کد خبر:۱۵۸۵
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۷
تعداد بازدید: 5001
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
بخشش 2720 شاخه گل براي طلاق
زني که با شوهرش دچار اختلاف شده بود حاضر شد با بخشش مهريه اش که 2720 شاخه گل رز و مريم بود از او جدا شود.
زني که با شوهرش دچار اختلاف شده بود به دادگاه خانواده مراجعه کرد و حاضر شد با بخشش مهريه اش که 2720 شاخه گل رز و مريم بود از او جدا شود.
 
اين زن که آتنه نام دارد و چهار سال با شوهرش رامبد زندگي کرده است ديروز به مجتمع قضايي خانواده رفت و با ارائه دادخواست طلاق خواستار جدايي از همسرش شد.

وي به قاضي شعبه 268 گفت؛ من و شوهرم از چهار سال قبل هنگامي که وارد دانشگاه شدم با هم آشنا شديم. ما هر دو در يک کلاس تحصيل مي کرديم و در همان ترم اول چون علاقه زيادي به هم پيدا کرده بوديم با هم ازدواج کرديم. هر دوي ما از زندگي با هم راضي بوديم و خانواده هايمان نيز از اين موضوع خوشحال بودند. حضور رامبد در دانشگاه برايم يک نکته مثبت به حساب مي آمد و به همين دليل در طول تحصيل هر دو در درس هايمان موفق بوديم. چهار سال زندگي ما به طول انجاميد و درست با پايان آخرين ترم تحصيلي رفتارهاي همسرم تغيير کرد. او رفتارهاي مشکوکي داشت و مخفيانه با فردي ناشناس صحبت مي کرد. اين رفتار او مرا آزار مي داد و کم کم باعث سردي روابط مان شد. تا اينکه خود او اعتراف کرد با زني رابطه دارد و مي خواهد با او ازدواج کند. من که از شنيدن اين حرف بسيار آشفته شده بودم در اين باره تحقيق کردم و فهميدم اين زن يکي از هم کلاس هاي سابق مان است که مدتي است با رامبد رابطه دارد. پس از آن به اين فکر افتادم هرچه سريع تر از رامبد جدا شدم.

اين زن ادامه داد؛ مهريه من به خاطر سال تولدم 1360 شاخه گل رز و همين مقدار گل مريم است. من حاضرم با بخشيدن مهريه ام خودم را از زندگي شوهرم بيرون بکشم. مادربزرگ رامبد به من علاقه زيادي داشت. من گل ها را مي بخشم تا او روي قبر مادربزرگش بگذارد. بنا بر اين گزارش پس از اظهارات اين زن رئيس دادگاه وقت ديگري را براي ادامه بررسي پرونده تعيين کرد.منبع:اعتماد


----------------------------


زن 18 ساله به اتهام کشتن تازه داماد محاکمه شد

زن جوانی که به اتهام کشتن تازه داماد بازداشت شده است امروز برای دومین بار در دادگاه کیفری تهران پای میز محاکمه نشست.

زنگ تلفن همراه بازپرس کشیک جنایی پایتخت ، شامگاه 15 اردیبهشت 1386 به صدا درآمد و خبر رسید تازه داماد 23 ساله ای به نام «احمد» بر اثر مصرف قرص برنج ، در بیمارستان «لقمان» تهران تسلیم مرگ شده است.
این مقام قضایی و افسران دایره 10 اداره آگاهی مرکز ، خیلی زود به بیمارستان مورد نظر رفتند و با دیدن جنازه «احمد» رسیدگی به ماجرا را در دستور کار خود قرار دادند.
«مائده» 18 ساله (زن احمد) در بازجویی ها ادعای عجیبی مطرح کرد : «یاسر» برادرزاده شوهرم ، فیلمی از رابطه شیطانی زن و مردی را به «احمد» نشان داد که زندگی ام را سیاه کرد.«یاسر» مدعی بود زن بدکاره آن فیلم ، من هستم و شوهرم که غیرتی شده بود در اقدامی احمقانه و عجولانه با قرص برنج ، خودکشی کرد.
پلیس اما این نوعروس را بر اساس تحقیق میدانی به عنوان متهم اصلی پرونده دستگیر کرد.«مائده» که ابتدا منکر جنایت بود وقتی با مدرک های دادگاه پسند رو به رو شد لب به اعتراف گشود : «از 11سالگی مرا به عقد احمد درآوردند و هرگز روی خوش زندگی را ندیدم.آن روز نحس ، یاسر با من تماس گرفت و گفت برای گرفتن قرص های بدن سازی پیش او بروم.در پارک «سعدی» قرار گذاشتیم و من یکی از قرصها را به شوهرم دادم اما نمی دانستم قرص برنج بود! قسم می خورم هرگز نمی خواستم احمد را بکشم».
زن جوان همچنین از رابطه پنهانی با پسری به نام «علیرضا» پرده برداشت که تحقیق کارآگاهان را وارد مرحله تازه تری کرد و دو متهم دیگر دستگیر شدند.
«یاسر» و «علیرضا» 17 مهر 86 در دادسرای جنایی تهران منکر هرگونه تحریک «مائده» برای کشتن تازه داماد شدند و کیفرخواست «نوعروس» از سوی «علی دلداری» دادیار شعبه اظهارنظر دادسرای جنایی پایتخت صادر شد.زن جوان در شعبه 74 دادگاه کیفری تهران پای میز عدالت نشست و ابتدا نماینده دادستان ، کیفرخواست را خواند.
سپس مادر «احمد» تقاضای اشد مجازات کرد و «مائده» در دفاع از خود ادعای جدیدی به زبان آورد : «قبول دارم که قرص های برنج را برای کشتن شوهرم تهیه کرده بودم اما از این تصمیم منصرف شدم».
وی اضافه کرد : قرص های برنج را در جعبه کوچک جواهر گذاشته بودم که اتفاقا همان روز معده احمد درد گرفت.من خارج از خانه بودم که فهمیدم شوهرم قرص برنج را به اشتباه جای قرص معده خورده است و دیگر هیچ کاری از دستم بر نیامد».
* قاضی : با علیرضا چه رابطه ای داشتی؟
* «مائده» : تازه دو هفته بود با هم آشنا شده بودیم.
* قاضی : پس از مرگ شوهرت چه کار کردی؟
*«مائده» : علیرضا پیشنهاد داد فرار کنیم و با هم به خارج برویم اما چون عاشق شوهرم بودم قبول نکردم!
در پایان این نشست ، هیئت قضایی ادامه محاکمه را برای شنیدن حرف های شاهدان به آینده موکول کردند.گزارش ایسکانیوز می افزاید،امروز ابتدا «علیرضا» 24 ساله که از اتهام دست داشتن در جنایت ، تبرئه و به خاطر رابطه پنهانی با «مائده» به 74 ضربه شلاق محکوم شده است به عنوان مطلع به جایگاه ویژه فراخوانده شد.
وی در شعبه 74 به قاضی «حسن تردست» گفت : درخیابان با «مائده» آشنا شدم و هر روز به دیدن او می رفتم.یک ماه از رفاقتمان گذشته بود که تصمیم گرفتم با «مائده» ازدواج کنم.آن روز تلفنی تماس گرفت و با گریه خواست به سر خیابان بروم.می گفت می خواهد حقیقتی را بیان کند و تازه آن موقع فهمیدم شوهر داشته و به او قرص برنج خورانده است.من که از شنیدن این مسئله شوکه شده بودم با یکی از دوستانم تماس گرفتم و کمک خواستم.شوهر «مائده» نیز مدام با زنش تماس می گرفت و می گفت حالش خیلی بد است و دارد می میرد.
«علیرضا» ادامه داد : من که حسابی ترسیده بودم برای آرام کردن «مائده» چند تماس صوری با دوستانم گرفتم تا مثلا برایمان بلیت تهیه کنند و از تهران خارج شویم.چند دقیقه بعد از «مائده» خداحافظی کردم و او شماره تلفنی را به من داد تا اگر لازم شد با خانه پدراش در «لنگرود» تماس بگیرم. 20 روز بعد از طریق این شماره تلفن ، آدرس خانه پدر «مائده» را پیدا کردم و به آنجا رفتم اما این زن گفت نباید هیچکسی از رابطه ما بویی ببرد.بنابراین به تهران برگشتم که دستگیر شدم.
*قاضی : هدفت از آشنایی با این زن چه بود؟
*علیرضا : قصد ازدواج داشتم.اکنون من ازدواج کرده ام و تا چند ماه دیگر پدر می شوم.با این که در جنایت هیچ نقشی نداشتم اما باز هم عذاب وجدان دارم.
قاضی «تردست» خطاب به «مائده» : حرف های علیرضا را تائید می کنی؟
*مائده : بله حرف هایش را قبول دارم اما اگر آن روز سراغ او رفتم برای این بود که کمکم کند تا شوهرم را به بیمارستان برسانیم.
همچنین «یاسر» اظهار داشت : چند روز پیش از مرگ عمویم یکی از دوستانم ، فیلم کثیفی برایم بلوتوث کرد که زن بدکاره آن شباهت زیادی به «مائده» داشت.این موضوع را به عمویم گفتم و تازه می خواستم فیلم را نشانش دهم که فهمیدم در بیمارستان است.زمانی که بالای سر «احمد» رسیدم گفت زنش قرص برنج را به او خورانده است.
قاضی : پلیس اعلام کرده زنی که در فیلم دیده شده «مائده» نبوده است و تو به خاطر انتشار این فیلم در دادگاه عمومی محکوم شدی ؛ درست است؟
*یاسر : بله به زندان محکوم شده ام اما هنوز رای قطعی نشده است.
نوبت دفاع به «مائده» که رسید منکر کشتن شوهرش شد : «خیال می کردم قرص هایی را که از یک زن ناشناس گرفته بودم مسکن است!
در پایان این نشست ، هیئت قضایی وارد شور شد تا به انشای رای بپردازد.منبع:ايسكانيوز


-----------------------------


درخواست طلاق به خاطر زردآلو

زني که پس از خوردن زردآلو دل درد گرفته بود به خاطر اينکه شوهرش حاضر نشد او را به درمانگاه ببرد، قهر کرد و پس از مدتي با تشکيل پرونده طلاق خواستار جدايي از او شد.
 
اين زن که شيوا نام دارد شهريورماه در پي درگيري با شوهرش حميد، خانه را به حالت قهر ترک کرده بود و صبح روز گذشته به دادگاه خانواده رفت تا از همسرش جدا شود. او که در برابر قاضي حسن عموزادي- رئيس شعبه 268- قرار گرفته بود، گفت؛ من و حميد هفت ماه است که با هم ازدواج کرده ايم و زندگي خوبي داريم. اوايل هيچ رفتار بدي از او نديدم تا اينکه مدتي قبل حميد با مقداري ميوه به خانه آمد. در بين ميوه ها چند کيلو زردآلو بود. من هم چون اين ميوه را خيلي دوست دارم مشغول خوردن آنها شدم. حدود يک ساعت بعد به طور ناگهاني دلم درد گرفت. اول سعي کردم با خوردن نبات دردم را تسکين دهم اما فايده يي نداشت. وقتي که دردم بيشتر شد از حميد خواستم من را به درمانگاه ببرد اما او از اين کار امتناع کرد و گفت تقصير خودت است، نبايد اين همه ميوه مي خوردي. من که در آن شرايط فقط به دل دردم فکر مي کردم تنهايي به درمانگاه نزديک خانه مان رفتم و پس از آنکه مشکلم تا حدودي حل شد از همانجا يکسر به خانه پدرم رفتم. فرداي آن روز حميد با من تماس گرفت و خواست به خانه برگردم اما من که از او عصباني بودم گفتم به خاطر رفتارش ديگر حاضر نيستم با او زندگي کنم. اين زن ادامه داد؛ زن و شوهر بايد در چنين مواقعي به هم کمک کنند و اين ماجرا يک آزمون براي همسرم بود که او در آن مردود شد. شوهري که حتي حاضر نيست همسرش را دکتر ببرد فرد مناسبي براي زندگي نيست. به دنبال اظهارات اين زن قاضي عموزادي به گفت وگو با وي پرداخت و از او خواست از خواسته اش صرف نظر کند. اما اصرارهاي شيوا براي طلاق باعث شد رئيس دادگاه با ارسال احضاريه يي براي حميد رسيدگي به اين پرونده را به وقت ديگري موکول کند.منبع:اعتماد


------------------------------

زن مرده ، بچه به دنيا آورد

يك خانم مربي اسكي روي يخ باردار كه در اثر ضربه وارده به سرش دچار مرگ مغزي شده بود، بعد از 2 روز با كمك پزشكان نوزاد دخترش به دنيا آمد.
به نقل از گاردين ، خانم جين سوليمان 41 ساله كه هفته 25 بارداري خود را مي گذراند در خانه اش زمين خورد و ضربه اي به سرش وارد شد.

او بلافاصله با بالگرد به بيمارستان منتقل شد ولي مشخص شد كه دچار مرگ مغزي شده است. پزشكان در مدت 2 روزي كه اين خانم در بيمارستان به سر مي برد سعي كردند ضربان قلب او را حفظ كنند و توانستند نوزاد دختر او كه كمتر از يك كيلوگرم وزن داشت در حضور همسر اين خانم سالم به دنيا آوردند.منبع:جام جم


------------------------------


سوزن 5 سانتي در گلو

يك دختر نوجوان 16 ساله در «بيزينگ استون» انگليس كه پزشكان فكر مي كردند حشره اي گلوي او را گزيده بعد از 5 روز يك سوزن 5 سانتي در گلويش پيدا كردند.

به نقل از يونايتدپرس ، «ابي والش» 16 ساله با درد گلو به بيمارستان مراجعه كرد و پزشكان به او گفتند كه ناحيه قرمز شده گلويش مربوط به نيش زدن يك حشره است.

با اين حال دختر بعد از گذشت 5 روز كه درد گلويش تسكين پيدا نكرد دوباره به بيمارستان برگشت و پزشكان يك سوزن 5 سانتي در گلويش پيدا كردند و بلافاصله به اتاق عمل منتقل شد.

به گفته خود اين دختر نوجوان يك بار سر كلاس خياطي در مدرسه سوزنش را گم كرده بود كه به همين خاطر بي هوش مي شود و زمين مي خورد و آنقدر درد كمرش شديد بوده كه متوجه فرو رفتن سوزن در گلويش نشده است.منبع:جام جم
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: