کد خبر:۱۸۷۳
تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۰
تعداد بازدید: 3335
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
50 دختر جوان در تله يک مرد اغفالگر
مردي با جعل عنوان مامور امنيتي 50 دختر را اغفال کرد و ضمن کلاهبرداري از آنان، طعمه هايش را مورد سوءاستفاده جنسي قرار داد.
متهم با معرفي خود به عنوان مامور نهادهاي دولتي دختران را فريب مي داد

مردي با جعل عنوان مامور امنيتي 50 دختر را اغفال کرد و ضمن کلاهبرداري از آنان، طعمه هايش را مورد سوءاستفاده جنسي قرار داد.

بعدازظهر روز جمعه گذشته وقتي ماموران نيروي انتظامي در حالي گشت زني در بزرگراه آزادگان بودند، به يک دستگاه خودروي دوو که آنتن بيسيم روي آن نصب شده بود، مظنون شدند و راننده را متوقف کردند. آنها حين بازرسي از خودرو در داشبورد يک چراغ گردان پيدا کرده و هنگام بازرسي بدني از مرد جوان يک بيسيم و دستبند نيز کشف کردند. در حالي که راننده 31 ساله به نام احسان در اين مرحله نيز مورد سوءظن قرار گرفته بود، پيدا شدن چند حکم ماموريت که ظاهراً توسط برخي نهادهاي دولتي صادر شده بود، شک پليس را بيش از پيش برانگيخت و بررسي اين احکام، جعلي بودن آنها را به اثبات رساند. پس از آن متهم براي تحقيقات تکميلي به اداره پليس آگاهي انتقال يافت و اعتراف کرد احکام ماموريت را خودش جعل و امضا کرده است. در اين اثنا معلوم شد احسان با شکايت يک دختر به اتهام تعرض و کلاهبرداري به دستور داديار شعبه 4 دادسراي جنايي تحت پيگرد قرار دارد. به اين ترتيب پرونده وارد مرحله تازه يي شد و در حالي که بازجويي هاي مقدماتي جوان 31 ساله به پايان نرسيده بود، شش دختر ديگر نيز در برابر داديار اميراسماعيل رضوانفر عليه احسان شکايت کردند. يکي از آنها گفت؛ «مدتي قبل شخصي با تلفن همراهم تماس گرفت و گفت شماره مرا پشت در توالت عمومي يک پارک ديده و آن را پاک کرده است. او با طرح اين ادعا و ارسال پيامک هاي پياپي براي من باعث آغاز رابطه مان شد. احسان به من گفت دکتراي علوم سياسي دارد و به من دلبسته شده است. او خيلي زيبا حرف مي زد و پيامک هاي عاشقانه مي فرستاد و همين امر سبب شد به او اعتماد کنم تا اينکه وي يک روز در خانه اش مرا مورد تعرض قرار داد و پس از آن فراري شد.»

دختر ديگري نيز گفت؛ من از طريق پيامک هايي که احسان برايم فرستاد، با او آشنا شدم. او خودش را نماينده يکي از نهادهاي مهم دولتي معرفي کرد و گفت مي خواهد استعفا دهد و يک کار بزرگ اقتصادي را شروع کند. من هم به او اعتماد کردم اما پس از مدتي به من تعرض و سپس رهايم کرد.

سومين شاکي نيز اظهاراتي مشابه را مطرح کرد و گفت به حدي به احسان اعتماد داشت که چند ميليون تومان نيز به وي داده است. يکي ديگر از شکات نيز ماجرا را اين طور توضيح داد؛ «احسان به من گفت يک پزشک ايراني مقيم امريکا را مي شناسد و مي تواند کاري کند که من با او ازدواج و به امريکا مهاجرت کنم. او به اين بهانه مرا اغفال کرد و مورد سوءاستفاده جنسي قرار داد.»احسان وقتي با اين شکايت ها مواجه شد، جرمش را پذيرفت و گفت شماره دختران را به صورت اتفاقي پيدا مي کرد و با آنها تماس مي گرفت. متهم اعتراف کرد؛ «من خودم را مامور معرفي مي کردم و با اين ادعا که نکات منفي عليه آنها مي دانم و مدارکي در اين باره در اختيارم دارم، آنان را فريب مي دادم و سپس با چرب زباني و بيان جملات عاشقانه اعتمادشان را جلب مي کردم.»در حالي که متهم در بازداشت به سر مي برد و تحقيقات از او ادامه دارد، اميراسماعيل رضوانفر- مسوول رسيدگي به اين پرونده- گفت؛ بررسي ها نشان مي دهد احسان که خود را دکتراي علوم سياسي و نماينده برخي نهادهاي دولتي معرفي کرده، ديپلم هم ندارد و فقط از توانايي خوب حرف زدن برخوردار است.

او افزود؛ «متهم حداقل 50 دختر را با اين شيوه فريب داده و به نظر مي رسد تعداد شکايت ها از اين رقم هم بالاتر برود.»منبع:اعتماد


----------------------


بزهاي پول خور

بزهاي گرسنه 4 ميليون ريال پول نقد صاحبشان را خوردند.
 
روستايي مالباخته که در بندر ساحلي کرگان ميناب زندگي مي کند گفت: پول هايي را که در مدت چند روز از فروش ماهي به دست آورده بودم روي طاقچه اتاق گذاشتم و براي انجام کاري خارج شدم.

به گزارش واحد مرکزي خبر، ملاحي افزود : ناگهان متوجه شدم بزها در حال جويدن چيزي از اتاق خارج شدند بلافاصله به اتاق بازگشتم و ديدم از پول هاي روي طاقچه خبري نيست.

صاحب بزها گفت: به زور توانستم 30 هزار تومان اسکناس پاره شده را از دهان بزها بيرون بياورم.
10 سال خشکسالي در هرمزگان سبب شده است تا دام ها به خوردن زباله از جمله کاغذ روي آورند.بندر کرگان در 25 کيلومتري شرق ميناب واقع شده و شغل بيشتر ساکنان آن صيادي است.


----------------------

با اعلام رضايت دختر جوان صورت گرفت

تبرئه دو پسر نوجوان از اعدام

دو پسر نوجوان که به اتهام تجاوز به عنف يک بار به اعدام محکوم شده بودند پس از محاکمه مجدد در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران از اتهام خود تبرئه و به حبس محکوم شدند.

پرونده اين دو پسر نوجوان از جمله پرونده هايي بود که در جريان طرح جمع آوري سي دي هاي مبتذل تشکيل شد.

مطابق اوراق پرونده اوايل سال 85 ماموران پليس در راستاي طرح مبارزه با سي دي هاي مبتذل متوجه وجود يک فيلم در بازار قاچاق شدند که از صحنه تعرض به دختري نوجوان تهيه شده بود. به دستور دادستان تهران، پليس امنيت تهران مسوول تحقيق در اين باره شد. بررسي هاي انجام گرفته نشان داد اين دختر «س» نام دارد و از مدتي قبل با جواني به نام علي دوست بوده است. اين دختر براي تفريح با پسر مورد علاقه اش به شمال کشور رفته و صحنه هاي آزار و اذيت وي در آنجا تهيه شده بود. ماموران با انجام کارهاي اطلاعاتي موفق شدند «س» را شناسايي و تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز کنند. با شناسايي دختر جوان و باز جويي از وي مشخص شد او نه تنها از سوي پسر مورد علاقه اش مورد آزار قرار گرفته است بلکه دوستان پسر جوان نيز او را آزار داده اند. دختر نوجوان به ماموران گفت؛ قرار بود من و علي در سفري يک روزه به شمال برويم و چند ساعتي در ويلاي پدر وي باشيم. زماني که به آنجا رسيديم من متوجه شدم دوستان علي هم آمده اند و منتظر ما هستند. من فکر نمي کردم علي به من خيانت کند اما او حاضر نشد جلوي دوستانش را بگيرد و من مورد آزار پسران جوان قرار گرفتم و آنها از صحنه هاي تعرض به من فيلمبرداري کردند. پس از انجام بازجويي هاي اوليه پرونده براي بررسي بيشتر به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران نزد قاضي عزيز محمدي فرستاده شد. با بررسي هايي که هيات قضات در اين خصوص انجام دادند مشخص شد از ميان چند پسر نوجواني که در ويلا حضور داشتند دو تن از آنها عامل اصلي تعرض بودند و ديگران نقشي در اين خصوص نداشتند. بنابراين دو نوجوان که سام و محمد نام دارند، بازداشت شدند و جلسات محاکمه آنها برگزار شد. هرچند آنان به رغم اعترافات اوليه در دادسرا منکر داشتن هرگونه رابطه با «س» شدند، اما هيات قضات آن دو را به جرم تجاوز به عنف با توجه به مدارک موجود در پرونده به اعدام محکوم کرد. با اعتراض متهمان به راي صادره پرونده براي بررسي مجدد به ديوان عالي کشور فرستاده شد. قضات ديوان با ضميمه کردن ايراد به پرونده راي صادره را نقض کردند و پرونده يک بار ديگر براي بر طرف شدن ايرادها در شعبه 71 مورد بررسي قرار گرفت. در اين فاصله سام و محمد موفق شدند رضايت دختر نوجوان را جلب کنند و اين دختر اعلام کرد شکايتي از متهمان ندارد. با توجه به اعلام رضايت دختر جوان جلسه محاکمه يک بار ديگر تشکيل شد و هيات قضات از دو متهم خواستند در برابر اتهام تجاوز به عنف از خود دفاع کنند. سام و محمد اعلام کردند اشخاصي که در فيلم هستند آنها نيستند و «س» در اين مورد اشتباه کرده است. آنها قبول کردند در ويلاي شمال بوده اند اما اتهام تجاوز به عنف را نپذيرفتند.

هيات قضات پس از دفاعيات متهمان و وکيل مدافع آنها اظهارات سام و محمد را پذيرفتند و آنها را از اتهام تجاوز به عنف تبرئه کردند. به اين ترتيب دو پسر نوجوان از اعدام نجات يافتند و به حبس محکوم شدند.منبع:اعتماد


------------------------


پدر، دختربچه هاى گمشده اش را هنگام گدايى ديد!

راز دو خواهر كه از سوى مادر و ناپدرى معتادشان مجبور به گدايى شده بودند، با شكايت پدرشان فاش شد.

هفته گذشته مردى با مراجعه به بخش قضايى «پيشوا» راز اين كودك آزارى و زندگى سياه فرزندانش را فاش كرد. او به قاضى «حجت كيوان هاشمى» گفت: حدود دو سال قبل متوجه اعتياد همسرم شده و خيلى تلاش كردم اعتيادش را ترك كند، اما او هربار پس از ترك، دوباره به طرف مواد مخدر مى رفت. بنابراين وقتى تلاش هايم به نتيجه نرسيد، ناچار با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضاى طلاق دادم. قاضى نيز با بررسى وضعيت همسرم حكم طلاق داد و سرپرستى دو دختر ۸ و ۱۰ ساله ام نيز به همسرم سپرده شد، اما شش ماه قبل متوجه شدم همسرم خانه اش را تغيير داده و از آن به بعد ارتباطم با دخترانم - نازنين و نيلوفر - قطع شد. تا اين كه امروز هنگام رفتن به خانه دو دختربچه را در حال گدايى پشت چراغ قرمز ديدم. وقتى بيشتر دقت كردم، با صحنه عجيب و باورنكردنى اى روبه رو شدم. دو دختربچه گدا، دخترانم بودند. نيلوفر و نازنين با لباس هاى كهنه و رنگ رو رفته گدايى مى كردند. سريع از خودرو پياده شده و به سوى آنها رفتم. پس از چند دقيقه صحبت متوجه شدم ناپدرى و مادرشان براى تهيه پول مواد مخدرشان، دخترانم را مجبور به گدايى كرده اند. با شنيدن اين موضوع عصبانى شده و براى شكايت همراه بچه ها به دادگاه آمدم. نيلوفر در نخستين تحقيقات به رئيس بخش قضايى پيشوا گفت: مادرم شش ماه پس از جدايى از پدرم با مرد معتادى به نام «آرش» آشنا شد و ازدواج كرد. آنها معتاد به كراك بودند و براى تهيه پول مواد مخدرشان ما را مجبور به گدايى مى كردند.

وقتى هم يك بار در برابر خواسته آنها مقاومت كرديم، دست هاى ما را سوزاندند. بنابراين هر روز صبح براى گدايى از خانه بيرون مى آييم و شب همه پول ها را به آنها مى دهيم. مادر و ناپدرى ام فقط به فكر مصرف كراك هستند و اگر اعتراضى كنيم، ما را بشدت كتك مى زنند. آقاى قاضى از شما تقاضا داريم سرپرستى ما را به پدرمان بسپاريد. ما ديگر نمى خواهيم به آن خانه برگرديم. قاضى پرونده در ادامه دستور دستگيرى مادر و ناپدرى دو دختربچه را صادر كرد. آنها پس از انتقال به دادگاه منكر اتهام خود شده، اما در ادامه اعتراف كردند به دليل اعتياد شديد به مواد مخدر و مشكلات مالى دختربچه ها را مجبور به كار در بيرون خانه كرده اند. رئيس بخش قضايى پيشوا، پس از بازجويى از متهمان به گروهى از متخصصان پزشكى قانونى مأموريت داد با معاينات تخصصى ميزان صدمات وارد شده به دو خواهر را مشخص كنند. همچنين سرپرستى دو دختربچه از مادرشان سلب و به پدرشان سپرده شد. متهمان نيز با صدور قرار قانونى و اعلام نتايج تحقيقات تحت تعقيب خواهند بود.منبع:ايران
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: