کد خبر:۱۱۲۰
تاریخ انتشار: ۲۵ مهر ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۸
تعداد بازدید: 2205
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
زني مهريه 99 هزار و 999 سکه يي خود را اجرا گذاشت
زني به خاطر اينکه شوهرش علاقه يي به بچه دار شدن ندارد به دادگاه خانواده مراجعه کرد و با بخشش يک سکه از مهريه اش خواستار دريافت 99 هزار و 999 سکه بهار آزادي ديگر شد.
چندي قبل زني با مراجعه به دادگاه خانواده ضمن ارائه دادخواست طلاق، خواستار مطالبه مهريه اش که يکصد هزار سکه بهار آزادي است شد. پس از تشکيل پرونده و سير مراحل قانوني صبح ديروز جلسه رسيدگي به اين پرونده در شعبه 262 مجتمع قضايي خانواده به رياست قاضي صداقتي برگزار شد. اين زن که فريده نام دارد و هم اکنون در يکي از بيمارستان ها به طبابت مشغول است، گفت؛ سال ها قبل هنگامي که در دانشگاه تحصيل مي کردم با شاهرخ آشنا شدم. او از دانشجويان ممتاز و مورد احترام همه بود. از همان ترم هاي اول به او علاقه مند شدم اما اين علاقه را تا پايان دوران تحصيلم پنهان کردم تا اينکه هر دو از دانشگاه فارغ التحصيل شديم و من براي گذراندن طرح به يکي از شهرستان ها رفتم.

پس از دو سال که به تهران برگشتم فهميدم شاهرخ در بيمارستاني که من قصد داشتم شروع به کار کنم شاغل است. به همين دليل با شور و علاقه زيادي کارم را در آن بيمارستان آغاز کردم. از قضا من و شاهرخ در يک بخش مشغول به کار بوديم. دوستي سال هاي گذشته و کار در يک بخش سبب شد روز به روز ارتباط ما نزديک و صميمي تر شود تا اينکه پس از چند ماه روزي او از من خواستگاري کرد. من هم که سال ها در انتظار چنين لحظه يي بودم بي درنگ راز دلم را فاش کردم و با بازگو کردن علاقه چندين ساله ام به او درخواستش را پذيرفتم و براي تضمين اينکه ما هميشه با هم بمانيم يکصد هزار سکه بهار آزادي را به عنوان مهريه ام تعيين کردم و شاهرخ نيز با گفتن اين حرف که مهريه را کي داده و کي گرفته با آن موافقت کرد. بدين ترتيب زندگي مشترک من و شاهرخ آغاز شد.

شب عروسي مان تصور کردم ديگر هيچ آرزويي برايم باقي نمانده است و زندگي با شاهرخ باعث خوشبختي ام خواهد شد. سال هاي اوليه زندگي مان به خوبي سپري شد اما به تدريج مشغله هاي کاري باعث بروز اختلافاتي در روابط مان شد. شاهرخ ساعت هاي زيادي را در بيمارستان سپري مي کرد و بعد از ظهرها هم تا ديروقت در مطبش مي ماند. اين در حالي بود که من از ساعت سه بعد از ظهر به خانه مي رفتم و تا آمدن همسرم تنها بودم. زن جوان ادامه داد؛علاوه بر اين سه سال از ازدواج مان گذشته بود و هنوز صاحب فرزندي نشده بوديم. من علاقه زيادي به مادر شدن داشتم اما شاهرخ به علت مشغله زياد بچه دار شدن را مانع پيشرفتش مي دانست. به تدريج اين مساله باعث بالا گرفتن اختلافات ما شد تا اينکه بعد از مشاجره يي که با هم داشتيم من به خانه پدرم رفتم اما پس از چند روز شوهرم براي آشتي کنان سراغم آمد. من هم با وساطت بزرگ ترهاي فاميل با شاهرخ آشتي کردم اما از او خواستم حق طلاق را به من واگذار کند.

با بازگشت من به خانه زندگي مشترک مان را از سر گرفتيم اما پس از مدتي مجدداً اختلافات ما بالا گرفت و مساله اصلي نيز اهميت ندادن شاهرخ به زندگي بود. او همه اوقاتش را به کار اختصاص مي داد و هنگامي که به خانه مي آمد حوصله هيچ کاري را نداشت.

زندگي در چنين وضعيتي برايم دشوار بود به همين دليل تصميم گرفتم ضمن استفاده از حقي که شوهرم براي طلاق در اختيارم قرار داده است مهريه يکصد هزار سکه يي ام را به اجرا بگذارم. البته حاضرم از يکي از سکه ها گذشت کنم اما شاهرخ بايد 99 هزار و 999 سکه ام را به من بدهد.

در ادامه اين جلسه شاهرخ گفت؛ من هنوز هم مثل روزهاي آشنايي مان به فريده علاقه مند هستم. من دوست دارم با کار زياد تامين کننده آسايش براي او و خودم باشم. به نظر من بچه دار شدن شرايط خاصي مي خواهد که در حال حاضر من و همسرم آن شرايط را نداريم. اين مرد در ادامه اظهاراتش گفت؛ مدتي قبل به طور اتفاقي متوجه شدم همسرم به سرطان مبتلا شده است. وقتي اين ماجرا را فهميدم بسيار متاثر شدم و همه سعي ام را براي معالجه او انجام دادم. از سويي در همين اثني متوجه شدم خودم نيز سرطان دارم. در حقيقت اصلي ترين علتي که من حاضر به بچه دار شدن نيستم، بيماري مان است.

در ادامه اين جلسه قاضي صداقتي به صحبت با اين زوج پرداخت و با دعوت هر دو به صلح و سازش از آنان خواست به زندگي شان ادامه دهند اما فريده همچنان بر خواسته اش پافشاري کرد و گفت قصد دارد مهريه 99 هزار و 999 سکه يي اش را دريافت کند.

بنابر اين گزارش در پايان اين جلسه رئيس دادگاه ادامه رسيدگي به اين پرونده را به جلسه ديگري موکول کرد.منبع:اعتماد-عبرت
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: