنيم.

-تحصيلات تان در چه رشته يي بوده است؟

من ليسانس متالورژي از دانشگاه صنعتي شريف دارم. فوق ليسانس MBA خوانده ام و دکتراي مديريت دارم.

-اصالتاً اهل کجاييد؟

کرجي هستم.

-با خودرو ديگر ارتباطي نداريد؟

ديگر ارتباط کاري ندارم.

-مي دانيد که چندي پيش سايپا خودرويي با نام «مينياتور» را رونمايي کرد از طرفي هم قرار است ايران خودرو احتمالاً در سال آينده از خودرو X12 رونمايي کند. اين پروژه ها در زمان مديريت شما هم تعريف شده بود؟

پروژه S81 قبل از سال 81 کليد خورد. نمي دانم مينياتور همان است يا چيز ديگري است. در مورد X12 ايران خودرو چون اطلاعي ندارم اظهارنظر نمي کنم ولي مي توانم بگويم برنامه مان در صنعت خودرو اين بود که پله هاي تکامل و تحول صنعت خودرو را تک تک طي کنيم تا به بازارهاي جهاني برسيم و بتوانيم در دنيا رقابت کنيم. محصول مان را بگذاريم بغل دست محصول هيواندايي، تويوتا و فولکس واگن. اين هدف ما بود که شعارش هم جهاني سازي صنعت خودرو بود و بايد محصولات قابل رقابت را در دنيا عرضه مي کرديم. ما يک استراتژي را ارائه کرديم براي اينکه بتوانيم صاحب برند شويم، بايد محصولي مي ساختيم که مال خودمان باشد. ما با توليد پيکان و پژو آردي شروع کرديم بعد از آن رسيديم به سمند. وظيفه مان اين بود که سمند را تکامل بدهيم. چطور تکامل بدهيم؟ با استفاده از پلت فورم روز، بدنه روز و خط توليد روز بتوانيم محصولي توليد کنيم که در سطح جهاني آن را بفروشيم وگرنه اگر محصولي به توليد برسانيم و نتوانيم آن را بفروشيم به هدف مان نمي رسيم چون در بازار محدود داخلي مي مانيم و خفه مي شويم. در رابطه با سايپا هم چون برند نداشت تصميم گرفتيم طراحي محصول را با استفاده از پلت فورم پرايد آغاز کنيم و بعد آن را ارتقا دهيم. اين شد استراتژي توسعه صنعت خودرو با برند داخل. از طرفي مي دانستيم در بازارهاي جهاني به راحتي ما را راه نمي دهند. همچنين مي دانستيم در مديريت کيفيت و مديريت تکنولوژي مشکل داريم. مثلاً محصولات که در داخل استفاده مي کنيم مردم راضي نيستند و عمدتاً از کيفيت ناراحتند. براي اينکه بتوانيم در بازارهاي جهاني حضور پيدا کنيم و محصول باکيفيتي بسازيم سه هدف مان کيفيت، صادرات و تکنولوژي شد؛ هدفي که برويم به بازارهاي جهاني و با خودروهاي بزرگ مشارکت کنيم. مي دانستيم اگر اين کار را انجام دهيم در مديريت کيفيت صادرات و تکنولوژي متبحر مي شويم. از اين فرصت براي ارتقاي سطح توليدمان با برند داخل استفاده کرديم. ديديد ايران خودرو و سايپا در قالب يک پروژه جوينت وينچر درگير ساخت ال-90 شدند بدون اينکه سهمي از شرکت ايران خودرو و سايپا متعلق به رنو شود. فروش هم متعلق به اين دو شرکت شد. آنها فقط در توليد اين خودرو دخالت مي کردند که در قرارداد ال- 90 اينها به صورت شاخص هاي دقيقي آمده است. الان هم خوشبختانه محصولي که ساخته اند کيفيتش از همه محصولات داخلي بيشتر است.

-فکر نمي کنيد چون اين خودرو به توليدي که براي آن در نظر گرفته شده بود، نرسيده پروژه يي شکست خورده است؟

من از کميت صحبتي نکردم، گفتم کيفيت، صادرات و تکنولوژي بنابراين اين پروژه از نظر کيفي به هدف خود رسيده است چون کارگر ايراني امروز محصولي را به توليد مي رساند که از نظر کيفيت همطراز خارجي ها است. نه سمند، نه پرايد و نه 206 هيچ کدام را نمي توانيم به اروپا صادر کنيم فقط 206 اس دي است که مي توانيم به راحتي صادر کنيم. هنوز يک دستگاه سمند هم وارد اروپا نشده است. از نظر تکنولوژي هم ال- 90 خودرويي است که باعث شده هم خودروسازان ارتقا يابند و هم قطعه سازان. الان شما برويد با قطعه سازان صحبت کنيد. در اين مورد خودشان اظهارنظر مي کنند. حالا بحث کميت موضوعي است که بايد به آن برسند. قرار نيست فقط براي بازار داخلي ال- 90 بسازند. قرارداد ال 90،رنو را ملزم کرده 20درصد محصولات را صادر کنند.

-مي توانيم ادعا کنيم خودروساز شده ايم؟

خير. مي توانيم بگوييم در مسير خودروساز شدن قرار گرفته ايم. هر موقع که دو ميليون خودرو توليد کرديم و يک ميليون آن را صادر کرديم مي توانيم بگوييم خودروساز شده ايم.

-يعني به لحاظ کمي شما چنين نظري داريد؟

دو ميليون توليد که يک مدل يا دو مدل نيست. بايد متنوع باشد. يک ميليون اگر بخواهيد صادر کنيد پس بايد حتماً قيمت آن مناسب باشد و کيفيت مطلوبي داشته باشد. تکنولوژي آن بايد به روز باشد. بگذاريد طور ديگري بگويم. هرگاه حداقل دو ميليون دستگاه خودرو در کشور به توليد رسيد و نيمي از آن به صورت SKD يا CBU صادر شد آن موقع مي توانيم بگوييم بله ايران خودروساز شده است. الان مي توانيم بگوييم مسير خيلي خوبي را طي کرده ايم ولي در نيمه هاي راه هستيم.

-به عنوان شخصي که سال ها بزرگ ترين سازمان مادر تخصصي صنعتي کشور را مديريت کرده ايد بفرماييد صنعت اول مملکت ما چه صنعتي است؟

اگر بياييم از نظر برنامه ريزي استراتژيک بلندمدت برنامه ريزي کنيم بايد روي صنعتي متمرکز شويم که حداکثر مزيت را دارد. در زمان حاضر بالاترين مزيت مان صنعت نفت و گاز است چون نفت و گاز کالاهايي هستند که همه آن را بالاجبار لازم دارند و بايد بخرند. حالا شما اگر نفت و گاز را به صورت فرآوري شده به توليد برسانيد باز هم از شما خواهند خريد چون دو فاکتور بسيار کليدي دارد؛ اول اينکه مواد اوليه را داريم و دوم اينکه لازم نيست براي بازار داخلي برنامه ريزي کنيد، لازم نيست براي فروش آن بازاريابي و مشتري يابي کنيد. در کسب و کار مشکل ترين بخش بازاريابي و يافتن مشتري است. مشتري دم مرز ايستاده و التماس مي کند و محصول را مي خواهند. پس در دو فاکتور مزيت استراتژيک بسيار عجيبي داريم؛ هم مواد اوليه هست و هم بازار هميشه تشنه. در يکصد سال گذشته هم همين طور بوده است. پس اگر شما بياييد در ايران فقط نفت را خام نفروشيد و هر چقدر مي توانيد فرآورده کنيد کشورمان ظرف 10 سال هم رده کشورهاي صنعتي دنيا مي شود چون سرعت تبديل آن بسيار بالا است. آن وقت شما بخواهيد هر تبديلي انجام دهيد مرکز تحقيقات مي خواهيد، سازمان مهندسي مي خواهيد، خدمات مهندسي مي خواهيد، همراه با اين مي بينيد کشور صنعتي مي شود بنابراين صنعت اول ما نفت و گاز است.

-پس چرا به سمت خودرو رفتيم؟

ما در صنعت خودرو از ابتدا که مزيت نداشتيم، در صنعت خودرو امروز داراي مزيت شده ايم. روزگاري کشور تشنه خودرو بود، واردات هم نمي توانستيم بکنيم چون پول نداشتيم. همتي شد و همچنين صنعتي براي ما ايجاد شد. حالا الان براي ما مزيت شده چون در نيروي انساني، سازماندهي، امکانات سخت افزاري و مديريت صاحب مزيت شده ايم يعني در صنعت خودرو مزيت سازي کرده ايم. اما اينکه براي صنعتي شدن کشور روي چه صنعتي کار کنيم، پاسخ نفت و گاز است. شاخه هاي بعدي صنايع را بايد از دل اين صنعت دربياوريم. اي کاش تمام انرژي مان را چه در برنامه ريزي و چه در اجرا مي گذاشتيم روي توسعه فرآوري نفت و گاز.

اگر اين کار را مي کرديم حتي در ايران نيرو کم مي آورديم و مجبور بوديم از خارج نيرو وارد کنيم. اين کاري خيلي وسيع است. فرآورده هاي نفت و گاز يکي دو تا که نيست، هزاران فرآورده دارد. فقط بايد تصميم بگيريم به جاي خام فروشي به سمت فروش فرآورده برويم. البته ين وضعيت امروز دنياست. من نمي دانم تا يک سال ديگر چه بلايي بر سر تکنولوژي مي آيد. بايد تا فرصت داريم استفاده کنيم.

-آقاي رئيس جمهوري چندي قبل مدعي شد مي توان کشور را با نفت پنج دلاري هم اداره کرد. به نظر شما صنعت به مرحله يي رسيده که جايگزين نفت شود يعني نفت را بگذاريم کنار و با صنعت راه پيشرفت را طي کنيم؟

ببينيد، ما با نفت هفت دلاري هم کشور را اداره کرده ايم. در سال 76 نفت به هشت دلار هم رسيد و کشور اداره شد ولي چطور؟ اين مهم است. اداره کشور با نفت پنج دلاري يعني اينکه کشور بايد اراده کند، کمربند را محکم ببندد، ديگر از گوجه فرنگي و انگور و موز و پرتقال وارداتي و اين ماشين هاي لوکس بنز و بي ام و خبري نباشد. اين همه کالاي لوکس از چين و تايوان و کشورهاي اروپايي نبايد وارد شود تا کشور با نفت پنج دلاري اداره شود. کشور بايد در اين مقطع به توليدات داخلي اش متکي شود، صرفه جويي دغدغه همه شود و در حقيقت فرهنگ مصرف گرايي کالاهاي خارجي از بين برود. اگر فرهنگ مصرف کالاي خارجي را مذموم بدانيم و قبول کنيم که نفت فقط براي زيرساختارها است، بله مي شود کشور را اداره کرد ولي اگر بخواهيم همه چيز زندگي مان کالاي خارجي باشد، خب نمي شود. بايد استراتژي زندگي بدون نفت براي مردم ايران بنويسيم.

-يعني الان نفت 120 دلاري مصرف گرايي را بالا برده است؟

به هر حال آمار و ارقام واردات نشان مي دهد چقدر وابستگي به پول نفت بيشتر شده است. ما يک زماني بودجه را با نفت 12 دلاري مي بستيم، الان بودجه را با نفت 37 دلاري مي بندند. اين مفهومش چيست؟ نشان مي دهد وابستگي مان به نفت سه برابر شده و 300 درصد افزايش يافته است. پس متاسفانه به راهي مي رويم که بدون نفت نمي توانيم زندگي کنيم ولي اگر مملکت در ارتباط با توسعه صنعتي و آينده مردم ما عوض شود و زندگي بدون نفت را بخواهيم داشته باشيم همه مردم هم استقبال مي کنند. نفت را فقط بايد براي زيرساخت ها و صنايع زيربنايي صرف کنيم. شما اگر چاه نفت را خالي کرديد و جاي آن چيزي ساختيد که بتواند جواب آن چاه نفت را بدهد، مي توانيد بگوييد چاه نفت را خالي نکرده ايد اما اگر چاه نفت به گوشت و مرغ و پرتقال تبديل شد نفت رفته است.

- قيمت نفت يکباره از 120 دلار به کمتر از يک چهارم خود رسيد. اين اتفاق چه تاثيري بر صنايع ما دارد. اگر شما يک مدير صنعتي بوديد با اين پديده چگونه برخورد مي کرديد؟

رشد قيمت نفت براي همه اتفاقي و غيرقابل پيش بيني بود، افت آن هم به همين شکل. اصلاً چنين نوسان غيرمنطقي چه در بخش نفت و چه فلزات قابل برنامه ريزي نيست. ما اگر مي آمديم اين پول ها را ذخيره مي کرديم و خرج نمي شد اينقدر وابسته نمي شديم. نه اين وسايل لوکس و اتومبيل هاي لوکس وارد بازار مي شد، نه اين کالاهاي مصرفي غيرضروري. زندگي ايرانيان يک زندگي منطقي بود و اين درآمد ارزي ذخيره مي شد براي کشور تا زيرساخت ها به وجود آيد. حالا الان اين اتفاق نيفتاده و بخش عمده يي از آن هزينه شده است. از ديد من که بيشتر طرفدار توليد داخل هستم کاهش قيمت نفت يک نعمت است و اگر آن روند افزايش قيمت نفت حفظ مي شد، روز به روز وابسته تر مي شديم و بودجه مان هم به همين شکل.نمي توانستيم از وابستگي فرار کنيم. الحمدلله مدت افزايش قيمت نفت کوتاه بود و ادامه نيافت.اداره کشور با نفت ارزان باعث مي شود تا کالاي داخلي ارزشمند شود. اگر توجه بيشتري به کالاهاي داخلي شده و جلوي واردات گرفته شود ورود کالاي غيرضروري منتفي خواهد شد. لذا به نظر من در آينده با کاهش قيمت نفت کشور وضعيت بهتري خواهد داشت. مي ماند اين موضوع که آيا کشور با کمبود پول نفت مشکل پيدا مي کند يا نه؟ کشوري که اقتصادي مريض دارد و مي خواهد بشود اقتصاد مستقل از نفت، فشار زيادي به مردمش وارد مي شود که بايد اين فشار را تحمل کرد چون اقتصاد ما مريض است و اگر بخواهيم آن را سالم کنيم بايد فشارهايي را تحمل کرد.

-اين طرح تحول اقتصادي مي تواند نسخه خوبي براي درمان اين اقتصاد مريض باشد؟

من هنوز طرح تحول اقتصادي را به صورت کارشناسانه نديده ام ولي مي توانم بگويم هر چقدر کشور را از وابستگي به پول نفت دور کنيم به نفع آينده کشور است. حالا مي خواهد کالاي يارانه يي باشد يا لوکس فرق نمي کند.بايد وابستگي مان را کم کنيم چون روزي مي رسد که ديگر نفت نيست.

-يعني به نظر شما اگر کسي دوست داشته باشد بنز سوار شود بايد اين خودرو را يکي از خودروسازهاي داخلي مونتاژ کند ؟

هر موقع ايران خودرو توانست بنز بسازد مردم هم بنز سوار شوند. تا زماني که نمي توانيم بنز بسازيم چرا مردم را به بنزسواري عادت بدهيم. يعني قرار نيست نفت را استخراج کنيم تا يک عده يي بنز سوار شوند.

-خب شايد کسي بخواهد پول خود را بدهد بنز سوار شود، آيا بايد مانع او شد؟

آنها مگر مسووليت اجتماعي ندارند. مگر هر کسي براي خودش زندگي مي کند. همه ما بايد مسووليت اجتماعي داشته باشيم و در اين مسووليت اجتماعي توجه کنيم به سطح فرهنگ، اقتصاد و مشکلات مردم. مثلاً من در خيابان اگر ديدم يکي گدايي مي کند مي توانم نسبت به او بي تفاوت باشم اولاً بايد ناراحت شويم که چرا يک هموطن ما که روي شناسنامه اش نوشته ايران، گدايي مي کند. دوم اينکه نسبت به او مسووليت داشته باشيم چه کار کنيم که او ديگر گدايي نکند. نمي توانم بگويم مربوط به من نيست و وظيفه دولت است. دولت البته نبايد بي تفاوت باشد ولي من هم مسووليتي دارم. نمي شود يکي در خيابان خودرو 200 ميليوني سوار شود بغل دست آن شخصي سوار پيکان شده باشد.

-يعني مني که پول دارم بنز نخرم و پولش را بدهم بنگاه خيريه؟،

نه، بحث من پول نيست. تخريب فرهنگي ديدگاه من است. در جامعه بسياري از مردم درآمدشان زير متوسط است. در همين تهران بسياري زير خط فقر زندگي مي کنند. از آن طرف هم ما شعار فقرزدايي، عدالت اجتماعي و توسعه مي دهيم و از اين طرف مي بينيم خيلي ها نان شب ندارند بخورند و ما با بنز 200 ميليوني از کنار آنها رد مي شويم. خب اين تخريب فرهنگي دارد. من مي گويم نمي توانيم در جامعه همکاري را که دل مان مي خواهد انجام دهيم.

-پس کسي که پول دارد، پولش را چه کار کند؟

کسي که پول دارد اولاً فعل حرام که نمي تواند انجام دهد، فعل ثواب هم بخواهد انجام دهد بايد توانايي جامعه اش را ببيند. من پولدار بايد کمک کنم به توسعه کشورم. هر موقع جامعه ما جامعه يي شد که وابستگي اش به پول نفت کم شد همه مي توانند بنز سوار شوند اما در جامعه يي که جهان سومي است و در يک مسير توسعه يي قرار گرفته نمي توانيم در تضادها حامي تخريب باشيم، بايد ملاحظه کنيم به عنوان مثال جنابعالي اگر در محيطي رفتيد که دوروبر شما همه نان و پنير مي خورند شما نمي توانيد کباب بخوريد چون بوي کباب همه جا را مي گيرد پس اين غيرمنطقي است. بايد خيلي چيزها را رعايت کرد.

-يعني طرف پول بنز را براي توسعه کشور خرج کند؟

من مي گويم اگر کسي پول زيادي دارد، پس بيايد صرف توليد کند. درآمدش هم زياد مي شود. چه اشکالي دارد ماشين ساخت داخل سوار شود. البته من مخالف اينکه ماشين لوکس داشته باشيم نيستم ولي مي گويم طرف بايد شرايط اجتماعي را درک کند. شما فرض کنيد در حالي که پدر و مادرتان در خانه يي نقاشي نشده زندگي مي کنند شما مي توانيد فرش 10 ميليوني زير پاي تان بيندازيد.

-يعني به نظر شما افزايش قيمت نفت علاوه بر اينکه واردات را افزايش داده و باعث شده مردم مصرف گراتر شوند، مسووليت اجتماعي شان را هم پايين آورده است؟

دو اتفاق افتاده است؛ اتفاق اول اينکه ما در هر صورت يک رشد شش درصدي را در بخش تورم داشته ايم. کساني که ملک و املاک و دارايي داشته اند به شدت قيمتش افزايش يافته است. چون قيمت دلار را ثابت نگه داشته ايم باعث شده همه کساني که ثروت شان به نرخ ريال افزايش پيدا کرده در مقايسه با دلار، دلار بيشتري گيرشان بيايد و ثروتمندتر شوند. در مقابل کالاي خارجي قدرت خريدشان خيلي بالا رفته که اين کاذب است. چون نرخ دلار را ما اجباري پايين نگه داشته ايم. از طرفي هم صادرات مان کاهش پيدا کرده پس طرف توانسته قدرت مالي بالايي را کسب کند. مثلاً کسي آمده يک ميليارد تومان در يکي از بانک هاي ايراني گذاشته و آخر سال هم توانسته آن را به 2/1 ميليارد تومان افزايش دهد. اين افزايش ثروت را در هيچ جاي دنيا نمي تواند پيدا کند. من مي خواهم بگويم اين اتفاقي که افتاده عده يي را به صورت خاص خيلي ثروتمند کرد حالا نمي توانيم بگوييم بنز سوار نشود اما مي توانيم بگوييم چون دلار نداريم واردات بنز فعلاً ممنوع است. هر موقع وضع ارزي کشور خوب شد آن موقع بنز سوار شويد. نفت 100 دلاري ديگر نيست، نفت شد 30 دلار،

-ولي آقاي احمدي نژاد پيش بيني کرد نفت ديگر زير 100 دلار نمي آيد؟

همان طور که عرض کردم هم رشدش غيرقابل پيش بيني بود هم افتش. نمي خواهم بگويم چرا اين طوري شد ولي در آينده خيلي کتاب ها در موردش مي نويسند. يک اتفاق بي نظيري بود که طي ده ها سال اتفاق نيفتاده بود. مسائل زيادي در اين رابطه پشت پرده است ولي آنچه مسلم است اينکه ما به عنوان يک کشور نفت خيز از آن خيلي متاثريم و ضرر و زيانش هم براي ما زياد است. من فکر مي کنم چيزي که ما بايد دنبالش باشيم اين است که هر چقدر مي توانيم خودمان را از وابستگي به پول نفت آزاد کنيم و ديگر خام فروشي نکنيم آن موقع مي بينيم مواد خام در کشور مي چرخد و تبديل مي شود يک مايع حياتي که بايد در مسير توسعه صنعتي کشور استفاده کنيم.

-در دولت قبل هم همين خام فروشي ها بوده است،

من کاري به دولت ها ندارم. من دارم ايده هاي خودم درباره توسعه کشور را مي گويم.

-سياسي نيستيد؟

گرايش سياسي دارم ولي معتقدم الان سياسي بودن يا نبودن مساله يي را حل نمي کند. کشور ما کشوري در حال توسعه است که يک عده يي به عنوان گروه هاي سياسي اسم و عنوان دارند ولي برنامه ندارند. من بايد از يک برنامه طرفداري کنم. نديده ام گروه هاي چپ يا راست برنامه يي مدون داشته باشند که بگوييم اين برنامه مي تواند به نفع کشور باشد. الان دولت فعلي هم کدام برنامه را داده که ما بگوييم براساس برنامه بوده است. کارها هم باري به هر جهت است. روزي که قيمت نفت بالا مي رود واردات زياد مي شود. پول نفت پايين مي آيد واردات هم کم مي شود. اينکه نشد برنامه. دولت قبلي هم همين طور بود. پول نفت زياد بود واردات بالا مي رفت، پول نفت کم بود، واردات پايين مي آمد. مگر سال هاي 69 تا 71 کم واردات خودرو به کشور داشتيم. در اين سال ها دو ميليارد دلار خودرو به کشور وارد شد. بعد که پول نفت ته کشيد، قطع شد.

-اين سند چشم انداز که هست،

خب اجرا نشده است مسيرش دنبال نشده. درباره خصوصي سازي خيلي موارد در برنامه چهارم داشتيم ولي اجرا نشد. در بحث صندوق ذخيره ارزي و بهره برداري از صندوق بابت صنايع اتفاق نيفتاد بخش عمده يي رفت به هزينه هاي جاري. يعني الان به دليل اينکه برنامه ها پيگيري نشده مي توانيم بگوييم وضعيت مبهم و غيرقابل پيش بيني است. به گونه يي نيست که کسي بتواند شفاف اظهارنظر کند. اينکه بگويم عضو فلان گروه سياسي هستم به خاطر اسمش يا به خاطر آدم هايش، نه دنبالش نيستم. ولي اگر گروهي سياسي واقعاً برنامه شفافي بدهد و تعالي جامعه را در استراتژي شخص ارائه دهد مي توان از آن طرفداري کرد.(متن خلاصه شده)تهيه كننده:عليرضا بهداد-اعتماد
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: