کد خبر:۱۴۰۹
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۴
تعداد بازدید: 6437
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
وقتي خانواده‌هاي يك نفره شكل مي‌گيرند
خانه مجردي؛ داشتن استقلال يا سوق يافتن به كام انحراف؟
وقتي ارضاي مشروع نيازهاي جوانان ازجمله نياز جنسي آن‌ها تبديل به يك مساله ملي مي‌شود، به طوري كه رييس سازمان ملي جوانان مي‌گويد: «از نظر ما، بمب جنسي ...
وقتي ارضاي مشروع نيازهاي جوانان ازجمله نياز جنسي آن‌ها تبديل به يك مساله ملي مي‌شود، به طوري كه رييس سازمان ملي جوانان مي‌گويد: «از نظر ما، بمب جنسي در كشور، خطرناك‌تر از بمب و موشك دشمن است و نيازهاي جنسي نيز با ازدواج حل مي‌شود» و وقتي باز از همان مقام مسوول حوزه جوانان مي‌شنويم كه «نارضايتي جنسي يكي مهم‌ترين دلايل طلاق در كشور است»، به راحتي مي‌توان فهميد كه اين نياز، سال‌هاي سال به عمد يا بر اثر سهل‌انگاري ناديده گرفته شده كه اگر راه تحقق صحيح آن كه همان ازدواج است، آسان و هموار نشود، همانند بمب، قابليت تخريب خواهد داشت. تخريبي كه اول و مهم‌تر از همه، باز دامان جوانان را مي‌گيرد.

حال كه مي‌گويند و مي‌دانيم كه جامعه جوان ما پتانسيل آسيب‌پذيري بالايي از نياز جنسي جوانان دارد، گاهي زمينه‌هايي در جامعه پديد مي‌آيند كه اين آسيب‌پذيري را آسان‌تر مي‌كند. نگاه و انگيزه غلط برخي جوان‌هاي درمانده و شايد بيمار، به جدايي از خانواده و گرفتن خانه‌هاي مجردي در پوشش يافتن استقلال و تمرين زندگي، شايد يكي از اين زمينه‌ها باشد.

آنجا كه صاحبنظران نيز چنين روايت مي‌كنند:

« ... يك زماني فقط برخي تجار و پولدارهاي متاهل منحرف براي خود، خانه‌هاي مجردي داشتند كه اغلب از آن براي ارضاي انگيزه‌هاي جنسي استفاده مي‌كردند، اما حالا از جوان‌ترها، به خصوص پسرهاي جوان، عده‌ا‌ي هستند كه خانه‌اي جدا از خانواده مي‌گيرند، تا اگر دوستي دارند، بياورند آنجا ....»

به گزارش خبرنگار «جوانان» ايسنا، اين حكايتي ساده و صريح از روند رو به رشد خانه‌هاي مجردي جوانان در جامعه است كه از زبان رييس نظام روانشناسي و مشاوره كشور نقل قول شد.

البته دكتر غلامعلي افروز اضافه مي‌كند كه اين موضوع بيشتر در بين دانشجويان و يا فارغ‌التحصيلان دانشگاهي، به ويژه پسران كه پس از جدايي از خانواده براي تحصيل، خانه را ترك كرده‌اند، رايج است. آن‌هايي كه ديگر قصد بازگشتن به زندگي خانوادگي را ندارند و ترجيح مي‌دهند، داشتن يك زندگي مستقل و جداي از اعضاي خانواده را تجربه كنند كه در اين ميان برخي هم منحرف مي‌شوند و ....

و درست همين جاست كه مي‌توان گفت: خانه‌هاي مجردي پديده‌اي است، به نام «استقلال» و اغلب به كام «انحراف»!

اين روزها يافتن كساني كه به تنهايي و جدا از اعضاي خانواده خود زندگي مي‌كنند، در دايره دوستان نزديك و يا افراد فاميل ديگر همانند گذشته، سخت نيست.

خانواده كوچك‌ترين و درعين حال تاثيرگذارترين واحد اجتماعي هر جامعه است كه هرگونه تغيير و تحول در آن، بزودي در هنجارها و تعاملات جامعه نمود عيني پيدا مي‌كند.

آنچه كه اكنون به صورت غيرمحسوس، اما فعال در نهاد خانواده در حال وقوع است، تمايل به جدايي و زندگي مستقل اعضاي جوان آن به ويژه در پسران و تجربه زندگي به تنهايي است، حال آن كه در فرهنگ و عرف اجتماعي و ديني ما اين نوع جدايي، امري جديد و به قولي وارداتي است و تشكيل زندگي مستقل جوانان، از ديرباز در قالب ازدواج و تاسيس خانواده‌ دو نفره جديد بوده است.

به نظر مي‌رسد، وقوع شكاف و گسست بين نسلي در خانواده‌ها كه خود معلول دلايل بسياري، از جمله كاهش ارتباط موثر اعضاي خانواده، افزايش دريافت اطلاعات و آگاهي‌هاي گوناگون جوانان از طريق وسايل ارتباط جمعي، تعدد و پراكندگي‌ نهادها و رسانه‌هاي فرهنگ‌ساز و تربيتي، هجوم فرهنگم جوامع مختلف غربي و شرقي به كشور، افزايش نيازها، خواسته‌ و توقعات جوانان از خانواده‌ و جامعه و از سويي ناتواني خانواده در پاسخگويي مناسب به آن‌ها و غيره است، دلايل مهم و اصلي انتخاب جدايي از خانواده‌ توسط اين جوانان باشد.

البته بماند كه عده‌اي از اين جوانان هم خود را به هر آب و آتشي مي‌زنند، تا با تهيه يك چهار ديواري به اصطلاح مستقل، زمينه هوسراني و بي‌بند و باري خود و ديگران را فراهم كنند.

واكنش خانواده‌ها نيز به اين خواسته جوانان جالب توجه است. عده زيادي از خانواده‌ها كه اغلب جزو خانواده‌هاي سنتي و مذهبي جامعه هستند، به نوعي در برابر درخواست‌ فرزندان مقاومت مي‌كنند، اما سرانجام به خاطر رضايت فرزندانشان و عقب نماندن از خانواده‌هاي فاميل و دوستان موافقت مي‌كند كه حتي شده با وام و قرض گرفتن، براي پسر يا دختر جوان خانواده، خانه‌اي مستقل تهيه كنند.

تعداد ديگري از خانواده‌ها كه از هر فرصتي براي پيشتازي در كورس رقابت و چشم‌ و هم چشمي خانواده‌هاي فاميل همسايه و اصرار در تجمل پرستي و به كارگيري فرهنگ و آداب و رسوم غربي، از تهيه خانه مجردي براي فرزندان خود به عنوان يك پز روشنفكري و درك عميق از نيازها و خواسته‌هاي آنان ياد كرده و اين اقدام را به ديگر خانواده‌ها نيز توصيه و تجويز مي‌كنند.

يك كارشناس خانواده و متخصص مديريت رفتار در گفت‌وگو با خبرنگار «جوانان» ايسنا، درباره شكاف بين نسلي در خانواده‌ و جامعه امروز كشور، مي‌گويد: ارتباط بين نسل‌ها در خانواده‌ها بسيار ضعيف است و گسست نسل‌ها به صورت عيني در خانواده‌ها مشاهده مي‌شود.

دكتر غلامرضا قاسمي كبريا، كمبود اطلاعات و آگاهي‌هاي والدين نسبت به فرزندان جوان خود در حوزه‌هاي مختلف را يكي از دلايلي مي‌داند كه باعث كاهش ارتباط موثر درون خانواده‌اي بين والدين و فرزندان شده و شكاف بين نسلي در خانواده‌ را عمق بخشيده است.

به اعتقاد وي، تاثير گروه‌هاي همسالان در شرايط موجود بيش از خانواده و نهادهاي ديگر در باورها و رفتارهاي جوانان موثر است و بهترين راهكار براي اصلاح اين باورها، توليد و انتقال فرهنگ صحيح و مطلوب به گروه‌هاي همسالان جوانان به صورت غيرمستقيم براي بازتوليد آن‌ها در بين جوانان خواهد بود.

وي تاكيد مي‌كند كه اين انتقال فرهنگ نبايد به صورت مستقيم، آمرانه و در قالب پند و اندرز باشد، چرا كه ممكن است مقاومت و مخالفت جوانان را تحريك كند.

زندگي مجردي دختران جوان، نيز كه تا چندي پيش امري ناپسند در جامعه و عرف اجتماعي تلقي مي‌شد، امروز گسترش ملموسي يافته و كم و بيش به عنوان امري عادي و قابل قبول پذيرفته شده است.

به گفته كارشناسان، اغلب پسران و دختران جوان كه به صورت مجردي و جدا از خانواده زندگي مي‌كنند، يا دانشجوياني هستند كه خارج از خوابگاه زندگي مي‌كنند و يا فارغ التحصيلان دانشگاهي هستند كه از زمان جدا شدن از خانواده‌ به علت تحصيل، به اين نوع زندگي خو گرفته‌اند و به زندگي خانوادگي خود برنمي‌گردند. در واقع خانه‌هاي مجردي براي بسياري از جوانان، تمرين زندگي مستقل است و مثابه نمونه‌هاي فرهنگ غرب، ناگفته پيداست كه حتي در اين صورت نيز رواج خانه‌هاي مجردي در فرهنگ بومي و ديني، جايي ندارد و همواره آسيب‌زا خواهد بود.

يكي از پسران جواني كه خانه‌اي را در شهر تهران اجاره كرده و به تنهايي زندگي مي‌كند، درباره دلايل انتخاب زندگي مجردي و جدا از خانواده،‌ مي‌گويد: حدود شش سال در يكي از استان‌هاي اطراف تهران دانشجو بودم و چون شرايط خوابگاه براي زندگي، درس خواندن و امور شخصي مناسب نبود، آپارتماني اجاره كرده و به تنهايي زندگي مي‌كردم و بعد از بازگشت به تهران هم ديگر نمي‌تـوانستم در كنار خانواده‌ باشم، بنابراين با كمك مالي پدرم اين خانه را اجاره كرده‌ام.

البته او اشاره مي‌كند كه پدر و مادرش سال‌ها قبل از هم جدا شده‌اند و پس از ازدواج مجدد پدرش، علاقه‌اي به زندگي در خانواده‌ جديد نداشته است.

وي مي‌گويد كه بسياري از جوانان كه به تنهايي زندگي مي‌كنند، يا فرزند خانواده‌ طلاق هستند و يا به هر دليلي از خانواده‌ رانده شده‌اند، چرا كه كمتر جواني پيدا مي‌شود كه كانون صميمي و گرم خانواده‌ را ترك كند و زندگي خود را با سختي و ناآرامي روحي رواني سپري كند.

لابلاي گفت‌وگويمان كه در خانه وي صورت مي‌گرفت، مي‌شد به راحتي با نيم‌نگاهي به اطراف، تمام وسايل و امكانات اين زندگي مجردي را از پيش چشمان گذراند.

در اتاق نشيمن، يك دستگاه رايانه با چهار باند بلندگوي بزرگ، يك گيتار برقي، يك سرويس مبل راحتي و تلويزيون خودنمايي مي‌كرد و در آشپزخانه، يخچال فريزر، مايكروفر، توستر و بطري‌هاي خالي مشروب كه با دقت و سليقه روي كابينت‌ها چيده شده بود.

نور اتاق هم بسيار ضعيف است و تقريبا مي‌توان گفت كه در تاريكي نشسته و گفت‌وگو مي‌كنيم، وقتي دليل كم نوري اتاق را مي‌پرسم، جواب مي‌دهد كه با نور زياد در شب، ميانه خوبي ندارد و ترجيح مي‌دهد در تاريكي و جاي نور كم كار كند.

ـ وقتت را چطور به تنهايي سپري مي‌كند؟

ـ به جز ساعاتي كه درس مي‌خوانم و مطالعه مي‌كنم، ساز مي‌زنم و به موسيقي گوش مي‌دهم، ميهمان دارم و يا اين كه به مهماني مي‌روم.

ـ واقعا زندگي راحتي داري؟

ـ خوب است. خيلي هم با دوستان خوش مي‌گذرد، اما انگار يك چيزي كم است، يك چيزي شبيه آرامش و احساس امنيت.

از او كه خداحافظي مي‌كنم، جلوي در، چند دختر و پسر جوان زنگ آپارتمان وي را به صدا در مي‌آورند و بعد بالا مي‌روند....

مدير كل فرهنگي سازمان ملي جوانان نيز رشد محسوس زندگي‌هاي مجردي را بر اساس بررسي‌هاي اين سازمان تاييد و خاطر نشان مي‌كند كه اين پديده اغلب در شهرهاي بزرگ مانند تهران وجود دارد و در شهرهاي كوچك و مراكز استان‌هاي سنتي و ارزشي كمتر ديده مي‌شود.

مجيد اميدي با بيان اين كه هيچ ترديدي در آسيب‌زا بودن اين نوع زندگي ندارد، مي‌گويد: متاسفانه اين سبك زندگي آسيب‌زا، به واسطه شكاف بين نسلي در خانواده‌ها كه به علت وجود فضاي باز اطلاعاتي به وجود آمده، در جامعه رواج پيدا كرده است.

وي ادامه مي‌دهد كه جوان‌هاي امروزي، متاسفانه قبل از اين كه به اطلاعات عمقي و كافي دست پيدا كنند، به دانايي مي‌رسند و احساس مي‌كنند كه مي‌توانند به تنهايي، خوب و بد را از هم تشخيص دهند. در حالي كه اطلاعات برخي جوان‌هاي ما در اين زمينه بسيار سطحي است.

اميدي تكرار اشتباهات فرهنگي غرب را در تضعيف نهاد خانواده،‌ با اقداماتي نظير جدا شدن فرزندان جوان از خانواده‌ تحت عنوان استقلال يافتن را، براي جامعه خطرناك عنوان و تصريح مي‌كند كه جوانان ما گاهي قدر خانواده‌هاي خود را نمي‌دانند، چرا كه اعضاي خانواده‌ فقط در كنار هم آرامش پيدا مي‌كنند.

وي با انتقاد از خانواده‌هايي كه تهيه خانه‌ مجردي براي فرزندان خود را عنوان اقدامي روشنفكرانه مي‌دانند، اين اقدام را ناشي از رفاه زدگي، بي‌مسووليتي و نوعي كج‌فهمي از استقلال يافتن اعلام مي‌كند.

وي تاكيد مي‌كند كه استقلالي كه به واسطه جدا شدن فرزند از نهاد خانواده،‌ بدون ازدواج و تاسيس خانواده‌اي جديد و در جهت يك پز روشنفكري باشد، كج فهمي از استقلال و آسيب‌زا است.

نكته‌اي كه در پايان بايد مورد تاكيد قرار گيرد، ضرورت انجام اقدامات فرهنگي و ارزش‌آفرين براي جلوگيري از تبديل شدن پديده خانه‌هاي مجردي تحت لواي استقلال يافتن به عنوان يك ارزش فرهنگي و اجتماعي در بين خانواده‌هاست، چرا كه تنها از اين طريق است كه مي‌توان با كمترين هزينه‌ها و بدون اقدامات امنيتي و بازدارنده قضايي و انتظامي،‌ از آسيب‌هاي اين ضدفرهنگ وارداتي در امان ماند.
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: