کد خبر:۱۴۲۳
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۸۷ - ۱۸:۴۱
تعداد بازدید: 3460
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
سايه روشن «زندگي نيمه مستقل»
سن ازدواج در جامعه افزايش پيدا كرده و همچنان در حال بالا رفتن است و اين امر مشكلاتي را براي جوانان و جامعه پديد آورده است از اين رو بايد تمهيداتي در راستاي ازدواج و آسان سازي آن انديشيده شود.
شايد تاكنون هيچ گاه كميت و كيفيت زندگي مجردهاي كشور به اين وضعيت نرسيده بود. برپايه آمارهاي رسمي و غيررسمي، اكنون بين ١٢ تا ١٥ ميليون جوان مجرد در كشور زندگي مي كنند كه عمدتا به خاطر مسائل مالي و اقتصادي، به ويژه به علت توقع بالاي خانواده ها توانايي ازدواج ندارند به همين دليل سن ازدواج سال به سال افزايش مي يابد. اين در حالي است كه نيازهاي طبيعي فرد تابع اين كمبودها و مشكلات نيست و در صورت برآورده نشدن آسيب هاي ناشي از آن به اشكال گوناگون خود را نشان مي دهد. چنان كه اكنون مي توان تبعات و آسيب هاي فردي و اجتماعي افزايش كمي جوانان مجرد و افزايش سن ازدواج را به وضوح در جامعه ديد. دوستي هاي خياباني و اينترنتي، رابطه هاي پنهاني، افسردگي، پرخاشگري، افزايش خانه هاي مجردي و مهاجرت دختران مجرد سن بالا از شهرستان ها به شهرهاي بزرگ از تبعات اين وضعيت است.

شايد بحراني شدن اين وضعيت، مسئولان امور جوانان را بر آن داشته است كه بين بد و بدتر به انتخاب بپردازند و راهكارهايي را براي كاهش آسيب هاي اجتماعي كه از اين رهگذر در حال افزايش است، پيشنهاد دهند.

پيشنهاد «خانواده نيمه مستقل» يكي از همين راهكارهاست كه چندي است توسط دستگاه متولي امور جوانان به عنوان راهي براي مسئله تاخير در ازدواج جوانان مطرح شده است.

در آخرين اظهارنظر در اين باره، رئيس سازمان ملي جوانان نيز طرح خانواده نيمه مستقل را براي ازدواج مفيد خوانده و برخي از موانع فرهنگي را كه بر سر راه اين طرح وجود دارد برشمرده است. به گفته «حاج علي اكبري» عواملي همچون سربازي، مسكن مستقل، تحصيل يكي از طرفين و يا نبود شغل مطلوب براي دو جوان علاقه مند به يكديگر، نبايد باعث شود كه آن ها از بركت ازدواج محروم شوند.

وي بر اين باور است كه بايد به جوانان وقت بدهيم و در طول دوران عقد نيز با آسيب شناسي و حمايت هاي مشورتي و با آموزش اين امكان را براي آن ها فراهم كنيم كه با هم باشند و با يكديگر ارتباط و رفت و آمد داشته باشند.

«علي اكبري» با بيان اين كه آسيب هاي ناشي از چالش هاي جنسي در كشور، خطرناك تر از بمب و موشك دشمن است و نيازهاي جنسي نيز با ازدواج حل مي شود، از نگراني ديگر خانواده ها در مورد «زندگي نيمه مستقل» ياد مي كند و مي گويد: يكي از مسائل، باردارشدن در ايام عقد است كه متاسفانه جامعه و خانواده ها ديد بسيار بدي نسبت به آن دارند، در حالي كه نبايد اين گونه باشد، چون اين دو نفر همسر شرعي يكديگرند.

ازدواج آسان
چنين به نظر مي رسد كه در اين نوع زندگي، جوانان علاقه مند به يكديگر، بدون دغدغه هاي مادي و حاشيه اي مدتي را با هم و با كمك والدين زندگي مي كنند و در سايه اين حمايت ها آرام آرام نيازهاي مادي و معيشتي يك زندگي كامل را فارغ از فشارهاي جسمي و روحي فراهم مي آورند.

دكتر «عصارنيا» معاون فرهنگي و اجتماعي سازمان ملي جوانان به مجموعه پيشنهادهاي مطرح شده توسط سازمان ملي جوانان در مورد ازدواج و ٤ سرفصل ازدواج آسان، آگاهانه، به هنگام و پايدار اشاره مي كند و مي گويد: «زندگي نيمه مستقل» يكي از راه هاي ازدواج آسان است به اين معنا كه وقتي پسر و دختر شرايط لازم براي ازدواج خوب را پيدا كردند، همچنين به بلوغ عقلي و اجتماعي رسيدند و از سوي ديگر انتخاب آگاهانه اي انجام دادند و حداقل هاي زندگي را داشتند و جنس موانع آن ها تنها از نوع نداشتن مسكن، مشكل خدمت سربازي و يا ادامه تحصيل بود، بتوانند در سايه حمايت خانواده ها براي ازدواج قدم بردارند و در كنار پدر و مادر يكي از طرفين و با اختصاص بخشي از خانه به آن ها؛ اين زوج زندگي نيمه مستقل خود را آغاز كنند تا شرايط لازم را براي شروع زندگي مستقل به دست آورند.

وي ادامه مي دهد: در اين نوع زندگي نيازي به جهيزيه و مسكن دايمي نيست بلكه فرصتي فراهم مي شود كه آن ها ظرف چند سال بتوانند شرايط را براي تشكيل زندگي فراهم كنند.

وي نقاط منفي اين نوع ازدواج را انتخاب ناآگاهانه جوانان و حمايت نشدن آن ها از طرف خانواده ها عنوان مي كند و مي گويد: در صورتي كه اين دو مشكل وجود نداشته باشد زندگي نيمه مستقل راهكار بسيار خوبي براي ازدواج جوانان است به ويژه كه در شرايط كنوني جامعه، مشكلات مجرد بودن بيشتر از اين گونه ازدواج كردن است.

وي با بيان اين كه مشكلات اين گونه ازدواج ها قابل رفع است، مي گويد: زندگي نيمه مستقل لزوما به معناي طولاني شدن دوران عقد نيست، اما در شرايط فعلي جامعه كه ما با ١٥ ميليون جوان مجرد مواجه هستيم، بين اين كه جوانانمان مجرد بمانند و يا اين كه اين گونه ازدواج كنند -گو اين كه اول زندگيشان آن گونه كه مي خواهند نباشد- طبيعتا دومي را انتخاب مي كنيم. در هر صورت ما بايد بپذيريم كه اگر جوان در اول زندگي امكان تشكيل يك زندگي كامل را ندارد اما حق ازدواج را دارد.

وي پيشنهادهاي ديگري مانند آسان گرفتن ازدواج، مسكن مهر، بنگاه هاي زودبازده، پديده همسريابي را نيز از مجموعه پيشنهادهاي سازمان ملي جوانان براي حل مشكل ازدواج جوانان برمي شمارد و تاكيد مي كند: اگر ازدواج آگاهانه باشد در اين دوره به پشيماني ختم نمي شود، اما اگر ناآگاهانه باشد بعد از ازدواج هم به جدايي مي كشد.

به گفته معاون فرهنگي و اجتماعي سازمان ملي جوانان، سالانه بايد حدود يك ميليون و ٣٠٠ هزار ازدواج در كشور صورت بگيرد؛ در حالي كه اكنون ٩٠٠ هزار ازدواج انجام مي شود و اين رقم بايد با برنامه ريزي هاي مناسب به حد مطلوب آن برسد.

درددل جوانان مجرد
؛موضوعات مختلفي كه رئيس سازمان متولي امور جوانان اظهار داشته است همه شامل مسائلي است كه بايد از جوانب مختلف مورد بررسي قرار گيرد.

به ويژه در اين باره بايد از جوانان مجردي پرسيد كه از سن طبيعي ازدواج آن ها گذشته است و هنوز اميدي به ازدواج با فرد مورد علاقه خود ندارند.

شايد گفت وگويي صميمانه با چند تن از اين افراد، بيشتر موضوع را روشن كند.

«ف-م» كارشناس ارشد باستان شناسي است و ٣٨ سال دارد. وي مي گويد: مدت هاست كه با يك نفر قرار ازدواج گذاشته ام. شايد ٦ سال است كه يكديگر را دوست داريم، ولي به دليل آن كه من بيكارم و حقوق او نيز كفاف فراهم آوردن ملزومات يك زندگي ساده را هم نمي دهد، بلاتكليف مانده ايم. در واقع خانواده من توقعاتي از داماد آينده شان دارند كه او از عهده اش برنمي آيد.

وي متذكر مي شود؛ اين موضوع بسيار آزاردهنده و طولاني شده است و ما مجبوريم يكديگر را پنهاني و هميشه با يك دنيا اضطراب و نگراني ملاقات كنيم در حالي كه هردوي ما راضي هستيم با همين كمبودها ازدواج كنيم و زندگي آرامي را تشكيل دهيم. پس از آن براي كامل كردن زندگيمان تلاش خواهيم كرد. واقعيت اين است كه سن هر دوي ما در حال افزايش است و اين را كسي درك نمي كند.

«م-ح»، يك دختر شيرازي است كه ٣٧ سال سن دارد. او نيز به خاطر مشكلات «ف» تاكنون مجرد مانده است با اين تفاوت كه به خاطر سرزنش ها و پچ پچ هاي اقوام، مجبور به ترك ديار شده و در تهران در يك خانه مجردي با ٣ دختر ديگر مثل خودش كه هر سه نيز شهرستاني هستند زندگي مي كند. آن ها مجبورند هر از گاهي جوان مورد علاقه شان را در همين خانه يا كوچه و خيابان ملاقات كنند. روالي كه سال هاست ادامه دارد.

سيدمحمد-ك، نيز جواني است (اگر بتوان به يك مرد ٤٢ ساله گفت جوان) كه به قول خودش به خاطر مشكلات مالي هنوز قادر به ازدواج با دختر مورد علاقه اش نيست. خانواده دختر هم به هيچ عنوان از درخواست هايشان كوتاه نمي آيند.

وي مي گويد: طي اين چند سال دچار بيماري عصبي شده ام و شب ها تا صبح نگران آينده ام هستم چرا بايد ازدواج را اين قدر سخت كنند؟ ما كه هر دو به حداقل ها راضي هستيم چرا نمي گذارند زندگي كنيم؟ حال بايد ديد نوعروسان و تازه دامادهايي كه تقريبا به اين شيوه زندگي مي كنند چه نظري دارند؟

«راحله فيض» بيش از يك سال است كه به قولي «زندگي نيمه مستقل» را با همسرش تجربه مي كند. به اعتقاد وي اين نوع زندگي به خصوص براي جواناني كه فرد مورد علاقه و مناسب خود را پيدا كرده اند اما شرايط مطلوب براي آغاز زندگي را ندارند، بسيار خوب است اما نتيجه مثبت و يا منفي اين نوع زندگي بستگي به چند موضوع دارد. خانواده ها و آزادي عملي كه آن ها به جوانان مي دهند.

وي ادامه مي دهد: البته رعايت حريم هاي خانواده ها و پذيرش زندگي نيمه مستقل جوانان در داخل خانواده توسط خانواده ها و حساسيت نداشتن آن ها نسبت به رفت و آمد زوج ها، تاثير زيادي در چگونگي سپري شدن اين دوران دارد.

البته وي تاكيد مي كند: استقلال و اشتغال زوجين در اين دوران تاثير زيادي بر مثبت بودن رابطه و زندگي مشترك دارد زيرا اگر يكي از دو طرف بيكار باشد عملا مشكلات و اختلافاتي ايجاد خواهد شد كه دوران عقد را با مشكل مواجه مي كند. به گفته اين جوان اين شرايط معمولا كمتر در بين جوانان وجود دارد.

توحيد قرباني جوان ديگري است كه در دوران عقد به سر مي برد و به عبارتي شرايط زندگي نيمه مستقل را دارد. به گفته وي خوب يا بد بودن اين نوع زندگي به شرايط و توقعاتي كه دو طرف از يكديگر دارند، بستگي دارد.

وي مي گويد: خوشبختانه شرايط من و همسرم به دليل درك متقابل خانواده ها و تفاهم بالايي كه با همسرم دارم خوب است، اما اين موضوع در مورد بسياري از جوانان صدق نمي كند، به خصوص آن كه متعهد بودن زوج ها نسبت به هم و تلاش براي ساختن زندگي مستقل، مي تواند از دشواري هاي اين دوران بكاهد.

اما «بهرام حسيني» جوان ديگري است كه حدود ٢ سال از دوران عقدش سپري شده است. وي در اين باره نظر مساعدي ندارد. او مي گويد: اگرچه من و همسرم با درك مشكلات موجود و با آگاهي يكديگر را انتخاب كرديم و شرايط را پذيرفتيم، ولي در طول اين مدت متاسفانه اختلافاتي بين همسرم و اعضاي خانواده ام پيش آمد كه به صميميت ابتدايي ازدواج ما آسيب رساند.

وي مي گويد: از نظر من اقدام براي ازدواج در صورتي كه شرايط مطلوب زندگي وجود ندارد آن هم در شرايط فعلي بي تدبيري است، به خصوص آن كه الان شديدا بر اين اعتقاد هستم كه حداكثر زمان دوران عقد آن هم بدون آن كه بتوان به آن عنوان زندگي نيمه مستقل داد، بايد ٦ ماه باشد نه بيشتر؛ چون در غير اين صورت شادابي و لذت بخشي زندگي مشترك جايش را به سوءتفاهم و اختلاف در خانواده مي دهد و مسلما عواقب نامطلوب آن بيش از مزاياي اين نوع زندگي است.

جهت گيري ناقص
يك روان شناس نيز جهت گيري سازمان ملي جوانان را در اين باره علمي نمي داند. «بهروز معبوديان» مي گويد: مسائل جوانان فقط ازدواج نيست بلكه اشتغال، حقوق، اصلاح قوانين جرم زا در ارتباط با جوانان، ايجاد رفاه، فرصت هايي براي احساس رضايت بيشتر، توجه به حقوق بشر به مفهومي كه جوانان در آن حوزه هستند، توجه به نيازهاي آن ها در زمينه تفريح و نياز به داشتن روابط انساني و اجتماعي وهمچنين توجه به امنيت شغلي، امنيت عاطفي و جنسي و امنيت اجتماعي و ايجاد شرايطي كه امكان رشد و شكوفايي نسل جوان را فراهم كند از موضوعات مهم مربوط به جوانان است.

«معبوديان» با بيان اين كه يكي از پيش نيازهاي اصلي و اوليه براي ازدواج داشتن شغل است، مي افزايد: ازدواج نيازمند چند پيش نياز است از جمله فرد بايد مراحل خاصي از زندگي را گذرانده باشد از رشد اجتماعي و عاطفي و احساسي برخوردار باشد، تحصيلاتش به اتمام رسيده باشد و از نظر اقتصادي وضعيت مشخص داشته باشد.

وي تاكيد مي كند: تجربه ثابت كرده است، ازدواج هايي با دوران عقد طولاني باعث ايجاد كشمكش در خانواده مي شود؛ آن هم قبل از آن كه آن ها زير يك سقف بروند.

وي اعتقاد دارد مشكلي كه الان وجود دارد پايين بودن آمار ازدواج نيست؛ بلكه ازدواج هايي است كه به صورت نابالغانه شكل مي گيرد و در آن ها به امكانات موقعيت ها و شرايطي كه ضرورت وجود آن در يك زندگي مشترك بايد لحاظ بشود توجه نشده است. از اين رو با انبوهي از ازدواج هاي نابالغ روبه رو هستيم كه تبعات آن به صورت افزايش آسيب هاي اجتماعي بروز پيدا مي كند.

ازدواج هاي نيمه مستقل و فرهنگ سازي
؛اما خانواده ها در قبال اين نوع زندگي چه واكنشي خواهند داشت؟

«محمد حيدري» جامعه شناس قبول زندگي نيمه مستقل را از جانب خانواده ها با مشكل مواجه مي داند و مي گويد: بهترين زمان براي اين دوره بين٦ ماه تا يك سال است؛ چون طولاني شدن اين مدت مي تواند براي زوجين و خانواده آن ها مشكلاتي را ايجاد كند.

وي ادامه مي دهد: اگرچه ممكن است در دوران زندگي نيمه مستقل، زوج ها براي سازگاري بيشتر تمرين كنند، اما اين موضوع به همين سادگي براي خانواده ها قابل قبول نيست ضمن اين كه ممكن است زوج ها پس از مدتي از هم دلسرد شوند و چون يك زندگي برزخي و بلاتكليف دارند، احتمال جدايي در رابطه آن ها افزايش مي يابد و اين اتفاق به خصوص براي دختران آسيب بيشتري را به دنبال دارد. وي تاكيد مي كند: نيمه مستقل بودن زندگي زوجين بايد با برنامه ريزي دقيق صورت بگيرد. بايد در اين خصوص فرهنگ سازي شود و به والدين و خانواده ها فهماند كه در شرايط كنوني بايد انعطاف بيشتري به خرج دهند تا فرزندانشان خوشبخت شوند.

يك عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي نيز در اين باره مي گويد: طرح تشكيل خانواده هاي نيمه مستقل خوب است، اما مسئولان بايد با طرح هاي قابل اجرا، طول دوره ازدواج نيمه مستقل را كوتاه كنند.

«طيبه صفايي» با اشاره به اين كه سازمان ملي جوانان مي تواند با طرح ها و لوايحي راهگشا و كارساز براي ازدواج جوانان، اقدامات ارزنده اي در اين باره انجام دهد، مي گويد: تشكيل خانواده هاي نيمه مستقل از گذشته نيز وجود داشته است. اين طرح يك طرح موقتي است كه اگر دو طرف به نوعي آمادگي اين مدت را نداشته باشند با مشكلات مواجه خواهند شد.

وي در ادامه مي افزايد: تشكيل خانواده نيمه مستقل زماني خوب است كه خانواده ها براي آينده جوانان خود برنامه داشته باشند. اما اگر اين طرح بدون برنامه ريزي انجام شود ممكن است زندگي زوج دچار تزلزل شود. اگر خانواده ها اين امكان را دارند كه به طور موقت از فرزندانشان حمايت كنند، بايد بپذيرند كه اكنون وقت حمايت از آنان است. از آن طرف مسئولان، جوانان و والدين نيز بايد با برنامه ريزي دقيق طول مدت «زندگي نيمه مستقل» را كاهش دهند.

زمان كافي براي استقلال
؛در اين بين برخي مسئولان معتقدند «زندگي نيمه مستقل» در شرايط كنوني شايد تنها راه برون رفت از اين وضعيت باشد و حتي براي دستيابي به نتايج بهتر نبايد در پي كاهش زمان عقد بود.«جواد آرين منش» نماينده مردم مشهد و نايب رئيس كميسيون فرهنگي مجلس نيز در اين باره، به آمار ١٥ ميليون جوان كه در شرايط ازدواج هستند اشاره مي كند و مي گويد: سن ازدواج در جامعه افزايش پيدا كرده و همچنان در حال بالا رفتن است و اين امر مشكلاتي را براي جوانان و جامعه پديد آورده است از اين رو بايد تمهيداتي در راستاي ازدواج و آسان سازي آن انديشيده شود.

وي با اشاره به ثبت سالانه ٩٠٠ هزار ازدواج در كشور اضافه مي كند: مواردي مانند اشتغال به دليل بالا بودن نرخ بيكاري و مشكل مسكن از جمله مسائلي است كه جوانان با آن روبه رو هستند. در كنار اين موضوع موانع فرهنگي ازدواج نيز كه معمولا توسط خانواده ها ايجاد مي شود و ازدواج جوانان را با سخت گيري و انتظارات نابه جا، دشوار مي كند از ديگر موانع ازدواج است. از اين رو به نظر مي رسد يكي از راه هاي شرعي و منطبق با عرف كه راهي مناسب براي ازدواج است، مسئله طولاني شدن دوره عقد شرعي است.

به گفته آرين منش اين مورد هم اكنون نيز وجود دارد؛ اما زمان آن معمولا كوتاه است، از اين رو لازم است تا تمهيداتي انديشيد كه اين دوران طولاني تر شود و دختر و پسر ضمن اين كه شرعا ازدواج كرده اند، چند سال در خانه پدري زندگي كنند تا مقدمات لازم براي آغاز زندگي مستقل آن ها فراهم شود، به اين وسيله در عين حال كه ازدواج صورت گرفته ولي بار اقتصادي تا زماني كه زوج به استقلال مالي و توانايي زندگي مشترك برسند بر دوش خانواده است.

وي با بيان اين كه دليلي براي مخالفت با اين طرح وجود ندارد، مي گويد: كساني كه مخالف اين موضوع هستند راهكار مناسب تري ارائه كنند؛ اما ترديدي نيست كه اين راهكار براي آسان سازي امر ازدواج و پايين آمدن سن ازدواج سودمند است.

وي در پاسخ به كساني كه با اين طرح مخالفت مي كنند اظهار مي كند: شيرين ترين دوران زندگي، دوره عقد و نامزدي است به همين دليل وقتي دو جوان از ابتدا بپذيرند كه بايد دوران دانشگاه و سربازي به اتمام برسد تا امكان زندگي مستقل براي آن ها فراهم شود و اين توافقات از ابتدا مانند ديگر موضوعات جزو توافقات افراد قرار بگيرد، دوران «زندگي نيمه مستقل» آ ن ها به خوبي سپري خواهد شد.

«آرين منش» البته تاكيد مي كند: انجام هر اقدامي مستلزم فراهم كردن زمينه هاي فرهنگي در جامعه است از اين رو لازم است تا فرهنگ سازي براي اين زندگي در كنار گسترش آن به موازات هم صورت بگيرد؛ زيرا ما مسافران اتوبوس در حال حركت هستيم و نمي توانيم توقف كنيم.

دكتر «غلامعلي افروز» رئيس سازمان نظام مشاوره و روان شناسي كشور نيز از ديگر موافقان پيشنهاد سازمان ملي جوانان درباره زندگي نيمه مستقل است. وي مي گويد: طولاني شدن دوران عقد مشكلي نخواهد داشت؛ زيرا اگر در اين دوران رابطه زوج همراه با آرامش و مهرباني باشد، هرگز به سردي نمي گرايد و روز به روز بهتر خواهد شد.

وي تصريح مي كند: اگر قرار باشد كه روابط زوج در دوران عقد سرد شود، هنگامي كه اين دو نفر زير يك سقف با همديگر زندگي كنند، زودتر از هم جدا خواهند شد؛ زيرا كه دافعه هاي رواني و جنسي در دوران عقد كمتر از زماني است كه خانواده تشكيل مي شود. نمي گوييم كه خانواده تشكيل نشود؛ اما دوران عقد با حفظ روابط همراه با آرامش مي تواند طولاني تر باشد تا زمينه هاي تشكيل خانواده فراهم شود.

دكتر «افروز» به ايسنا مي گويد: انتخاب همسر، نيازمند دقت و شناخت فرهنگي است و اين تشكيل خانواده است كه هزينه دارد، بنابراين مي توان بين انتخاب همسر و تشكيل خانواده فاصله معقولي قرار داد، تا در اين فاصله امكانات لازم براي تشكيل خانواده تهيه شود.

وي مي افزايد: با قرار دادن فاصله معقول كه با اجراي صحيح و اصولي طرح ازدواج هاي نيمه مستقل قابل اجراست، به علت افزايش سن زوج ها و تهيه امكانات كافي زندگي مشترك، ميزان موفقيت ازدواج افزايش مي يابد.

وي با بيان اين كه نگاه غلط به روابط زوج هاي عقدي بايد اصلاح شود تصريح مي كند: طرح ازدواج هاي نيمه مستقل و بهره مندي زوج هاي عقدي از حمايت خانواده ها تا زمان استقلال يافتن، نياز به فرهنگ سازي عمومي با كمك رسانه ها دارد، زيرا، فرهنگ و نگاه غلطي كه در برخي موارد درباره زوج هاي عقدي و ارتباط مشروع آن ها وجود دارد، بايد اصلاح شود.

وي اضافه مي كند: ارتباط آرامش بخش و تعامل مثبت و با محبت زوج هاي عقدي در جمع خانواده ها نه تنها بدآموزي ندارد، بلكه مي تواند الگوي مناسبي براي ساير اعضاي خانواده باشد.

«افروز»، با رد برخي اظهارنظرها كه طولاني شدن روابط زوج ها در دوران عقد، باعث دلسردي زوج ها از هم مي شود، اظهار مي كند: هيچ كارشناس عاقلي اين حرف ها را نمي زند. اين نظر كارشناسان كم سواد است، اگر روابط زوج ها عاشقانه و محبت آميز باشد، روزبه روز بر گرماي آن افزوده مي شود.

رئيس سازمان نظام روان شناسي و مشاوره كشور به زوج هاي عقدي كه به صورت نيمه مستقل و در حمايت خانواده هاي خود زندگي مي كنند توصيه مي كند تا زمان استقلال كامل و تشكيل خانواده، از فرزندآوري بپرهيزند.

طبيعي است كه بزرگ ترين مانع بر سر راه اين طرح، باورها و عرف جامعه است كه براي تغيير آن نياز به تبليغات و فرهنگ سازي داريم.منبع:خراسان
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: