کد خبر:۱۶۲۷
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۲
تعداد بازدید: 2052
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
دخترکاني که به جنگ طالبان مي روند
حتي با گسترش سلطه طالبان بر قندهار، دختران مشتاق تحصيل هنوز هم هر روز صبح برقع بر سر مي کنند و در کلاس درس حاضر مي شوند
دو ماه قبل صبح يک روز معمولي پاييزي شمسيه و خواهرش در حال عبور از خيابان هاي خاکي محل براي رفتن به مدرسه بودند که ناگهان يک مرد با موتورسيکلت نزديک شد و يک سوال معمولي پرسيد؛ «آيا داريد به مدرسه مي رويد؟» اما در افغانستان امروز هيچ چيز عادي نيست؛ نه يک روز پاييزي و نه حتي يک سوال ساده. مرد ناشناس برقع شمسيه را از سرش کشيد و محتويات شيشه اسيدي را که در دست داشت روي صورت دخترک معصوم پاشيد. حالا بعد از اين مدت مي شود آثار چپاول زندگي و آينده زنان و دختران افغان را روي گونه هاي سوخته، خراشيده و بي رنگ شمسيه و در چشم هاي بدون پلک اش مشاهده کرد. اين روزها ديگر حتي چشم هايش هم کم سو شده و به تدريج دارد قدرت خواندن و نوشتن را هم از دست مي دهد.

با اين حال اگر طالبان قصد داشتند با پاشيدن اسيد به صورت شمسيه و 14 دختر دانش آموز ديگر و معلم شان به نوعي آنها را تنبيه کنند که ديگر هوس رفتن به مدرسه به سرشان نزند، بايد گفت در اين راه کاملاً شکست خورده اند. امروز تقريباً تمام آن دانش آموزان صدمه ديده به مدرسه دخترانه ميرويس برگشته اند؛ حتي شمسيه که صورتش کاملاً سوخته و لازم است براي مداواي اساسي به خارج برود هم با اين ديد کم تسليم خواسته هاي غيرمنطقي نشده و پشت نيمکت مي نشيند تا درس بخواند.

پدر و مادر اين دختر 17ساله هم در اين راه پشتيبانش هستند؛ «آنها به من گفتند حتي اگر کشته شوم هم بايد رفتن به مدرسه را ادامه بدهم.» مادر شمسيه مثل اغلب مادران ميانسال اين خاک خواندن و نوشتن نمي داند. او نمي خواهد دخترش هم از اين حق محروم باشد؛ «کساني که چنين کاري با من کردند نمي خواستند زنان آموزش ديده باشند. آنها مي خواهند ما در حماقت خود بمانيم تا هر بلايي دوست دارند بر سر سرزمين مان بياورند.» مدرسه ميرويس پنج سال قبل به کمک دولت ژاپن تاسيس شد و افتتاح آن نويد يک انقلاب و تحول بزرگ اجتماعي را مي داد. حتي با گسترش سلطه طالبان بر قندهار، دختران مشتاق تحصيل هنوز هم هر روز صبح برقع بر سر مي کنند و در کلاس درس حاضر مي شوند. بسياري از آنها از ميان کوچه هاي خاکي و ناامن قندهار کيلومترها راه مي روند تا به بالاي تپه يي برسند که مدرسه در آنجا قرار دارد. در اطراف ميرويس هيچ آب لوله کشي، هيچ جريان برق دائمي و هيچ جاده همواري وجود ندارد. اما هيچ يک باعث نشده حتي ذره يي از لذت آموختن در وجود اين دانش آموزان کم رنگ شود. تعدادي از دانش آموزان ميرويس با اينکه در سال هاي آخر نوجواني يا اوايل 20 سالگي هستند براي بار اول است که به مدرسه مي آيند. در همين زمان هم در حالي که جنگ بين جنوب و شرق افغانستان روز به روز جدي تر مي شود، طالبان مدارس را يکي از اهداف اصلي حملات خود قرار داده اند و تاکنون بيش از صدها مدرسه دخترانه و پسرانه را با آتش زده يا منفجر کرده اند.

با وجود ناامني در دنياي پشت ديوارها، در مدرسه ميرويس زندگي موج مي زند. 40 کلاس درس مملو از دانش آموز اين مدرسه پاسخگوي اشتياق يادگيري دختران قندهار نبودند به همين دليل با کمک يونيسف، چهار کلاس ديگر هم به اين مجموعه اضافه شده است. اين روزهاي آخر روزهاي امتحانات است. در يکي از کلاس ها معلم جغرافي سوال ها را براي شاگردانش مي خواند و آنها پس از گوش دادن جواب را روي کاغذ مي نويسند. پشت نيمکت اول کلاس شمسيه در حالي که به زخم عميق دستش بادکشي وصل شده تا خون اضافي زير پوست جمع نشود، غرق فکر کردن درباره پاسخ سوالات است.

او به سختي به برگه نگاهي مي اندازد، چشم هايش را مي مالد و شروع به نوشتن مي کند. دکترها گفته اند تنها با عمل جراحي پلاستيک مي تواند از شر آثار سوختگي و خراش هاي عميقش خلاص شود. اين براي شمسيه يک روياي دست نيافتني است. روستاي او حتي برق هميشگي هم ندارد و پدرش نيز معلول و از کار افتاده است. بعد از امتحان بقيه دور شمسيه جمع مي شوند و با هم شوخي مي کنند؛ انگار نه انگار که هيچ اسيدي بوده و هيچ دردي هست. هرچند اين دختر نوجوان با از دست دادن زيبايي صورتش، اعتماد به نفس اش را هم از دست داده اما اين نااميدي را تنها زماني احساس مي کنيد که با بغضي پنهان در گلو د رباره مسببان اصلي اين ماجرا صحبت مي کند؛«مردمي که اين کار را انجام دادند، درد ديگران را حس نمي کنند.».منبع؛هرالد تريبون-اعتماد
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: