کد خبر:۱۴۸۶
تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۷
تعداد بازدید: 6413
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
يارانه ها به نفع چه کساني هدفمند مي شوند؟
«اي کاش صبحي فرا برسد که بگويند چاه هاي نفت خشک شده است» اين جمله را بارها از زبان اقتصاددانان و کارشناسان چپ و راست شنيده ايم ...
«اي کاش صبحي فرا برسد که بگويند چاه هاي نفت خشک شده است» اين جمله را بارها از زبان اقتصاددانان و کارشناسان چپ و راست شنيده ايم وهمگي آنان يک دل بر اين اعتقادند که در آن صورت کمتر فردي حاضر خواهد بود براي رئيس جمهور شدن در کشوري که نفت ندارد سينه چاک کند. به راستي اينکه نفت را از دل زمين بيرون بياوريم و به قيمتي بفروشيم که در تعيين بها و ميزان آن هيچ نقشي نداريم نه تنها افتخاري ندارد بلکه باعث سرافکندگي مي شود و اين اتفاقي است که سالهاست در کشور رخ مي دهد.

اگر توليد کننده ايراني نمي تواند محصولي با کيفيت و با قيمت مناسب توليد کند بدون در نظر گرفتن دلا يل اين ناتواني، دست نياز به سوي دولت دراز مي کند تا يارانه بگيرد، اگر در کشاورزي با خشکسالي روبه رو مي شويم براي آنکه صداي مردم غوطه ور در رختخواب پرقوي يارانه ها در نيايد، دولت مجبور مي شود ميوه را وارد کند و يارانه اش را هم بدهد تا گناه خشکسالي را در قالب ناکارآمدي بر دوشش نگذارند، اگر در بخش هاي مختلف خدمات حمل و نقل، بنزين هزار توماني را 100 تومان عرضه مي کنيم براي آن است که به بهانه گران شدن هزينه حمل و نقل، قيمت انواع و اقسام کالاها يک شبه چند برابر نشود و داستاني که در ابعاد گوناگون جريان دارد، اما چرا، از چه موقع و چگونه به اين درد دچار شديم، راهکار آن چگونه است و به چه قيمتي تمام خواهد شد؟

نقطه آغاز يارانه زدگي اولين ماه هاي پس از پيروزي انقلاب است، مديريت دچار بحران شده بود، کارخانجات بزرگ و کوچک بسياري که متعلق به سرمايه داران فراري بود در قالب مصادره به دست مديران دولتي سپرده شد. هنوز از اين سرگيجه خلا ص نشده بوديم که جنگ تحميلي آغاز شد و براي آنکه بتوانيم عمده فراوان مستضعفان و محرومان را از هجوم دلالان نان به نرخ روز بخور و افرادي که با احکتار نان مردم را آجر و براي خودشان کاخ مي سازند ايمن کنيم به غلط يا درست از سرآگاهي يا از روي تصميم احساسي، کوپن را وارد چرخه زندگي مردم کرديم و باز هم بدون در نظر گرفتن فاصله طبقاتي فقير و غني، يارانه را بين ثروتمند وفقير تقسيم مساوي کرديم. از سوي ديگر، براي سرپا نگه داشتن واحدهاي بزرگ توليدي و صنعتي سياست هاي تخصيص ارز را در پيش گرفتيم بدين معنا که دلارهايي که در بازار آزاد بيش از 100 تومان قيمت داشت به قيمت 7 تومان تقديم اين مديران کرديم در نتيجه بحران صنايع همچون آتش زير خاکستر پنهان شد و اين مديران دولتي به جاي استفاده از دلارهاي 7 توماني دولتي براي رونق کارخانه، واردات ماشينآلات و فناوري روز، تغيير خط توليد براساس نياز بازار و به روز کردن کشور، از اين ارزها نتوانستند استفاده مطلوب کنند و تنها درصدي از آن را براي واردات ماشين آلات دست چندم وازده هزينه کردند. در نتيجه به جايي رسيديم که يک باره قطعنامه 598 پذيرفته شد تحريم ها شکسته و دروازه هاي واردات باز شد و مردم ديگر مجبور نبودند محصولا ت بي کيفيت را خريداري کنند.
 
در اين شرايط که براي سرپا نگه داشتن واحدها نياز به يارانه هاي سنگين تري بود، بحران ها آغاز شد کارخانجات بزرگي همچون کفش ملي تعطيل شد. صنعت نساجي که نتوانسته بود و هنوز هم نتوانسته چادر مشکي مورد نياز داخل را تهيه کند، دچار بحران شد و شرکت هايي همچون نساجي مازندران، چيت تهران و بسياري موارد ديگر تعطيل شدند. در صنعت لوازم خانگي حرفي براي گفتن نداشتيم به نوعي که از 18 کارخانه تلويزيون سازي تنها پنج کارخانه آن هم با ظرفيت 30 درصد توليد مي کنند. در حالي که توليد انواع بخاري گازي و تهويه هاي ساختماني زندگي راحت تري را براي مردم تعريف مي کند. همچنان علاء الدين چراغ هاي نفت سوز و کولرهايآبي توليد مي کرديم و اين معضلي بود که همه صنايع را زمين گير کرده بود در نتيجه افراد رندي پيدا شدند که کارخانجات را در قالب مختلف استفاده از اهرم رانت به قيمت مفت از چنگ دولت در مي آوردند و سپس کارخانه را تعطيل، دستگاه ها و موجودي انبار را حراج و زمين کارخانه که ديگر در بافت شهري قرار گرفته بود به برج مسکوني تبديل مي کردند و اما کارگران بيکار اين واحدها که غوز بالا غوز شده بودند باز هم از يارانه استفاده کردند و اين بار در قالب بيمه بيکاري و تبديل نيروي مولد به نيروي بخور و بخواب.

اما مشکل نبود، چون نفت داشتيم و پول بادآورده فروش اين محصول استراتژيک همه ناکارآمدي ها را توجيه مي کرد تاآنکه در دولت هاشمي بحث تعديل اقتصادي و هدفمند کردن يارانه ها روي ميز رياست جمهوري وقت قرار گرفت اما چه کسي جرات داشت با طيف سرمايه دار بازاري در بيفتد; اين طرح در دولت خاتمي با عنوان ساماندهي اقتصادي مطرح شد اما فقط مطرح شد و بحث جدي براي اجرايي کردنش را شاهد نبوديم اما همه روزه آمارها همچون پتکي بر سر فقرا نازل مي شد و مي شود. بيش از 70 درصد انرژي به وسيله 20 درصد جامعه مصرف مي شود.يارانه ها 4 برابر بودجه عمراني است. بنزين هزار تومان تمام مي شود اما 100 تومان فروخته مي شود. 80 درصد نقدينگي کشور در بازوان پر توان 20 درصد جامعه است. تورم 2 رقمي بيداد مي کند. نرخ بيکاري 2 رقمي است. فاصله دهک اول با دهک دهم جامعه 15 برابر و فاصله طبقاتي تحمل را مشکل کرده است. 70 درصد مجموعه يارانه ها را 3 درصد دهک جامعه جذب مي کنند. واردات بي رويه و قاچاق کالا غوغا مي کند و در قبال همه اين آمار و ارقام بزرگ و کوچک، حداقل دستمزد نيروي کار 220 هزار تومان است.

با فرمان مقام معظم رهبري مبني بر اجراي اصل 44 قانون اساسي، قرار شد دولت کوچک شود. واحدهاي دولتي به بخش خصوصي واگذار شود، انحصارات از بين برود و دولت به عنوان ناظري بزرگ، براي فعالان صادق عرصه هاي اقتصادي هورا بکشد و گريبان فرصت طلبان و رانت خواران را بگيرد اما باز هم نشد زيرا همچنان وام هاي ميلياردي به افرادي واگذار مي شد که از نظر بانک خوش حساب بودند در نتيجه وام اشتغالزايي صنعت و کشاورزي در بازار سرمايه داري به جريان افتاد و در مقاطع مختلف و بخش هاي گوناگون از جمله مسکن، طلا، برنج، حبوبات، قند و شکر، ارزاق عمومي و... درآمدهاي سرسام آور را نصيب رانت خواران کرد و افرادي همچون شهرام جزايري و سلطان شکر عرصه هاي اقتصاد کشور را محل تاخت و تاز خود کردند و اين قصه اي است که سر دراز دارد.

در اين شرايط كه اقتصاد کشور به يک جراحي نياز دارد و قرار است اين جراحي همراه با تبعات باشد.بايد چند نکته را مورد توجه قرار داد:
اولا، اگر اين طرح با شتاب زدگي اجرا شود و وفاق عمومي و اطلاع رساني دقيق را به همراه نداشته باشد، قابل پيش بيني است که به سرنوشت قانون ماليات بر ارزش افزوده بينجامد.
لذا، نيکوست دولت، همراهي مجلس را در اين خصوص در کنار خود ببيند و اين ميسر نمي شود مگر آنکه با مجلس هماهنگ باشد.

ثانيا، اگر تبعات اين طرح پيش بيني نشود، اين قشر ضعيف جامعه است که زير بار تورم، کمرش اين بار مي شکند. لذا، مبادا به نام کمک به دهک هاي پايين جامعه، ضربه زدن به آنها پديد آيد. لذا بهتر است دولت همه جوانب را بينديشد.نويسنده : کوروش شرفشاهي- مردم سالاري
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۸:۴۹ - ۱۳۸۸/۰۸/۰۶
0
0
ما تازه چاه اورانیوم داریم
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: