کد خبر:۱۲۴۰
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۸۷ - ۲۱:۴۲
تعداد بازدید: 2117
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
دور دنيا با دوچرخه
گفت و گو با جهانگرد آرژانتيني و نگاهش درباره ايران
«مهم ترين ويژگي غذاهاي ايران، حجم آن است که نسبت به کشورهاي ديگر بسيار زياد است.» اگر بخواهم از ميان مردم سه قاره يي که تا الان به کشورهايش سفر کردم، يکي را انتخاب کنم، اول آفريقا است...
روزانه 100 کيلومتر رکاب مي زند. وزن وسايلي که مي تواند با خود حمل کند، نبايد بيشتر از 70 کيلو باشد، براي همين است که تنها يادگاري که از هر کشور با خودش حمل مي کند پرچم هاي کشورهايي است که از آنها عبور کرده است. ايران پنجاه و پنجمين کشوري است که در آن رکاب مي زند.

پاپلو گارسيا بيش از هفت سال است که در سفر است. اين جهانگرد آرژانتيني سفر خود به دور دنيا را از برزيل آغاز کرد و تاکنون از کشورهاي آمريکاي جنوبي، آفريقا و اروپا گذشته و پنج سال ديگر زمان لازم دارد تا از کشورهاي آسيايي، استراليا و آلاسکا عبور کند.

«قبل از اينکه سفرم را آغاز کنم چند سال در برزيل راهنماي تور بودم. هميشه رويايم گشتن دور دنيا با دوچرخه بود. و خوشحالم که با پايان اين سفر رويايم به حقيقت مي پيوندد. دوست دارم با دوچرخه سفر کنم تا از نزديک با مردم و فرهنگ کشورهاي مختلف بيشتر آشنا شوم.» وقتي که پاپلو برايمان حرف مي زند، توجه مان به حلقه دستش جلب مي شود. تعجب مي کنيم از اينکه چطور همسرش مخالفتي با سفرهاي طولاني مدت وي ندارد. «دو سال پيش با همسرم در ايتاليا آشنا شدم و از آن به بعد او در کليه سفرها همراهم است. اما او به دليل محدوديت پوشش براي زنان و نگراني از برخورد مردم با يک زن دوچرخه سوار، در برخي کشورها همراهم نيامد. البته بعد در هند دوباره هم مسير مي شويم.»

بلافاصله تاکيد مي کند؛ «يکي از خوبي هاي کشورهاي اسلامي اين است که هيچ وقت در تبليغات تلويزيوني و روي بيلبوردها، نگاه ابزاري به زن را نمي بينيد.»

از خاطراتش مي گويد؛ «هميشه سفر پر است از اتفاق هاي غيرمنتظره. اتفاق هاي خوب و بد. بدترين خاطره ام در اين هفت سال در نايروبي اتفاق افتاد. من در منزل يکي از دوستانم خوابيده بودم. نيمه هاي شب دو دزد آمده بودند که از دوستم پول هايش را بدزدند. اشتباهي من را گرفتند. اولش فکر کردم دارم خواب مي بينم ولي بعد که کتکم زدند و جاي پول ها را از من مي پرسيدند، فهميدم که خواب نيستم و اين اتفاقات واقعي است. حس بدي بود که با چاقو تهديد شوي. در نهايت هم دوربينم را دزديدند.» شايد هر کدام از ما روياي سفر کردن به کشورهاي مختلف را داشته باشيم. رويايي که براي پاپلو به حقيقت پيوسته است؛ کشورهاي مختلف با مردم و زبان متفاوت.

«در سفر متوجه مي شوي در کشورهايي که مردمانش به انگليسي صحبت نمي کنند. چقدر ارتباط برقرار کردن سخت است. شايد به همين دليل است که در موزامبيک و اسپانيا و ايتاليا به خاطر زبان مشترک مان بيشتر از هر کشور ديگري احساس راحتي کردم. يکي از مشکلات سفر، ورود به کشورهايي است که مردمانش نمي توانند به انگليسي صحبت کنند. مانند ترکيه که از ورود تا خروج مان نتوانستيم حتي يک نفر را ببينيم که انگليسي صحبت کند.»او حدود دوماه و نيم است که از ماکو وارد ايران شده است؛ «تهران يکي از شهرهاي خوبي بوده که تا الان به آن سفر کردم. خيلي ها تا متوجه مي شوند من با دوچرخه دور دنيا مي چرخم، هيچ پولي بابت کرايه تاکسي يا آبميوه از من نمي گيرند. اين اتفاق برايم جالب است.»

پاپلو در ميان صحبت هايش پوشه يي را از کوله اش درمي آورد و روزنامه هايي را از کشورهاي مختلف دنيا نشانمان مي دهد؛ «به هر کشوري که مي روم با يکي از روزنامه هاي مطرح گفت وگو مي کنم و از سفرم مي گويم. بعد از پايان سفرم مي خواهم درباره تجربيات سفرم و کشورهايي که ديدم، بنويسم.»

درباره هزينه سفرش که مي پرسم، زيپ کاپشن اش را باز مي کند و تي شرتي را که اسم شرکت بوتان روي آن است، نشانم مي دهد؛ «هزينه سفرم از اسپانسرهايي تامين مي شود که در هر کشور از طريق سفارت آرژانتين با آنها آشنا مي شوم. اسپانسرها خودشان بدون هيچ اجباري قبول مي کنند که مقداري از هزينه هاي سفرم را بر عهده بگيرند. از طريق سفارت هم با بوتان آشنا شدم. همچنين بوتان اسپانسر برگزاري يک نمايشگاه از عکس هايم شد که از کشورهاي مختلف در طول سفر داشتم.» ساکنان ديگر کشورها، ايران را از طريق تبليغات غيرواقعي مي شناسند که از رسانه ها پخش مي شود اما پاپلو ايران را از نوشته هاي مطبوعات فلسطيني شناخته است؛ «از طريق روزنامه هايي که در فلسطين مي خواندم، بيشتر با ايران آشنا شدم. همچنين تاريخ گذشته ايران را هم خوانده بودم. البته شناختم نسبت به کشورهايي که به آنها سفر کردم، بيشتر در جريان سفر شکل گرفت. مثلاً در ترکيه با قوانين عرفي و محدوديت هاي پوششي در ايران آشنا شدم و براي خودم شلوار گشاد خريدم. البته هميشه با کساني که يک بار به ايران سفر کرده بودند، حرف مي زدم و آنان از ايران تعريف مي کردند.» يکي از همکاران نظرش را درباره غذاهاي ايراني مي پرسد. پاپلو در حالي که مي خندد، مي گويد؛ «مهم ترين ويژگي غذاهاي ايران، حجم آن است که نسبت به کشورهاي ديگر بسيار زياد است.»

پاپلو خاطرات زيادي دارد و با هيجان از برخورد مردم کشورهاي مختلف تعريف مي کند؛ برخوردهايي بسيار متفاوت؛ «اگر بخواهم از ميان مردم سه قاره يي که تا الان به کشورهايش سفر کردم، يکي را انتخاب کنم، اول آفريقا است. آفريقايي ها بسيار ميهمان نواز و خوب هستند و بعد مردم خاورميانه. مردم اروپا هم که کلاً سرد هستند.»

چه چيزي مي تواند بهترين اتفاق براي يک دوچرخه سوار باشد؛ آن هم دوچرخه سواري که دور دنيا را رکاب مي زند. با انرژي مي خندد؛ «بعد از کيلومترها رکاب زدن، با دوچرخه در يک سرازيري بيفتي در حالي که دست هايت را از هم باز کرده يي.» همه مي خنديديم. مي گويد؛ «ولي خب چند ثانيه که بيشتر طول نمي کشد.»تهيه كننده:مونا قاسميان
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: