کد خبر:۱۷۲۱
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۰
تعداد بازدید: 8299
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
هيات عمومي ديوان عالي اختلاف سني زياد را از دلايل حکم طلاق دانست
قضات هيات عمومي ديوان عالي کشور در حکمي کم سابقه اختلاف سن 22ساله يک زن و شوهر را به عنوان يکي از دلايل اعسار زن و موافقت با صدور حکم طلاق او مورد قبول دانستند.
حکم بي سابقه قضايي در عرصه حقوق زنان

هيات عمومي ديوان عالي کشور که با حضور آيت الله دري نجف آبادي برگزار مي شود اعلام کردند با توجه به اينکه زني به نام فاطمه 22 سال از شوهرش کوچک تر است و مورد سوءرفتار همسر قرار مي گرفته، براي طلاق هيچ نيازي به بخشيدن حقوق قانوني خود ندارد. اين حکم در حالي صادر شد که در نوعي از طلاق که شوهر راضي به جدايي نيست، زن موظف است بخشي از حقوق خود را بذل کند. اکنون با نظر آيت الله دري نجف آبادي و قضات عالي رتبه هيات عمومي ديوان اين زن نيازي به بخشيدن حقوقش ندارد و از اين پس اين حکم مي تواند به عنوان وحدت رويه در پرونده هاي مشابه ديگر نيز مورد استناد قضات قرار بگيرد. به گزارش خبرنگار ما، اين پرونده 25 اسفندماه سال 82 با شکايت زني به نام فاطمه تشکيل شد.
 
اين زن در توضيح داستان زندگي اش گفت؛ اسفندماه سال 56 با اصرار بسيار زياد خانواده ام به عقد مردي به نام احمد درآمدم. من هيچ رضايتي به اين ازدواج نداشتم و فقط فشار خانواده ام باعث شد پاي سفره عقد بنشينم. در اين مدت شرايط بسيار سختي را تحمل مي کردم. شوهرم را دوست نداشتم و رفتار آزاردهنده اش، ادامه زندگي با او را برايم بسيار سخت کرده بود.با اين حال به اصرار پدر و مادرم تحمل مي کردم. از آنجايي که در سال هاي زندگي مشترک با شوهرم صاحب دو فرزند شده ام، خانواده ام اجازه نمي دادند طلاق بگيرم.
 
اين زن ادامه داد؛ بعد از چند سال شوهرم نسبت به من و بچه ها کاملاً بي تفاوت شد و ما را رها کرد. هزينه زندگي ما را پدر و مادرم تامين مي کردند تا اينکه آنها را در يک حادثه از دست دادم و کاملاً تنها شدم. در حالي که درآمدي نداشتم، مجبور بودم هزينه فرزندانم را هم بپردازم. تا اينکه تصادف کردم و از دو پا فلج شدم. در اين روزهاي سخت که نياز به ياري شوهرم داشتم، او هيچ کمکي به من نکرد و حتي خانه را فروخت و ما آواره شديم.با توجه به رفتارهاي شوهرم و اينکه از او متنفر شده ام، تقاضاي رسيدگي به وضعيتم را دارم.اين زن همچنين اعلام کرد در شرايط اعسار قرار دارد و تمام حقوق مالي اعم از مهريه و نفقه اش را هم مي خواهد.با توجه به اظهارات اين زن، قاضي پرونده فرزندان فاطمه را براي بررسي ادعاي مادرشان به دادگاه فراخواند. آنها گفته هاي اين زن را تاييد و اعلام کردند پدرشان آنها را ترک کرده و زماني هم که در خانه بود، مرتب با مادرشان درگيري داشت.دو سال بعد از اين شکايت و در حالي که احمد اعلام کرده بود حاضر نيست همسرش را طلاق دهد، دادگاه بدوي راي به طلاق صادر کرد.
 
اين راي مورد اعتراض احمد قرار گرفت و پرونده به شعبه 12 دادگاه تجديدنظر استان فارس فرستاده شد و قضات حکم را به شرط بخشش نصف مهريه و اجرت المثل و نفقه از سوي زن مورد تاييد قرار دادند و در واقع دادگاه حکم به طلاق خلع صادر کرد. راي صادره بار ديگر مورد اعتراض قرار گرفت و شعبه 22 ديوان عالي کشور اين بار مسوول رسيدگي به پرونده شد و نظر قضات تجديدنظر را نپذيرفت. قضات اين شعبه معتقد بودند فاطمه اگر واقعاً در شرايط عسر و حرج قرار داشت و نمي توانست به زندگي با شوهرش ادامه دهد، بايد تمام حق و حقوقش را مي بخشيد و دقيقاً تقاضاي طلاق مي کرد. حال آنکه اين زن چنين درخواستي را مطرح نکرده بنابراين راي صادره شرعي نيست به اين ترتيب دوباره پرونده به دادگاه بدوي برگشت و قاضي جديد راي داد به شرط بخشش تمام حق و حقوق از سوي فاطمه حکم طلاق صادر مي شود و اين بار فاطمه به حکم دادگاه اعتراض کرد و با توجه به اينکه پرونده براي بار دوم در ديوان مطرح و راي اصراري صادر شده بود، اين بار هيات عمومي ديوان عالي کشور براي تعيين سرنوشت فاطمه تشکيل جلسه دادند. در اين جلسه که با رياست آيت الله دري نجف آبادي دادستان کل کشور برگزار شد، 50 قاضي عالي رتبه در مورد پرونده فاطمه به شور نشستند و سرانجام راي به طلاق با پرداخت کليه حق و حقوق اين زن صادر کردند.
 
دادستان کل کشور طي اظهارنظري در خصوص اين پرونده گفت؛ در صورتي که زن در شرايط عسر و حرج قرار بگيرد و به هر دليلي نتواند به زندگي مشترک با شوهرش ادامه دهد، بايد حکم طلاق صادر شود و اگر مرد از اين حکم تبعيت نکرد، زن مي تواند با اذن حاکم شرع طلاق بگيرد. همچنين در صورتي که مرد زندگي مشترکش را به مدت شش ماه متوالي يا 9 ماه در يک سال بدون عذر موجه ترک کند، دادگاه مي تواند حکم به طلاق صادر کند، علاوه بر اين ضرب و شتم يا هرگرنه سوءرفتار مستمر مرد با همسرش که غيرقابل تحمل باشد از موارد طلاق زن است.وي ادامه داد؛ فاطمه به دليل کراهتي که از شوهر خود دارد اعلام عسر و حرج کرده و حاضر شده نيمي از حقوقش را ببخشد. با توجه به اينکه عسر و حرج اين زن، 22 سال فاصله سني او با شوهر و سوءرفتار همسر، از سوي دادگاه مورد تاييد قرار گرفته است، بنابراين حکم طلاق صحيح است و لزومي به بخشش حق و حقوق از سوي زن نيست.منبع:اعتماد



------------------------------


با شكايت 2 دختر دانشجو  راز گاوداري متروكه فاش شد

وعده‌هاي فريبنده بار ديگر زندگي 2 دختر دانشجو را با تباهي پيوند زد و با شكايت آنها در شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي تهران، راز يك هفته زنداني شدن آنها در گاوداري متروكه در يكي از شهرها فاش شد.

وقتي 2 دختر جوان وارد اتاق داديار جنايي تهران شدند، براحتي مي‌شد حدس زد كه هر دو شهرستاني هستند و با دل‌خوش كردن به سرابي كه تصور مي‌كردند درياي بيكراني است، آينده خود را به صرف اعتماد بيجا به سياهي پيوند زده‌اند.

يكي از دختران جوان با معرفي خود به نام مهسا به داديار سليماني گفت: همه چيز از يك آشنايي خياباني شروع شد. يك روز كه من و دوستم فريبا از محل خوابگاه عازم دانشگاه بوديم به دليل آن كه فرصت كمي تا شروع كلاس باقي بود، سوار خودرويي شديم كه 2 سرنشين داشت.آن روز به جاي حضور در كلاس درس ساعت‌ها در خيابان‌ها پرسه زديم.

فرشاد و مهدي 2 جواني بودند كه يكي از آنها خود را دانشجوي سال آخر مهندسي عمران و ديگري خود را فرزند يك كارخانه‌دار معرفي كرد.اين ارتباط چند روز ادامه داشت و آنها مي‌گفتند قصد دارند با من و فريبا ازدواج كنند.

زنداني در گاوداري

دختر جوان گفت: يك هفته پس از اين آشنايي آنها از من و دوستم درخواست كردند به اتفاق آنها به يكي از شهرها سفر كرده، از نزديك با خانواده‌هايشان آشنا شويم و پس از چند ساعت، وقتي آنها در تاريكي شب مقابل يك گاوداري متروكه متوقف شدند، من و فريبا احساس ترس و وحشت كرديم و از آنها خواستيم ما را به شهر بازگردانند اما درخواست ما بي‌نتيجه بود و آنها من و دوستم را بدون آن كه فريادرسي داشته باشيم به داخل اتاقك مخروبه‌اي در گاوداري منتقل كردند و يك هفته تحت آزار و اذيت قرار داشتيم.پس از گذشت يك هفته نيمه شب با كمك يكديگر از اين محل فرار كرديم و پس از يك ساعت پياده‌روي، خود را به جاده اصلي شهر رسانديم و با اولين خودرو به تهران آمديم.

دستور پيگيري

سليماني، داديار جنايي در اين‌باره به «جام‌جم» گفت: پس از طرح اين شكايت، دستور قضايي صادر و پرونده براي تحقيقات به پليس آگاهي ارجاع شد.

با بررسي و تحقيق در اين زمينه معلوم شد 2 متهمي كه 2 دختر دانشجو را فريب داده‌اند، متهمان سابقه‌دار هستند كه تحت تعقيب مقام‌هاي قضايي و انتظامي چند شهر به اتهام اغفال و فريب دختران جوان قرار دارند.

سليماني تصريح كرد: با به دست آمدن اطلاعات مربوط به اين دو متهم، ماموران با سرنخ‌هايي كه در اين ارتباط به دست آوردند، هر دو متهم را حوالي يكي از دانشگاه‌هاي تهران شناسايي و دستگير كردند.

اين دو متهم در تحقيقات مقدماتي با اعتراف به زنداني كردن 2 دختر دانشجو در گاوداري متروكه به چند فقره جرم مشابه نيز در شهرهاي مختلف اعتراف كرده‌اند.

سليماني اضافه كرد: با صدور قرار قانوني، تحقيق از متهمان در پليس آگاهي ادامه دارد.



-----------------------------


قاتل سريالي زنان، صحنه جنايت ها را بازسازي کرد

اميد به اتهام کشتن هشت زن کرجي دستگير شد و به قتل چهار نفر ديگر در لنگرود نيز اقرار کرد
 
قاتل سريالي زنان که 12 زن را در کرج و لنگرود به قتل رسانده است صبح ديروز به خانه اش منتقل شد و صحنه جنايت هايش را بازسازي کرد. به گزارش خبرنگار ما اين متهم 23 ساله که اميد نام دارد بهمن ماه سال گذشته زني جوان را کشت و جسدش را در فاز چهار مهرشهر رها کرد. يک ماه بعد از اين جنايت در حالي که سرنخي از قاتل به دست نيامده بود، وي دومين قتل را انجام داد و پس از آن تا روز 27 خردادماه سال جاري شش زن ديگر را نيز به طرز مشابهي به قتل رساند. در اين بين کارآگاهان جنايي که از زمان کشف سومين جنازه به سريالي بودن اين قتل ها پي برده بودند چندين مظنون از جمله اميد را بازداشت کردند اما به خاطر نبود دلايل کافي همه آنها آزاد شدند تا اينکه بالاخره اواخر مردادماه نقش اميد در اين قتل ها قطعي شد چرا که کارآگاهان پي برده بودند قاتل مردي سابقه دار است که با پيکان قهوه يي رنگ به عنوان مسافرکش در سطح شهر پرسه مي زند و اميد همه اين مشخصات را داشت.

پليس هنگامي براي دستگيري اين متهم وارد عمل شد که وي به همراه همسرش خانه اجاره يي خود در خرمدشت کرج را ترک کرده و در يک پلاژ در رامسر به عنوان سرايدار مشغول به کار شده بود. در نهايت اميد دستگير شد و به قتل هر هشت زن اعتراف کرد. او مدعي شد به دليل تنفر از زنان دست به اين جنايت ها مي زده است. ناکامي در ازدواج با يک دختر و شکايت واهي يک زن عليه او به اتهام آدم ربايي دو عاملي بود که نفرت را در او ايجاد کرده بود. هر چند اين مرد مصرانه مي گفت فقط به قصد انتقام گرفتن از زنان مرتکب قتل هاي زنجيره يي شده، کارآگاهان احتمال دادند انگيزه هاي ديگري نيز در اين جنايت ها دخيل بوده است. برقراري رابطه نامشروع با برخي قربانيان و سرقت اموال آنان دو هدف ديگري بود که اميد به طور ضمني پذيرفت از کشتن زنان دنبال مي کرده است. چندي بعد اين مرد به چهار قتل ديگر اعتراف کرد و توضيح داد سال ها پيش زماني که ساکن لنگرود بوده اين چهار نفر را کشته است. در حالي که تحقيقات مقدماتي از اميد همچنان ادامه دارد ديروز اين مرد به خانه اش در خرمدشت منتقل شد و به بازسازي صحنه قتل هاي کرج پرداخت. او توضيح داد يکي از قربانيان را در بيابان هاي اطراف شهر و دو نفر ديگر را در کمالشهر داخل خودرواش کشته و پنج جنايت ديگر را در منزلش مرتکب شده است.

اميد در حضور بازپرس و کارآگاهان جنايي گفت؛ پس از آنکه زن ها را در کنار خيابان سوار خودروام مي کردم، به خانه مي آوردم و حدود 10 دقيقه با آنها حرف مي زدم. بعد با هم داخل اتاق خواب مي رفتيم و حين رابطه نامشروع آنان را با دست خفه مي کردم. سپس روسري شان را دور گردن شان مي پيچاندم و آن را محکم گره مي زدم تا اگر زنده هستند بميرند.

اميد افزود؛ بعد از آنکه از مرگ طعمه هايم مطمئن مي شدم لباس به تنش شان مي پوشاندم. سپس اجساد را به صورت مچاله داخل ملحفه يي مي پيچيدم و آن را مثل بقچه دو گره مي زدم. اگر سنگين بودند روي زمين مي کشيدم و اگر سبک بودند آنها را بلند مي کردم و به داخل ماشين انتقال مي دادم. البته قبل از انتقال اجساد به بيرون از خانه، تمام طلا و جواهرات شان را برمي داشتم.

اين متهم در پاسخ به سوال بازپرس که «آيا در زمان ارتکاب جنايات کسي در خانه حضور داشت»، گفت؛ در آن زمان هيچ کس خانه نبود و همسرم نيز آن موقع در قزوين زندگي مي کرد، البته در شش قتل از کارهاي من باخبر بود.

اميد همچنين در پاسخ به سوالي درباره انگيزه واقعي اش از ارتکاب قتل ها بعد از چند دقيقه سکوت مدعي شد؛ هم سرقت و هم از بين بردن نسل زناني که به شوهران خود خيانت مي کنند، انگيزه ام از اين قتل ها بود.

بعد از اينکه اميد شيوه قتل ها را نشان داد و بازسازي کرد بار ديگر به زندان منتقل شد. وي پس از صدور قرار مجرميت و کيفرخواست در دادگاه کيفري استان تهران پاي ميز محاکمه خواهد رفت.منبع:اعتماد



----------------------------



حيرت چيني‌ها
دختري براي نجات پدر خودكشي كرد

يك دختر چيني دست به خودكشي زد تا پدر بيمارش را نجات دهد. اين دختر مي‌خواست پس از مرگ، كبد او را به بدن پدرش پيوند كنند اما پزشكان مي‌گويند پيوند زندگي پدر را نجات نخواهد داد.سرنوشت و فداكاري چن‌جين كه سعي كرد با كشتن خود پدر بيمارش را نجات دهد مردم چين را به تحسين واداشته است.

به گزارش گاردين، دو هفته پس از اقدام به خودكشي، حال چن‌جين همچنان بحراني است. سيل كمك‌هاي مردم براي پرداخت هزينه سنگين مداواي دختر سرازير است و عده بسياري پيشنهاد كرده‌اند كبد خود را به پدر او هديه كنند.

مادر چن‌جين گفت او پدرش را بيش از خودش دوست داشت. او گفت پزشكان در دسامبر گفتند شوهرش به سرطان كبد مبتلا شده و سه ماه ديگر خواهد مرد.

زن و شوهر تصميم گرفتند اين خبر را از دخترشان پنهان كنند ولي او ماه گذشته در بيمارستان با خواندن گزارش پزشكان پي به وخامت حال پدرش برد. چن‌جين در خانه تا آمدن مادرش به بيمارستان صبر كرد و سپس دست به خودكشي زد. حدود 10 ساعت بعد وقتي مادرش به خانه رفت از بستن در خانه فهميد اتفاقي افتاده است و با شكستن پنجره به داخل رفت. كوي لان 43 ساله گفت دخترم بي‌حركت، مثل مرده‌ها افتاده بود و دو شيشه خالي قرص با يادداشت خودكشي در كنارش بود. او نوشته بود: مادر، متاسفم كه ديگر نمي‌توانم در كنارت باشم. خواهش مي‌كنم پس از مرگ كبدم را به پدرم بدهيد.

او را به سرعت به بيمارستان رساندند. پزشكان دو بار معده‌اش را شستشو دادند و به او خون تزريق كردند.

مادر چند روز سعي كرد ماجرا را از پدر پنهان كند و مي‌گفت چون حال دخترشان خوب نيست يا به ديدن اقوام رفته نمي‌تواند به بيمارستان بيايد. اما در واقع دختر در فاصله چند متري پدرش در بخش مراقبت شديد همان بيمارستان بستري بود.

او پس از پنج روز سرانجام از حال اغما درآمد و توانست به پدرش بنويسد كه به ديدنش خواهد رفت. اما دو روز بعد تنفس دختر قطع شد و اين ماجرا يك روز بعد نيز تكرار و باعث نگراني شديد پزشكان شد. سرانجام 11 روز بعد از خودكشي پزشكان اعلام كردند خطر از دختر دور شده است.

شن نان پينگ مدير اورژانس كودكان بيمارستان گفت معجزه است كه زندگي دختر نجات يافت. پينگ گفت همه ارگان‌هاي بدن دختر كار مي‌كند و فقط حافظه و قدرت فكر كردن او كاملا به حال عادي بازنگشته است كه اين وضعيت چند هفته طول خواهد كشيد.

او احتمالا به جراحي نياز خواهد داشت چون هنگام خودكشي روي پتوي برقي خوابيده بود و حرارت مداوم پتو به پاهايش آسيب زده است.

خانواده دختر پول كلاني براي مداواي او و پدرش مي‌پردازند كه با حقوق اندك پدر تناسبي ندارد.

كوي لان، مادر خانواده، گفت افراد خير تمام هزينه‌ها را داده‌اند و حتي او پول اضافي دريافت كرده است كه مي‌تواند به خانواده‌هاي نيازمند بدهد.

روزنامه مدرن اكسپرس چين نوشت عده بسياري آماده‌اند كبد خود را به پدر اين دختر بدهند. از جمله كارگر بازنشسته 77 ساله‌اي كه به اين روزنامه گفت: من آدم سالمي هستم و ميل دارم كبدم را به پدر اين دختر بدهم. همسر و فرزندانم هم با اين تصميم موافقند.

با اين حال، پزشك معالج پدر گفت پيوند كبد نمي‌تواند زندگي پدر را نجات دهد چون سرطان خيلي گسترش يافته است.


-----------------------


تقاضاي طلاق به خاطر مارمولک

زني به خاطر وجود مارمولک در آشپزخانه خانه اش به دادگاه خانواده رفت و خواستار جدايي از همسرش شد.
 
اين زن که شقايق نام دارد و چهار ماه از ازدواجش مي گذرد صبح ديروز به شعبه 268 مجتمع قضايي خانواده ونک رفت و گفت به خاطر وجود مارمولک در خانه شوهرش قصد دارد از او طلاق بگيرد. وي به قاضي حسن عموزادي گفت؛ شوهرم ايليا مرد خوبي است و از زماني که با هم ازدواج کرده ايم هيچ مشکلي با هم نداشتيم تا اينکه سروکله يک مارمولک در خانه مان پيدا و از آن روز به بعد اختلافات ما نيز آغاز شد. ما در طبقه دوم خانه پدر ايليا که خانه وي قديمي است، زندگي مي کنيم. يک روز که ايليا سرکار رفته بود در حالي که در آشپزخانه بودم ناگهان يک مارمولک ديدم و از وحشت جيغ کشيدم و پدر ايليا دوان دوان به کمکم آمد اما مارمولک رفته بود. هرچه به او گفتم مارمولک ديدم او باور نکرد و گفت خانه شان مارمولک ندارد. بعد از آن از ترس به منزل پدرم رفتم. شقايق ادامه داد؛ چند روز بعد با اصرار شوهرم به خانه برگشتم اما دوباره آن مارمولک به سراغم آمد، بعد از آن بود که به شوهرم گفتم يا بايد منزل مان را عوض کنيم يا من را طلاق بدهد.به دنبال حرف هاي اين زن قاضي عموزادي با ارسال احضاريه يي براي شوهر وي رسيدگي به پرونده را به وقت ديگري موکول کرد.



--------------------------


ملاقات 2 هوو راز ازدواج پنهاني را فاش كرد

 2 زن جوان، وقتي براي سپردن وثيقه آزادي همسرشان به دادسراي فرودگاه مهرآباد تهران مراجعه كردند ، متوجه شدند از سوي اين مرد فريب خورده و هر دو هووي يكديگرند.

به گزارش «جام‌جم»، چندي قبل مردي به دادسراي عمومي و انقلاب فرودگاه مهرآباد مراجعه و از مردي به اتهام كلاهبرداري شكايت كرد.

شاكي در تشريح ماجرا به بازپرس بهروز مهاجري گفت: براي ادامه تحصيل، قصد سفر به يكي از كشورهاي اروپايي را داشتم اما موفق به دريافت كارت معافيت خدمت سربازي نشدم تا اين‌كه چند روز قبل به سازمان نظام وظيفه رفتم و با مردي به نام سعيد آشنا شدم و او گفت اگر 2 ميليون تومان به او پرداخت كنم، شرايط دريافت كارت معافيت خدمت سربازي را برايم فراهم مي‌كند. من هم با پرداخت اين مبلغ، كارت سربازي را دريافت كردم، اما وقتي با اين كارت به اداره گذرنامه رفتم، دستگير شدم.

به دنبال اين شكايت، پرونده‌اي تشكيل و جستجو براي يافتن مرد كلاهبردار آغاز شد تا اين‌كه چند مرد ديگر از وي شكايت كردند. ماموران در بررسي پرونده شاكيان پي بردند، همگي در دام يك مرد شياد گرفتار شده‌اند. جستجوهاي پليسي ادامه پيدا كرد تا عاقبت متهم فراري در يكي از محله‌هاي تهران دستگير شد.

تحقيقات تكميلي از متهم شياد ادامه داشت تا اين‌كه 2 زن به شعبه يكم بازپرسي دادسراي عمومي و انقلاب فرودگاه مهرآباد تهران مراجعه كردند و گفتند همسرشان به اتهام جعل و كلاهبرداري دستگير شده و اكنون آنها قصد دارند، با سپردن وثيقه، مقدمات آزادي شوهرشان را فراهم آورند.

به اين ترتيب، بازپرس پرونده وقتي مشخصات هويتي شوهران اين 2 زن را مورد بررسي قرار داد، معلوم شد كه هر دو نفر همسر يك متهم به نام سعيد هستند بنابراين، مرد شياد مورد بازجويي قرار گرفت و راز ازدواج پنهاني خود را فاش كرد.

به دنبال اظهارات مرد متهم، همسر اولش به دادگاه خانواده شكايت و مهريه 400 سكه‌اي خود را به اجرا گذاشت و در همين موقع، مرد فريبكار با وثيقه‌اي كه همسر دومش در دادسرا گذاشته بود، از زندان آزاد و متواري شد بنابراين گزارش، به دنبال ناپديد شدن مرد كلاهبردار و زن وثيقه‌گذار، جستجوي پليسي براي دستگيري و فاش شدن ديگر اتهامات مرد كلاهبردار ادامه دارد.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: