کد خبر:۱۳۱۶
تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۳۸۷ - ۱۵:۴۴
تعداد بازدید: 2456
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
بروز خشم‌هاي ناگهاني و راه‌هاي پيشگيري
بررسي اخبار حوادث در چند ماه اخير، به طور مثال در 6 ماهه اول 1387 نشان مي‌دهد كه رفتارهاي خشونتي ناگهاني افزايش چشمگيري داشته است
خشونت ناگهاني معضلي است كه اين روزها بشدت در شهر و ميان آدم‌هاي عصبي شهرنشين يا مهاجرت كرده به شهر ديده مي‌شود. جامعه‌شناسان مي‌گويند: «متاسفانه زندگي مدرن شهري مي‌تواند آدم‌ها را عصبي كند. اصولا طبع بشري علاقه‌مند به بودن در طبيعت و آرامش بوده است، اما اين روزها آدم‌ها در كنار تكنولوژي و دنياي صنعتي از اصليت‌شان بشدت دور مي‌شوند.»

بررسي اخبار حوادث در چند ماه اخير، به طور مثال در 6 ماهه اول 1387 نشان مي‌دهد كه رفتارهاي خشونتي ناگهاني افزايش چشمگيري داشته است. هر چند اين موضوع نتيجه معضلات اقتصادي موجود، فشارهاي جامعه صنعتي، تعارض‌هاي فرهنگي موجود در كشورها و ... مي‌تواند باشد، اما خيلي از دلايل بروز اين رفتار قابل پيشگيري است. مصاحبه ما با علي‌اكبر اسحاق‌نژاد، كارشناس ارشد جامعه‌شناسي در اين باره است؛ خشونتي كه ناگهاني بروز مي‌كند و مي‌تواند عامل خيلي از بزه‌هاي اجتماعي و رفتاري و حتي قتل باشد. 


 آقاي اسحاق‌نژاد! تعريف خشونت ناگهاني چيست؟

خشونت به شكل كلي ظلم فرد قدرتمند‌تر به فرد ضعيف‌تر است. ظلمي كه مي‌‌تواند در طي پروسه‌اش ضربه و آسيب  اجتماعي، اقتصادي، اخلاقي، رفتاري، جسمي و... ايجاد كند. اما خشم و خشونت هيجاني زماني به واژه عمومي خشونت اطلاق مي‌شود كه فرد كنترل كامل و كافي بر اعمال و رفتارش نداشته باشد. كسي كه خشونت هيجاني از خود بروز مي‌دهد، در يك لحظه كنترل بر اعمالش‌ ندارد‌ يا اتفاق يا اين رفتار كلي‌تر است.

خشونت ناگهاني در لحظه اتفاق مي‌افتد. من نوعي و شماي نوعي با هم درگيري لفظي پيدا مي‌كنيم. بگذاريد اين پروسه را از ابتدا تعريف كنم. ما هر دو به يك جاي پارك مي‌رسيم. خيابان بشدت شلوغ است. هر دو به سمت جاي پارك مي‌رويم. مثلا شما زودتر مي‌رسيد. من عصباني مي‌شوم.

نمي‌توانم خودم را كنترل كنم، فرياد مي‌زنم، حتي امكان دارد بخواهم كه شما را كتك بزنم يا شيشه ماشين‌تان را بشكنم. مي‌بينيد، ناگهاني است.

بدون تفكر و تعقل صورت مي‌‌گيرد.

يعني اگر تعقل بود انجام نمي‌شد؟

دقيقا. اگر من نوعي چند لحظه فكر مي‌كردم به اين نتيجه مي‌رسيدم كه شما را آزار ندهم. بروم دنبال يك جاي پارك ديگر بگردم.

حالا اگر من‌نوعي هم خشونت ناگهاني بروز دهم؟

فاجعه شديد‌تر مي‌شود. امكان دارد چاقوكشي شود، امكان دارد به جراحت‌ يا حتي به قتل ختم شود.

اين خشونت ناگهاني همين طور خودش را در جاها و مواقع مختلف بروز نمي‌دهد كه نشانه‌اي از اين اختلال رفتاري باشد؟

قطعا هست. افرادي كه از كودكي سر هر ماجرايي جدل راه مي‌اندازند‌ آنهايي كه با هر اتفاق ساده‌اي جو را افروخته و ملتهب مي‌كنند‌ كساني كه در كودكي‌شان بشدت با همسالان‌شان دعوا مي‌كردند‌‌هم كلاسي‌هايشان را كتك مي‌زدند، احساس حسادت شديد داشتند، اعتماد به ‌نفس در آنها به دلايل مختلف رشد كافي نداشته است و نيازهايشان در خانواده تامين نشده است و همچنين آنهايي كه در خانواده پدر يا مادر پرخاشگر و آزارنده داشتند، افراد مستعد بروز خشونت ناگهاني هستند.

‌در مورد انواعي از خشونت‌ها ما با انگيزه‌هاي افراد خاطي مواجه هستيم، اين جا چطور، يعني خشونت ناگهاني هم با انگيزه قبلي است؟

نه. اصلا ذات خشونت ناگهاني، بدون انگيزه بودن است. فرد عصبي مي‌شود و خشونت بروز مي‌دهد. اين خشونت مي‌تواند نتيجه بدي داشته باشد. به طور كلي 2 دسته هيجان وجود دارد. هيجانات مثبت و منفي عاطفي.

و هيجانات منفي افراد را عصبي مي‌كند؟

بله. از جمله هيجانات عصبي منفي مي‌توان به عصبانيت، اضطراب، غم و غصه و... اشاره كرد كه هر كدام مي‌تواند منشا خاص خودش را داشته باشد و عمدتا متاثر از وضعيت فيزيولوژيك، عوامل شناختي يا عوامل يادگيري و محيطي هستند. عصبانيت هيجاني نيرومند است كه با وقوع آن نيروي شگفت‌‌انگيزي در انسان به وجود مي‌آيد كه براي كنترل آن بايد به علل وقوع آن پرداخت.

اين عصبيت هيجاني كه به خشونت هم مي‌‌انجامد، به تغيير و تحولات دروني هم مربوط مي‌شود؟

بله. در زمان عصبانيت، بدن در حالت انگيختگي قرار مي‌گيرد. در واقع سيستم عصبي به طور خودكار شروع به فعاليت مي‌كند. نشانه‌هايي مثل تپش قلب، تغيير رنگ پوست، تغيير دماي بدن و... بروز مي‌كند. اما اين كه تغييرات كه به هورمون‌ها مربوط مي‌شود، چه‌طور در رفتار آدم‌ها تاثير مي‌گذارد ماجراي ديگري است كه جاي بحث دارد.
البته اين قضيه نمود و پروسه روحي هم دارد.

پروسه روحي  رواني؟

البته. وقتي فرد مثلا شماي نوعي دچار خشم و عصبانيت مي‌شويد كه احساس كنيد ظلمي به شما شده است.
درواقع زماني اين حس را داريد كه به نظرتان برسد حقي كه از آن شما بوده، به شما داده نشده است. آن وقت عصبي مي‌شويد. اما خب افراد بايد ياد بگيرند كه در زمان و هنگام وقوع هر حادثه‌اي حتي اگر واقعا حقي از آنها ضايع شده است، خود را كنترل كنند. به شكل منطقي وارد عمل شوند و در تمام شرايط خونسردي‌ شان را حفظ كنند.

شرايط اجتماعي چه قدر در اين موضوع دخيل است؟

دقت كنيد شرايط محيطي به شكل كلي و جامع روي اين مساله تاثير گذارند. اين شرايط محيطي از يك وضعيت محله‌اي ساده شروع مي‌شود. به شرايط و طبقه اجتماعي افراد مربوط مي‌شود. ارتباطاتي با شرايط مالي و اقتصادي كشور، شهر و خانواده پيدا مي‌كند. تحصيلات را شامل مي‌شود و در كل بايد نگاه كرد و ديد كه اجتماع چه وضعيتي دارد. معمولا در دوره‌هاي بحراني و شرايطي كه فشارهاي اجتماعي بيشتر مي‌شود، اين عصبيت‌ها هم نمود شديدتري پيدا مي‌كنند. يعني آدم‌ها عصبي‌تر مي‌شوند. همچنين بلوغ اجتماعي در آنها كمرنگ‌تر مي‌شود. همين باعث مي‌شود ما خشونت‌هاي بسياري را ببينيم.

مي‌توانيد از نمونه حوادث 6 ماهه اخير در خشم ناگهاني منجر به بزه مثال بزنيد.

البته. تقريبا 2 ماه قبل مردي همسرش را با پيچيدن روسري دور گردنش خفه كرد. اين طور كه بعدتر مجرم قضيه را تعريف مي‌كرد شب حادثه در خانه مادرزنش بودند. خانواده زن اصرار مي‌كنند كه شب آنجا بمانند، زن هم همين طور، اما مرد مخالفت مي‌كند و زنش را مي‌آورد خانه. در خانه وقتي زن از رفتار مرد شكايت مي‌كند، مرد عصبي مي‌شود و آنچه نبايد اتفاق مي‌افتد.

يعني يك قتل به همين سادگي رخ مي‌دهد؟

متاسفانه بله. هيچ انگيزه‌اي نيست. برنامه‌ريزي قبلي وجود ندارد. كسي تصميم نداشته جرم كند يا قتل كند.
ناگهان موضوعي كسي را عصبي مي‌كند، فرد احساس مي‌كند مستحق اين رفتار يا عكس‌العمل نيست. در نتيجه بشدت برخورد مي‌كند و اتفاق اين طور كه مي‌بينيد يا به قول شما به همين سادگي مي‌افتد.

آقاي اسحاق‌نژاد در اين ماجرا و براي پيشگيري از اتفاق‌هايي از اين قبيل، جواب «چه بايد كرد» ما چيست؟

اين خيلي خوب است كه ما دائم بخواهيم ببينيم با اين مجرم چه كار كنيم دنبال راهي باشيم كه عصبيت اجتماع را كاهش دهيم. عصبيت كه نتيجه‌اش رشد قتل و بزه و جراحات است. به نظرم ما نياز به كار كارشناسي خيلي زيادي داريم. بايد كمبودهاي اجتماعي را بشناسيم. بتوانيم پاسخگويشان باشيم. نياز اقتصادي، فرهنگي، تفريحي و... آدم‌ها را برطرف كنيم تا احساس آرامش داشته باشند.

خانواده چه فعاليتي مي‌تواند داشته باشد؟

خانواده ركن اصلي تربيت و انسان‌پروري در هر جامعه‌اي است. كاملا مشخص است كه اين خانواده چقدر مي‌تواند تاثيرگذار باشد. خانواده‌هاي آرام معمولا آدم‌هاي آرام‌تري را پرورش مي‌دهند.

 پدر و مادرها وظيفه دارند اين آرامش را حداقل در حد رفع نياز عاطفي و رواني تامين كنند. از سوي ديگر آرامش به همراه عزت نفس و اعتماد به نفس مانع بروز خشم هيجاني مي‌شود. چراكه اين فرد به بلوغ اجتماعي رسيده و كمتر دچار تنش رفتاري مي‌شود.

 البته به اين نكته هم توجه كنيد كه آدم‌هاي حسود، شكاك و... بيشتر دچار خشم هيجاني‌اند و در نتيجه مستعد انجام بزه. به هر حال تربيت درست و الگوي رفتاري مناسب به وضعيت كمك مي‌كند.تهيه كننده:حد
يث ضابطي

Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: