کد خبر:۱۶۲۲
تاریخ انتشار: ۰۲ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۹
تعداد بازدید: 2674
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
دستگاه‌های خودکار تشخیص چهره، وارد می‌شوند
با همه‏گیر شدن این فناوری، دیگر معلوم نیست که چه کسی زندگی شما را زیر نظر گرفته است و چه هدفی را دنبال می‏کند
به زودی دستگاه‏های خودکار تشخیص چهره مورد استفاده گسترده قرار می‏گیرند؛ به همین دلیل شاید زمان آن رسیده باشد که دلایل و ملزومات سیاسی و اجتماعی آن نیز مورد بررسی قرار گیرند. طی روزهای گذشته و در نمایشگاه‏های تجاری سراسر دنیا، از لاس‌وگاس امریکا گرفته تا سئول در کره‌جنوبی، موضوعی خاص، بی‏وقفه و بیشتر از موضوع‌های دیگر مورد توجه قرار گرفته است.

دست‌اندرکاران صنایع پیشرفته، فناوری جدید تشخیص چهره به نام اف.آر.تی را معرفی کرده‏اند.

اف.آر.تی چیست؟
همان‌طور که می‏دانید، آی‌فون به‌روزشده شرکت اپل، توانایی این را دارد که عکس‏های شما را بررسی و بعد از پیدا کردن چهره افراد، آن‏ها را بر اساس این چهره‏ها گروه‏بندی کند. همین‏طور رایانه‏های شخصی لِنُوو برای اجازه ورود کاربران خود به سیستم، به جای استفاده از رمزعبور یا انگشت‏نگاری، چهره صاحب رایانه را اسکن و شناسایی می‏کنند.

می‏توانید انتظارش را داشته باشید که همین روزها، گوشی همراهتان نیز بتواند چهره دوستانتان را تنها با پیدا کردن لبخندشان شناسایی کند و از آنها عکس بگیرد. حتی روزی را ببینید که برای سوار شدن به هواپیما، به جای آن که مجبور باشید بلیتتان را نشان دهید، تنها با لبخند زدن به دوربین امنیتی از بخش کنترل بلیت عبور کنید.

مسلما برنامه‏های کاربردی بسیاری به بازار خواهد آمد که با استفاده از الگوریتم‏های تشخیص چهره بتواند نقش‏های بافت پوست، خط‏ها و منحنی‏های دور چشم، چانه و بینی را شناسایی کند. مثلا برای سرگرمی به ‏وب‏سایت myheritage.com مراجعه می‌کنید و با گذاشتن عکس خود در آن، می‏فهمید که شبیه کدام آدم مشهور هستید. این مقایسه و تطبیق، توسط محاسبات پیچیده ریاضی انجام می‏شود.

شاید بتوان گفت که حتی روش خرید مردم هم دچار انقلاب می‏شود. مراکز خرید می‏توانند با مشاهده و بررسی چهره خریداران خود و تحلیل سن و جنسیت، آنان را به طرف کالاهایی راهنمایی کنند که احتمالا به آنها نیاز بیشتری دارند یا شاید علاقه بیشتری به خریدشان داشته باشند؛ و با ثبت عکس‌العمل‏هایشان بعد از دیدن اجناس، آن را برای خریدهای بعدی تحلیل کنند.

البته طبیعتا تمام این برنامه‏های کاربردی، در دست عموم قرار نمی‏گیرد و به عنوان وسیله‏ای برای حل معضلات بی‌شمار اجتماعی، توسط سازمان‏ها و ارگان‏های خاص مورد استفاده قرار خواهند گرفت. به‌طور مثال، همین هفته برخی از روزنامه‏نگاران خشمگین اعلام کردند که کالج سنت‌نوئت واقع در کمبریج‏شایر، برای شناسایی شاگردانی که دیر سر کلاس‏ها حاضر می‏شوند، از این دستگاه‏های تشخیص چهره استفاده کرده است. اما هدف عمده استفاده از این دستگاه‏ها در راستای کنترل تهدیدات تروریستی، جرم‏های خیابانی و یا مهاجرت‏های غیرقانونی است.

اگر چهره‏تان را اشتباه بگیرند
اما اگر این سیستم دچار اشتباه شود و زندگی کسی را به اشتباه به خطر بیندازد یا حتی نابود کند، چه باید کرد؟

راب میلیرون تجربه بدی در این زمینه دارد. او یک کارگر ساختمانی در تامپای فلوریداست. در تیرماه 1380 او مشغول خوردن ناهار بود که یکی از دوربین‏های مخفی دولتی که برای شناسایی مجرمان و متجاوزان جنسی نصب شده‏اند، از او عکس گرفت. با وجود این که عکس آقای میلیرون با هیچ‌کدام از مجرمان سابقه‌دار مطابقت نکرد، پلیس عکس او را در اختیار نشریات گذاشت و تصویر چهره‌اش در مجله‏ای با این عنوان به چاپ رسید: «تو نمی‏تونی اون چشم‏های دروغگو رو در تامپا پنهان کنی!»

کمی ‏بعد از چاپ این عکس، زنی از شهر تولسا با پلیس تماس گرفت و ادعا کرد که صاحب عکس، شوهر سابق اوست و به جرم کوتاهی در نگهداری از فرزند از وی شکایت کرد. زمانی که پلیس آقای میلیرون را در کارگاه ساختمانی محاصره و دستگیر کرد، او به ناچار تایید کرد که این عکس متعلق به اوست، اما اضافه کرد که نه تا به حال ازدواج کرده، نه فرزندی دارد و نه هرگز پایش را در ایالت اوکلاهاما و شهر تولسا گذاشته است. او به روزنامه‏ها گفت: «کاری کردند که احساس کنم یک جانی‏ام.»

البته سیستم دوربین‏های تشخیص چهره شهر تامپا، دو سال بعد به دلیل موثر نبودن برچیده شد. ولی این اتفاق بعد از بی‏آبرو کردن میلیرون بدشانس افتاد و نشان داد که این سیستم نمی‏تواند آن‌چنان که باید، مورد اعتماد باشند.

اما بعدها با قوت‏گرفتن جریان مبارزه با تروریسم، مراکز مهم زیادی علاقه خودشان را به استفاده از این سیستم‏ها ابراز کردند. امروز از اروپا تا امریکا، برای شناسایی چهره آدم‏ها و کنترل بیشتر بر آمد و شد آن‌ها، از سیستم‏های تشخیص چهره استفاده می‏کنند. شاید بتوان گفت سیستم‌های امروزی درصد خطای کمتری نسبت به قبل پیدا کرده‏اند.

درصد خطا
در برنامه‌ای آزمایشی در فرودگاه پالم‌بیچ فلوریدا، 47 درصد مسافران با مشخصات افرادی که اسمشان در بانک اطلاعاتی فرودگاه بود، تطبیق داشتند. با وجودی که مسافران همیشگی و کارکنان فرودگاه را از آمار کنار گذاشتند، باز هم چیزی حدود 1081 زنگ خطر اشتباه در ماه به صدا در می‏آمد و بازجویی‏ها و بازداشت‏های بی‏دلیل دردسرساز می‏شد.

عوامل خطای این دستگاه‏های نظارتی متنوع است. نور نامناسب محیط، کیفیت پایین عکس‏ها، تغییر آرایش صورت و یا حتی افزایش سن افراد مجرم و طبیعتا تغییر چهره آن‌ها می‏تواند از جمله دلایل خطای دستگاه باشد. پژوهشگران درصددند برای حل این مشکلات، اسکنرهای دقیق‏تری را طراحی کنند تا بتواند صورت افراد را سه بعدی بازسازی کند و با کمک فرمول‏های ریاضی، بافت صورت را با لکه‏ها، زخم‏ها و ظریف‏ترین چین و چروک‏هایش، به‌طور واضح نشان دهد.

الگوریتم‏های تشخیص چهره، آن‌قدر پیشرفت کرده‏اند که دقت آنها حتی نسبت به خود انسان هم بالاتر رفته است. مراکز پلیس در تلاشند تا از این دستگاه‏ها برای ثبت و تشخیص پلاک خودروها نیز استفاده کنند و با تطبیق این اطلاعات و بانک اطلاعاتی سرویس حمل و نقل عمومی‏ و پیوند دستگاه‏های نظارتی مختلف با یکدیگر، شبکه‏ای آنلاین بر روی اینترنت ایجاد کنند. بدین ترتیب، تک‏تک افراد جامعه زیر ذره‌بین چشم‏های تیزبین قدرت حاکم قرار خواهند گرفت.

سه ماه پیش، مارک برنچ فلاور، رییس مرکز بانک اطلاعات پلیس بین‏الملل، اعلام کرد که این دستگاه‏ها برای کنترل مظنونین، عملکرد مطلوبی دارند: «توسط این دستگاه‏ها می‏توانیم سریع‏تر اقدام کنیم.»

پس درست فهمیدید: دولت‏ها و نیروهای پلیس به‌طور روزافزون برای اجرای فناوری‏های نظارتی مخفی، دقیق، ارزان، فراگیر و با قابلیت جستجوی بالا در لحظه، برنامه‌ریزی می‏کنند. اما در کنار مراکز دولتی و امنیتی، کسب و کارهای کوچک‏تر هم می‏توانند از فواید این دستگاه‏ها استفاده و یا حتی سوء استفاده کنند. مثلا شرکت‏های بیمه می‏توانند از سبک زندگی ناسالم شما باخبر شوند و بیمه عمرتان را دچار مشکل کنند، یا همسر قبلی شما شواهدی بدست آورد که ثابت می‏کند شما بیشتر از آن‌چه گفته‏اید، درآمد دارید و در دادگاه علیه شما استفاده کند.

با همه‏گیر شدن این فناوری، دیگر معلوم نیست که چه کسی زندگی شما را زیر نظر گرفته است و چه هدفی را دنبال می‏کند. اکنون شما به عنوان یک شهروند وظیفه دارید تا این مراقبت‏ها و نظارت‏های گسترده افراد و زندگی‏های شخصی‏شان را زیر سوال ببرید.

البته شاید بتوان راهی برای مقابله با این کنترل‏ها پیدا کرد. فیلم «تغییر چهره» را به خاطر می‏آورید که در آن جان تراولتا، صورت نیکلاس کیج را به جای صورت خودش پیوند زد تا بتواند به دار و دسته جنایتکاران نفوذ کند؟ پس یادتان باشد اگر نتوانستیم راهی برای حفظ حریم خصوصی‏مان پیدا کنیم، برای جراحی صورت به اولین جراح پلاستیک مراجعه کنیم!.منبع:تایمز آنلاین، 13 ژانویه / ترجمه: آزاده پارساپور
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: