کد خبر:۱۶۷۱
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۳
تعداد بازدید: 3017
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
تنديس 110 كيلويي با گل‌هاي ياس مهريه
زن جوان وقتي نتوانست به زندگي مشترك با همسرش ادامه دهد مهريه‌اش را كه 110كيلو گل ياس بود، به اجرا گذاشت
زن جوان وقتي نتوانست به زندگي مشترك با همسرش ادامه دهد مهريه‌اش را كه 110كيلو گل ياس بود، به اجرا گذاشت

او درباره انگيزه‌اش از گرفتن اين مهريه در جلسه دادگاه گفت كه قصد دارد بعد از دريافت اين مهريه عجيب، مجسمه‌اي از گل بسازد تا يادآوري كند زندگي مثل گل زيبا و زودگذر است.

اين زن جوان، صبح ديروز وقتي براي ارائه دادخواستش مقابل قاضي عموزادي - رئيس شعبه 268 دادگاه خانواده - قرار گرفت، در تشريح انگيزه‌اش از اين تصميم گفت: 4 سال قبل زماني كه روزهاي پاياني تحصيلم را در يكي از دانشكده‌هاي هنر مي‌گذراندم با همسرم كه يك مجسمه ساز بود آشنا شدم.

از آنجا كه به مجسمه‌سازي‌ علاقه زيادي داشتم، براي شركت در كلاس‌هاي خصوصي نزد او رفتم و در جريان همين كلاس‌ها بود كه به يكديگر علاقه‌مند شديم. بعد از مدتي او به من پيشنهاد ازدواج داد و من هم با خوشحالي آن را پذيرفتم.

به اين ترتيب وي همراه خانواده‌اش به خواستگاري ام آمد و آن روز بر خلاف نظر اعضاي خانواده‌ام كه مي‌گفتند بايد مهريه‌ام سكه‌ طلا يا مسكن باشد، من 110 كيلو گل ياس را به‌عنوان مهريه انتخاب كردم.

زن جوان ادامه داد: من زندگي را مثل گل زيبا و زودگذر مي‌ديدم و به همين خاطر بود كه مهريه‌ام را گل ياس انتخاب كردم. از طرفي علاقه زيادي به همسرم داشتم و تصور مي‌كردم در كنار او خوشبخت خواهم شد.

به همين خاطر بود كه به سكه طلا و مسكن اهميت نمي‌دادم. آن روز همسرم با اين مهريه موافقت كرد و بعد از مدتي ما با هم ازدواج كرديم. اوايل زندگي مشتركمان گرچه خوب و رؤيايي بود ولي بعد از مدتي رفته‌رفته با مشكلات مختلفي مواجه شديم. از آنجا كه نمي‌خواستم زندگي‌ام از هم بپاشد، تلاش كردم زندگي‌مان ادامه پيدا كند.

زن جوان افزود: با گذشت 4 سال از ازدواجمان، اختلافات من و همسرم آنقدر افزايش يافت كه تحمل اين زندگي برايم امكان‌پذير نبود. هر قدر سعي كردم با صحبت و گفت‌وگو به اين اختلافات پايان دهم، موفق نشدم و به همين خاطر تصميم گرفتم مهريه‌ام را به اجرا بگذارم.

من قصد دارم بعد از دريافت اين مهريه كه 110 كيلو گل ياس است مجسمه‌اي از گل كه فكر مي‌كردم برايم خوشبختي مي‌آورد، بسازم و آن را در يك موزه به نمايش بگذارم. من قصد دارم با اين كار نشان دهم كه زندگي مثل گل زيبا و زودگذر است و به همسرم بفهمانم كه زندگي مشتركمان مي‌توانست مثل يك مجسمه پر از گل زيبا باشد.

بعد از اظهارات زن جوان، درحالي‌كه همسرش در همه اين مدت سكوت كرده بود، قاضي عموزادي- رئيس شعبه 268 دادگاه خانواده - مرد جوان را به پرداخت مهريه 110 كيلو گرم گل ياس محكوم كرد.منبع:همشهري


-------------------


هفت سال زندان تاوان قتل دختر 9 ساله

جواني که به اتهام آزار و اذيت و قتل يک دختر 9 ساله در چند قدمي چوبه دار قرار داشت با اعلام رضايت اولياي دم به تحمل هفت سال زندان محکوم شد.

صبح اولين روز مردادماه سال 84 در پي گزارش کشف جسد يک دختربچه، ماموران يکي از کلانتري هاي شهرستان لامرد ماموريت يافتند براي بررسي ماجرا خود را به ساختمان نيمه کاره برسانند. ماموران پس از ورود به محل با جنازه دختربچه يي که به طرز فجيعي به قتل رسيده بود روبه رو شدند. سرمقتول به شدت آسيب ديده بود و نشان مي داد قاتل با جسمي سخت ضربات کشنده يي به دخترک وارد کرده است. در ادامه جسد به پزشکي قانوني انتقال يافت و تحقيقات براي شناسايي قاتل آغاز شد. بررسي هاي اوليه فاش کرد متوفي فهيمه نام دارد و يک روز قبل از کشف جنازه والدينش ناپديد شدن او را به پليس اطلاع داده بودند.

در همين حال کارشناسان پزشکي قانوني بعد از معاينه دقيق پيکر فهيمه اعلام کردند او بر اثر ضربات وارد شده به سرش دچار ضربه مغزي شده است. از سويي در اين گزارش اعلام شده بود قاتل قبل از کشتن قرباني

9 ساله اش او را مورد آزار و اذيت قرار داده است. به اين ترتيب با توجه به حساسيت پرونده تحقيقات گسترده يي براي شناسايي عامل اين جنايت آغاز شد. در جريان اين بررسي ها کارآگاهان به پسر جواني به نام داود که دچار مشکلات روحي- رواني شديدي بود مظنون شدند و وي را بازداشت کردند. در تحقيقات محلي مشخص شد داود اختلال حواس دارد و چندين مرتبه در کوچه و خيابان براي کودکان و دختران جوان مزاحمت ايجاد کرده است.

به اين ترتيب بازجويي ها از اين متهم به عنوان مظنون شماره يک ادامه يافت تا اينکه سرانجام وي به قتل کودک 9 ساله اقرار کرد.او گفت؛فهيمه را ربودم و به يک ساختمان متروکه بردم. در حالي که او به شدت ترسيده بود و گريه مي کرد وي را مورد آزار و اذيت قرار دادم و بعد از آن چون مي ترسيدم او اين ماجرا را براي پدر و مادرش تعريف کند يک سنگ برداشتم و با آن چند ضربه به سرش زدم. در پي اعترافات تکان دهنده متهم، پرونده اين جنايت با صدور قرار مجرميت و کيفرخواست براي تصميم گيري نهايي به شعبه 5 دادگاه کيفري استان فارس ارسال شد. در جلسه دادگاه که به رياست قاضي رضائيان و با حضور چهار مستشار دادگاه برگزار شد، نماينده دادستان به قرائت کيفرخواست پرداخت و گفت؛ با توجه به دلايل و شواهد موجود در پرونده، داود متهم به قتل عمد دختر 9 ساله است در نتيجه با توجه به شکايت اولياي دم خواستار قصاص متهم هستم. در ادامه جلسه اولياي دم نيز خواستار قصاص قاتل دخترشان شدند. سپس متهم در جايگاه حاضر شد و به دفاع از خود پرداخت. او مشکلات رواني اش را علت اين جنايت عنوان کرد و خواستار بخشش شد.

در پايان محاکمه، هيات قضات تصميم گرفتند متهم را براي انجام معاينه هاي دقيق تر در اختيار کارشناسان پزشکي قانوني قرار دهند. نتيجه گزارش هاي پزشکان نشان مي داد متهم از بيماري صرع رنج مي برد اما مشکلات روحي- رواني ندارد. به اين ترتيب پس از بررسي اين گزارش هيات قضات ابتلاي متهم به صرع را نافي مسووليت کيفري وي ندانستند و به اتفاق آرا او را به قصاص نفس محکوم کردند. در پي صدور اين حکم اولياي دم با حضور در دادگاه به خاطر بيماري متهم از خونخواهي دخترشان گذشت کردند. به دنبال اين اقدام هيات قضات شعبه 5 دادگاه کيفري استان فارس بار ديگر وارد شور شدند و داود را به لحاظ جنبه عمومي جرم به تحمل هفت سال حبس محکوم کردند.منبع:اعتماد


-------------------------

ازدواج براي احداث کارخانه در چين

مردي که با سوءاستفاده از دختري جوان او را به عقد خود درآورده بود تا بتواند در کشور چين صاحب يک کارخانه شود به دادگاه خانواده احضار شد.

چندي قبل دختري به نام گيتا به شعبه 262 مجتمع قضايي خانواده رفت و ضمن اجرا گذاشتن مهريه اش با ارائه دادخواستي خواستار جدايي از شوهرش شد. وي به قاضي عليرضا صداقتي گفت؛ 18 ماه قبل رامين مرا به عقد خود درآورد و چند روز بعد به چين سفر کرد و در اين مدت من منتظرش بودم برگردد تا با بر گزاري جشن عروسي زندگي مان را آغاز کنيم اما پس از گذشت اين مدت وقتي او برگشت گفت حاضر نيست با من زندگي کند. گيتا ادامه داد؛ من و همسرم در يک محله زندگي مي کرديم. يک روز که من براي خريد به يک مانتوفروشي رفته بودم با او آشنا شدم. وي شغلش واردات پارچه بود و آن روز براي فروش پارچه به آنجا آمده بود. شماره تلفن همراهم را به رامين دادم. او فرداي آن روز با من تماس گرفت. اين زن ادامه داد؛ چند مرتبه به صورت تلفني با هم صحبت کرديم و بعد از مدتي چون هر دو به هم علاقه پيدا کرده بوديم تصميم گرفتيم با هم ازدواج کنيم. خانواده من با اين وصلت مخالفتي نکردند و بعد از انجام مقدمات کار با مهريه 300 سکه بهار آزادي صيغه عقد جاري شد.

چند ساعت پس از عقد رامين گفت براي انجام معامله مهمي بايد به چين سفر کند و سفرش چند هفته طول مي کشد و بعد از آنکه به ايران برگشت جشن عروسي مفصلي ترتيب خواهد داد. من هم با هزار اميد و آرزو او را تا فرودگاه بدرقه کردم. بعد از آن منتظر تماس همسرم ماندم اما وي هيچ تماسي با من نگرفت. حدود سه ماه از رامين بي خبر بودم تا اينکه سرانجام به من تلفن زد و گفت به خاطر مسائلي که برايش پيش آمده چند ماه ديگر بايد در چين بماند. به اين ترتيب سفر چندهفته يي رامين چند ماه طول کشيد و او توانست با وعده وعيدهاي مختلف 18 ماه مرا منتظر نگه دارد. پس از يک سال و نيم که او به ايران برگشت وقتي به ديدنش رفتم برخورد سردي با من کرد و گفت وضعيت تغيير کرده و حاضر نيست با من زندگي کند. ابتدا فکر مي کردم با من شوخي مي کند اما رفتارهايش نشان مي داد در تصميمش جدي است. وقتي در اين باره تحقيق کردم فهميدم طبق قانون کشور چين فقط افرادي که متاهل هستند مي توانند در آنجا صاحب ملک باشند. رامين هم با طراحي نقشه يي حساب شده من را عقد کرد تا از اين طريق بتواند در آنجا يک کارخانه توليد پارچه تاسيس کند. چون رامين از من سوءاستفاده کرده است من هم مهريه ام را اجرا گذاشته ام و خواستار جدايي از او هستم. به دنبال اظهارات گيتا قاضي صداقتي ضمن ارسال احضاريه يي براي رامين بررسي پرونده را به آينده موکول کرد.منبع:اعتماد


-------------------------------


203 بال مرغ را در 20 دقيقه خورد

جوان اهل فيلادلفياي آمريكا با خوردن 203 بال مرغ در 20 دقيقه ركورد شكست و نام خود را در گينس به ثبت رساند

به گزارش ايسنا، به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، جان اسكوئيب، 23 ساله و اهل فيلادلفياي آمريكاست كه پس از شركت در مسابقه با خوردن 203 بال مرغ در 20 دقيقه ركورد شكست و به پاس تلاشش در بلعيدن اين تعداد بال مرغ، برگزاركننده اين مسابقه، يك خودرو، يك انگشتر الماس به ارزش هفت هزار و 500 دلار و يك تاج طلايي با جوجه‌هاي مينياتوري به وي هديه داد.

اين در حاليست كه هر ساله در اين مسابقه هزاران نفر شركت مي‌كنند و تنها فردي كه قادر به بلعيدن چندين بال مرغ باشد، مي‌تواند جوايز ارزشمند اين مسابقه را برده و در ضمن نامش در كتاب ركوردهاي گينس به ثبت برسد.


--------------------------


مزاحمت هاي مرد آرايشگر منجر به قتل او شد


زن جوان وقتي نتوانست به مزاحمتهاي مرد آرايشگر پايان دهد، نقشه قتل او را اجرا كرد.

چندي قبل خانواده پسر 24 سالهاي به نام مهدي با مراجعه به اداره آگاهي آذربايجان شرقي با طرح شكايتي از ناپديد شدن او خبر دادند.
با اين شكايت، يك تيم از مأموران تحقيقات خود را آغاز كرده و در جريان بررسيها متوجه شدند، مهدي با زن 33 ساله اي به صورت تلفني ارتباط داشته است.
در ادامه رقيه براي تحقيقات به اداره آگاهي منتقل شد كه در جريان بازجوييها به قتل مهدي اعتراف كرد.
او به مأموران گفت: مهدي از چند روز قبل به صورت تلفني مزاحم من مي شد و درخواستهاي شيطاني خود را مطرح مي كرد. چند بار از او خواستم به مزاحمتهايش پايان دهد، اما قبول نكرد و سرانجام براي پايان دادن به اين مزاحمتها تصميم به قتل او گرفتم و موضوع را به يوسف خواهرزاده ام گفتم و او قرار شد كمكم كند.
وي افزود: براساس نقشه، مهدي را به خانه دعوت كرده و او را به زيرزمين كشاندم و سپس با كارد و تيغ موكت بري به او حمله كرده و با ضربه هاي مرگبار او را كشتيم.
سپس با همكاري همسرم، جسد را به اطراف شهرستان صوفيان برده و درون چاهي انداختيم.
سرهنگ قنبر مداحي رئيس پليس آگاهي آذربايجانشرقي در اين رابطه گفت: با اعترافهاي رقيه، همدستان او نيز دستگير شدند و جسد نيز از درون چاه بيرون كشيده شد.
وي افزود: متهمان پس از اعتراف به اين جنايت با قرار قانوني روانه زندان شدند. منبع:قدس
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: