کد خبر:۱۸۷
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۵:۲۳
تعداد بازدید: 3548
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
اختلالات رواني
مشكلات اقتصادي، عامل مهم شيوع اختلالات رواني در تهراني‌ها
«تفاوت فاحش درآمدي در تهران و افزايش فاصله طبقاتي، به هيچ عنوان قابل تحمل و دفاع نيست و اختلالات رفتاري زيادي را بوجود آورده است.»
«تفاوت فاحش درآمدي در تهران و افزايش فاصله طبقاتي، به هيچ عنوان قابل تحمل و دفاع نيست و اختلالات رفتاري زيادي را بوجود آورده است.»
اين جملات چند روز پيش محمدباقر قاليباف، شهردار تهران بود كه با حضور در كنگره جامعه جراحان ايران يادآوري كرد: فشار شديد روحي از بزرگ‌ترين تهديد‌هايي است كه امروزه در بين مردم تهران وجود دارد؛ به اين ترتيب كه متأسفانه اكثر مردم تهران عصبي و عبوس شده‌اند و نشاط و سر‌زندگي در بين آنها كمتر ديده مي‌شود.

شنيدن اين عبارات از زبان شهردار تهران در حالي است كه به گفته روان‌پزشكان، هم‌اكنون بيش از 20 درصد مردم تهران به انواع اختلالات رواني مبتلا هستند. علاوه بر اين، به گفته كارشناسان شيوع ابتلا به اختلالاتي از قبيل افسردگي و اضطراب در تهران بيشتر در سنين 15 تا 44 سالگي است كه 79 درصد مبتلايان را تشكيل مي‌دهند.

اما اينكه چرا در شهرهاي بزرگي مثل تهران مردم، بيشتر انواع اختلالات رواني را تجربه مي‌كنند موضوعي است كه روان‌پزشكان نظرات مختلف اما تقريبا هم‌جهتي درباره آن دارند.

دكتر پرويز مظاهري، دبير انجمن روان‌پزشكان ايران در گفتگو با همشهري با بيان اينكه در شهرهاي بزرگ عدم رسيدگي به شهروندان به علت تراكم جمعيت منجر به افزايش شيوع انواع اختلالات رواني بخصوص اضطراب و افسردگي مي‌شود، مي‌گويد: البته اين اختلالات در شهرهاي كوچك هم ديده مي‌شوند اما چون در اين شهرها مردم زندگي آرام‌تري دارند، كمتر دچار اضطراب مي‌شوند ضمن اينكه همين مردم به‌دليل نبود امكانات كافي و تسهيلات افسردگي كمتري را تجربه مي‌كنند.

اين روان‌پزشك ادامه مي‌دهد: به هر حال در كلانشهري مثل تهران تعجيل مردم شايد فقط به علت همين آگهي‌هاي تبليغاتي و پيش‌خريد‌هاي مختلف است كه مردم را ترغيب مي‌كند در سرمايه‌گذاري براي اين آگهي‌ها شركت كنند.

«ما در شهرهاي بزرگ روزانه با انواع اطلاعات و داده‌هاي مختلف مواجه مي‌شويم و حتي اين تبليغات هم در خيلي از مواقع سلامت رواني شهروندان را تهديد مي‌كنند.»

دكتر محمد‌علي شهركي، روان‌پزشك و مدير اجرايي جمعيت ترك اعتياد آفتاب نيز با بيان اين عبارات و با تاكيد بر اينكه شهرهاي بزرگي مثل تهران احتياج به بازسازي فضاي تبليغاتي دارند، به همشهري مي‌گويد: همين بيلبوردهاي تبليغاتي تجهيزات گران‌قيمت و متنوعي هستند كه خواه ناخواه چه قبولشان داشته باشيم چه قبول نداشته باشيم، به صورت ارزش در مي‌آيند و در اين ميان، رسانه‌ها هم به اين تبليغات دامن مي‌زنند.

به گفته وي البته صدا و سيما و شهرداري مجبورند از اين تبليغات استفاده كنند؛ اما مسئولان بايد بدانند كه اگر درصد اين تبليغات مشخص نشود، باعث مشغوليت ذهني مردم شده و مشكلات عديده اقتصادي و اجتماعي را براي آنها به همراه مي آورد چون فضاهاي تبليغاتي قطعا استرس‌زا هستند و مردم قدرت تحليل آنها را ندارند.


جامعه ناايمن و برون‌ريزي‌هاي مختلف!

به گفته كارشناسان، در طول سال‌هاي گذشته، اگرچه تهران توسعه يافته ولي رفاه و امكانات مردم اين شهر به همين اندازه توسعه نيافته است. همين امر هم باعث شده مردم بيشتر نگراني و افسردگي خود را به كانون خانواده ببرند و آن هم به صورت انواع اختلالات خواب، سردرد و ديگر اختلالات روان‌تني خود را نشان دهد.

دكتر مهراد متين راد، روان‌شناس و عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي با اشاره به اينكه استرس‌هاي مختلف زندگي شهري، خود را به صورت اختلالات مختلف روان‌پزشكي و روان‌تني نشان مي‌دهند، اين‌طور توضيح مي‌دهد: معضل عمده ما اين است كه ما يك جامعه ناايمن داريم به‌طوري كه شاهد بي‌ثباتي عميقي در وضعيت اقتصادي و اجتماعي مردم هستيم. در كنار اين مردم ما عادت كرده‌اند كه هر روز از رسانه‌هاي مختلف اخبار نگران‌كننده بشنوند و هميشه در اضطراب و حيرت باشند.

اين روان‌شناس با اشاره به اينكه همين امر كارايي افراد را مسلما كاهش داده و برون‌ريزي‌هاي مختلف به صورت پرخاشگري را بيشتر مي‌كند، ادامه مي‌دهد: از طرفي كارمندان ما در ادارات مختلف آموزش كافي را نگذرانده اند و نظم كافي را ندارند و در اين ادارات تقريبا هيچ چيز سر جاي خودش نيست.

نتيجه اين بي‌نظمي هم نمود خود را در رانندگي، خريد كردن، حضور در مكان‌هاي شلوغ و حتي در رفتارهاي روزمره نشان مي‌دهد.

دكتر شهركي نيز با اشاره به اينكه معضل كار و فعاليت هم عمده‌ترين زمان مردم را اشغال كرده، توضيح مي‌دهد: مي‌توان گفت ديگر چيزي به نام تعطيلات آخر هفته و استراحت براي همين فرد زماني را براي بازسازي افكار و پرداختن به جنبه‌هاي رواني‌اش نمي‌دهد و همين استرس‌ها هم وقتي مدام افزايش مي‌يابند، قاعدتا باعث بروز انواع بيماري‌هاي پنهان ديگر هم مي‌شوند.

به گفته وي، چنين فردي در چنين شهري به تدريج دچار وادادگي مي‌شود و علاوه بر ساير اختلالات روان‌پزشكي، انواع آسيب‌هاي اجتماعي نيز در او نمود پيدا مي‌كنند.

علاوه بر اين، دكتر شهركي با بيان اينكه با توجه به ساخت شهرهاي بزرگ و اينكه مردم بيشتر زمان خود را در داخل شهر سپري مي‌كنند، لزوم بازنگري در معماري و طراحي ساخت چنين شهرهايي ضروري به نظر مي‌رسد، معتقد است: اين طراحي بايد با تمركز بر جنبه‌هاي رواني مردم صورت گيرد يعني محيطي ساخته شود كه اضطراب را از شهروندان دور كند.

خوددرماني يا فرار

به گفته كارشناسان در خوشبينانه‌ترين حالت، 20 درصد افرادي كه به علت مشكل مبهمي به پزشك مراجعه مي‌كنند، يا بيماري‌شان كاملا روان‌پزشكي است كه خود را به صورت مشكل جسمي نشان داده يا اينكه اختلال روان‌پزشكي روي مشكلات ديگر پزشكي فرد سوار شده است.

دكتر شهركي در اين باره مي‌گويد: البته مردم ما در بيشتر موارد چنين وضعيتي را كه همراه با فشارهاي رواني است تحمل مي‌كنند، در درجه دوم هم درصورت تحمل نكردن شرايط، به خود درماني يا درمان‌هاي جايگزين مي‌پردازند مثلا سراغ تكنيك‌هاي مختلف آرام‌سازي و يا تفكر مثبت مي‌روند يا اينكه از كتاب‌هاي عمومي روان‌شناسي استفاده مي‌كنند.

به گفته وي، بايد در نظر داشت اگرچه اين روش‌ها به جاي خود مثبت هستند، ولي ممكن است فرد را به اين فكر خطا بيندازند كه ديگر نيازي به مراجعه به روان‌پزشك نيست.

به عقيده دكتر شهركي در نهايت هم بيماران با انواع علائم جسمي مثل سردرد، سرگيجه، خستگي مفرط و تپش‌قلب به پزشك مراجعه مي‌كنند و تازه در اين زمان است كه پزشك فرد را براي تشخيص اختلال رواني به روان‌پزشك ارجاع مي‌دهد.

اين در حالي است كه به گفته روان‌پزشكان خيلي از مردمي كه دچار مسائل وابسته به استرس مي‌شوند، اصلاً نمي‌دانند كه بايد هنگام مواجهه با اين علائم چه كرد به همين دليل يا اين استرس را سركوب مي‌كنند يا دائما از آن در حال فرار هستند.

دكتر راد نيز خاطرنشان مي‌كند: در يك جامعه ناايمن مهم‌ترين نقش مسئولان ما اين است كه مردم را با روش‌هاي مختلف مديريت استرس، و مقابله با آن آموزش دهند تا مردم بتوانند با باورهاي اجتماعي اين استرس را كنترل كنند تا بيش از اين شاهد بي‌دقتي‌ و بي‌تمركزي در امور روزمره، اتلاف وقت، بالارفتن هزينه‌ها و كاهش بهره‌وري نباشيم.

همچنين اين مسئله را فراموش نكنيم كه استرس يك اختلال روان‌پزشكي نيست بلكه انفجارهاي زنجيره‌اي زيادي ناشي از همين اختلال مي‌توانند در كانون خانواده خودشان را نشان ‌دهند.منبع: سميه شرافتي
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: