کد خبر:۱۰۶۶
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۸۷ - ۱۸:۰۲
تعداد بازدید: 7899
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
درباره سريال تلويزيوني يوسف پيامبر
يوسف به روايت ايراني‌ها
تلويزيون در چند سال اخير شكل تازه‌اي از توليد و عرضه سريال‌هاي تاريخي را تجربه كرده است. حالا ديگر مدتي است كه آثاري كه ساخت و توليد آنها از اوايل سال‌هاي 80 آغاز شد،
تلويزيون در چند سال اخير شكل تازه‌اي از توليد و عرضه سريال‌هاي تاريخي را تجربه كرده است. حالا ديگر مدتي است كه آثاري كه ساخت و توليد آنها از اوايل سال‌هاي 80 آغاز شد، به مرحله پخش رسيده اند و ديگر مي‌توان درباره آنها قضاوت‌هاي موردي و نيز كلي را مطرح كرد.

سريال‌هاي تلويزيوني يوسف پيامبر، مختارنامه، آشيانه سيمرغ، روزگار قريب، در چشم باد، كلاه پهلوي و.... آثاري هستند كه در محدوده زماني مشخصي بر اساس سياست‌هاي خاص مسوولان سيما توليد شدند كه از ميان آنها سريال يوسف پيامبر و روزگار قريب به مرحله پخش رسيده‌اند، آشيانه سيمرغ بزودي به پخش مي‌رسد و دو سريال مختارنامه و كلاه پهلوي نيز همچنان مراحل فيلمبرداري خود را طي مي‌كنند. آنچه مي‌خوانيد، گزارشي درباره توليد سريال تلويزيوني حضرت يوسف(ع)‌ به بهانه پخش يك چهارم از قسمت‌هاي آن است.

سلحشور كيست؟: ارديبهشت سال 1383، فرج الله سلحشور كارگردان، نويسنده و تهيه‌كننده سريال تلويزيوني يوسف پيامبر كه در آن مقطع با نام حضرت يوسف (ع) شناخته مي‌شد بعد از پشت سر گذاشتن يك دوره يك ساله تعطيلي بار ديگر خود را آماده ساخت اين سريال تلويزيوني مي‌كرد. سريال يوسف كه قرار بود در اسفند سال 82 مقابل دوربين برود، در اين مقطع با بروز مشكلات مالي خاصي كه براي آن پروژه به وجود آمد و عدم حمايت مالي مسوولان تلويزيون، موقتا تعطيل شد تا در مقطع ديگري با حمايت مسوولان تلويزيون دوباره موتور حركت خود را روشن كند. سلحشور كه نام كامل او فرج‌الله سلحشورنيا است بعد از پخش سريال مردان آنجلس و موفقيت آن، به دنبال ساخت سريال حضرت موسي مي‌رود اما ساخت اين سريال ممكن نمي‌شود و او ساخت سريال يوسف را به طور جدي پيگيري مي‌كند. اين كارگردان متولد سال 1331 در قزوين است و تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم در رشته رياضي دنبال كرده است. او 1357 وارد عرصه فعاليت‌هاي هنري مي‌شود و به عنوان بازيگر،كارگردان و نويسنده در اين عرصه فعاليت مي‌كند. آغاز فعاليت او نيز همزمان با حضور گروهي از هنرمندان در حوزه هنري است. بازي در نمايشنامه هاي: شب آخر، حصار در حصار، دقيانوس، جشنواره آخرت و تاجر ونيزي و نيز فيلم‌هاي سينمايي: گوركن، پرواز در شب، انسان و اسلحه، توبه نصوح و مجاهدت‌هاي خاموش در كنار نويسندگي نمايشنامه‌هاي: حر ابتلاء ميثاق بهلول سريال حضرت ايوب حضرت يونس، حضرت عزير نبي يوسف پيامبر و بازنويسي اصحاب كهف در كنار كارگرداني دو سريال ايوب پيامبر و حضرت يوسف (ع) تمامي سوابق وي را در اين عرصه شكل مي‌دهد. سلحشور در سريال يوسف سه مسووليت مهم نويسندگي، تهيه كنندگي و كارگرداني را خود به تنهايي به عهده داشته و البته در بخشي مانند كارگرداني از حضور جمال شورجه به عنوان مشاور كارگردان استفاده كرده است. سينما هنر انتخاب است كه با كمك عناصري مانند «تدوين» امكان حركت در زمان و مكان را فراهم مي‌آورد و با تحريك قوه تخيل مخاطب، او را در لذت تماشاي اثري هنري شريك مي‌كند. بر خلاف اين رويه كه سالهاست در ميان فيلم سازان مرسوم است، داستان اين سريال از مدتي پيش از تولد حضرت يوسف (ع) آغاز مي‌شود و مقاطع مختلف زندگي او به شكلي خطي و ساده روايت مي‌شود.


داستان سريال از ابتدا تا انتها چيست؟

فرج الله سلحشور اولين كسي نبوده كه با خواندن ماجراي حضرت يوسف‌(ع)‌ براي ساخت سريالي درباره او وسوسه شده است. پيش از او نيز بيش از هفده روايت مختلف از اين قصه در قالب فيلم و سريال ساخته شده، اما شايد بتوان وجه تمايز اين سريال را نگاهي ايراني به اين قصه دانست. نقطه شروع داستان سريال يوسف پيامبر از شهر فدان يكي از شهرهاي بابل است. در همين شهر است كه يوسف قرار است به دنيا بيايد. شهر گرفتار قحطي و خشكسالي است اما به يمن تولد يوسف باران نازل مي‌شود و قحطي در فدان به پايان مي‌رسد. مدتي بعد يعقوب به همراه خانواده‌اش از فدان كوچ مي‌كند تا زعامت مردم كنعان را پس از پدرش اسحاق نبي برعهده بگيرد.
در بين راه همسرش راحيل به هنگام وضع حمل از دنيا مي‌رود و يوسف و بنيامين بي‌مادر مي‌شوند. مدتي بعد برادران يوسف او را به داخل چاه مي‌اندازند و پس از آنكه يوسف توسط كاروانيان پيدا مي‌شود، او در بازار مصر به فروش مي‌رسد.

يوسف به سن جواني كه مي‌رسد به شدت مورد توجه زليخا قرار مي‌گيرد اما تسليم خواسته‌هاي زليخا نمي‌شود. زليخاي شكست خورده شوهرش پوتيفار را وادار به زنداني كردن يوسف مي‌كند. يوسف خواب‌هاي دو تن از زندانيان را تعبير مي‌كند و آنچه يوسف گفته تحقق مي‌يابد. يكي از اين دو تن ساقي فرمانرواي مصر است. به دنبال اين ماجرا يوسف براي تعبير خواب از بيرون مي‌آيد و با پيش بيني قحطي و مديريتي درست قحطي را مهار مي‌كند. مردم مصر كه قدرت خداي يوسف را ديده اند و او را منجي خود مي‌دانند به خداي او ايمان مي‌آورند. همسر زليخا از دنيا مي‌رود. زليخا موفقيت‌هاي يوسف‌ را مي‌بيند و در حسرت فراق مي‌سوزد و به يوسف دست نمي‌يابد. يوسف‌ نه تنها مصر كه سرزمين‌هاي همجوار را هم از خطر قحطي حفظ مي‌كند. در ادامه داستان نيز برخورد يوسف و برادرانش در داستان به تصوير كشيده مي‌شود و همه چيز به خير و خوشي پايان مي‌يابد.

در عنوان بندي سريال تلويزيوني يوسف پيامبر به حضور افراد مختلفي در مقام مشاور فيلم نامه اشاره شده اما شايد جالب باشد كه بدانيد بيشترين انتقاد به اين سريال در درجه اول از ناحيه متن سريال به آن شده است. در همان قسمت‌هاي اوليه پخش سريال، آيت الله سبحاني نسبت به نمايش ازدواج دو خواهر با يك مرد حضرت يعقوب در اين سريال اعتراض كرد اما شايد مهم ترين اعتراض از سوي «مدير گروه معارف شبكه يك سيما» و در زماني مطرح شد كه پنج قسمت اول اين سريال پخش‌شده بود. حجت‌الاسلام حسين رحيم‌زاده كه هنگام نگارش فيلمنامه مدير كل خدمات رسانه‌اي مركز پژوهش‌هاي صدا و سيما بود، با گلايه از اين مساله كه فرج‌الله سلحشور براي فيلمنامه مجموعه رفت‌ و آمدي به مركز پژوهش‌ها نداشت و تنها فيلمنامه از سوي دفتر رئيس وقت سازمان (دكتر لاريجاني) به مركز ارسال شد.»
 


چند دسته ايراد را متوجه اين سريال كرده بود. يكي از اين ايرادها اين بود كه زنان حضرت يعقوب به شكل شايسته‌اي نشان داده نشده بودند. به اعتقاد رحيم‌زاده فضاي داستان به شدت تداعي كننده حسادت فرزندان حضرت يعقوب به يوسف بود. او در گفتگو با خبرگزاري مهر با اشاره به بيان اين مطالب پيش از ساخت به دست اندركاران سريال گفته است: «اما توجه نشد و در قسمت مربوط ديديم آن حضرت، يوسف را بيشتر نوازش مي‌كند تا دو فرزند ديگرش را. خواب حضرت يعقوب هم كه نشان داده شد، ايشان در خواب گرگ‌هايي را مي‌بيند كه در پي كودكي هستند، اما اين خواب سنديت ندارد. ما اين نكته را گفته بوديم كه ضرورتي ندارد اين خواب باشد و بهتر است به خواب حضرت يوسف كه در قرآن آمده اكتفا شود. فكر نمي‌‌كنم اين مجموعه با اين شروعي كه داشته بتواند پاسخگوي خيلي از پرسش‌هاي مخاطبان باشد. گرچه قضاوت كردن هنوز زود است و نبايد به اين فضا دامن زد. شايد اگر مجموعه جلوتر برود، ويژگي‌هايي داشته باشد.»

انتقادهايي از اين دست در شرايطي مطرح مي‌شود كه سلحشور خود در گفتگوهاي مختلف بارها بر انجام تحقيق‌هاي فراوان تاكيد و سريال را از نظر تحقيقي كار بي نقصي عنوان مي‌كند. مثلا او در گفتگويي با سايت خبري سيما فيلم كه پيش از پخش سريال انجام شده مي‌گويد: «سعي كردم امانتداري كنم. من تاريخ را بازگو مي‌كنم. تاريخ گذشته را نبايد تغيير داد. به خصوص اگر آن تاريخ، تاريخ مذهبي باشد. مثلاً شيطان در مذهب ما تعريف دارد، هيچ كدام از ما نمي‌توانيم بگوييم كه به نظر من شيطان اين است كه من نشان داده ام. در آنجا ديگر آن شيطان، شيطان مذهبي نيست، بلكه شيطان من است. هنرمند در ارائه آثار مذهبي بايد مرتبط با قرآن و احاديث، مطالب خود را بگويد. اگر هم بنابر درام قصه، شخصيتي اضافه كرديم، نبايد در اصل مفاهيم قرآني خدشه وارد كند.»

البته با توجه به بحث‌هاي مثبت و منفي فراواني كه درباره اين سريال پيش آمده، به نظر مي‌رسد قضاوت نهايي درباره اين مساله با توجه به تخصصي بودن اين مباحث نياز به زمان بيشتري دارد.

دكورها در نقطه توجه‌

در همه سريال‌هاي تلويزيوني تاريخي كه در طول سال‌هاي اخير در سيماي ايران مقابل دوربين رفته‌اند مرحله‌اي طولاني از كار صرف بخش «پيش توليد» شده است. در اين مرحله از كار فعاليت‌هايي همچون: انتخاب محلي براي ساخت دكور، ساخت و ساز دكور، انتخاب بازيگران، دوخت لباس و... مي‌شود. مقدمات اينچنيني هم يك بار در سال 82 براي يوسف آغاز شد اما با تعطيلي كار، ادامه آن به زمان ديگري موكول شد.

نماهاي داخلي شهر مصر يكي از لوكيشن‌هاي اصلي سريال تلويزيوني يوسف پيامبر بود. با توجه به جغرافياي خاص مصر، براي باور پذيري اين دكور بايد در كنار زميني ساخته مي‌شد كه در پس زمينه آن رودخانه‌اي جاري باشد تا تداعي كننده رود نيل باشد. در مراحل اوليه كار گروه سازنده فضاهاي مختلفي همچون: حاشيه رودخانه زاينده‌رود را براي يافتن چنين رودي در نظر آوردند اما در نهايت ساخت چنين فضايي در بخش انتهايي شهرك سينمايي دفاع مقدس در حاشيه اتوبان تهران قم ميسر شد. اين همان فضايي بود كه در آن به دليل جاري بودن رودخانه فشافويه، امكان استفاده از رودخانه در پس زمينه دكور وجود داشت. با يافتن اين محل، ساخت و سازهاي مورد نياز ديگر سريال يوسف نيز در همين فضا انجام شد. شهر فدان، شهر كنعان، معبد ايشتار و بيابان‌هاي حاشيه كنعان همگي در اين فضا بازسازي و مقابل دوربين رفت. البته دست‌اندركاران سريال يوسف براي نماهاي داخلي مصر مكان ديگري را انتخاب كردند و اين بخش از كار در سوله‌اي در فرهنگسراي خاوران، با مساعدت شهردار وقت تهران دكتر محمود احمدي‌نژاد در اين فضا ساخته شد.
 


در مجموع مي‌توان گفت بخش طراحي صحنه و لباس سريال يوسف يكي از ويژگي‌هاي قابل توجه كار است كه حتي با وجود عدم توفيق قطعي داستان و فيلم‌نامه اثر در نگاه مخاطبان عام، چيزي از ارزش‌هاي اين بخش از كار كاسته نمي‌شود. اين سريال در دكورهايي به مساحت 32 هزار مترمربع فيلم برداري شد. براي شهر فدان (محل تولد حضرت يوسف ) 4 هزار مترمربع، شهر كنعان 7 هزار مترمربع، نماهاي خارجي شهر مصر 17 هزار مترمربع، و نماهاي داخلي شهر مصر 7 هزار مترمربع، دكورسازي شد كه اين حجم از ساخت و ساز از نظر كمي جزو رتبه‌هاي قابل توجه سريال سازي در ايران محسوب مي‌شود. شيوه كار نيز در بخش طراحي اينگونه بود كه تمامي مراحل مختلف طراحي زير نظر « مجيد ميرفخرايي» در مقام مدير طراحي انجام مي‌شد. ميرفخرايي كه از طراحان با سابقه سينما و تلويزيون ايران محسوب مي‌شود، با به كار گيري چند تيم جوان و فعال در بخش‌هاي مختلف كار، از يك سيستم تقسيم كار خاص استفاده كرد كه چنين الگويي كمابيش در سريال‌هاي ديگر نيز به صورت همزمان مورد استفاده قرار گرفت. شيوه كار نيز بدين صورت بود كه وي به عنوان مدير هنري بر كليات كار نظارت داشت و در بخش‌هاي ديگر، طراح صحنه ( فرهاد عليزاده آهي) و طراح لباس هر يك بخش‌هايي از كار را سرپرستي و نظارت مي‌كردند كه اين تقسيم كار فضايي مناسب براي پيشرفت اين حجم از كار را فراهم آورد. البته در اين زمينه نيز ضعف‌هايي مشاهده مي‌شود. مثلا در بخش مربوط به فدان، بارها بر خشكسالي تاكيد مي‌شود با آنكه در پس زمينه تصوير رودخانه‌اي پر آب جريان دارد و حتي اين مساله در تصاوير رايانه‌اي نيز محو نشده است.

نكته ديگر اين‌كه با آنكه كارگردان‌ها و سازندگان فيلم‌ها و سريال‌هاي مختلف و به خصوص آثار
تاريخي همواره با صرف انرژي فراوان تلاش مي‌كنند تا با حضور در فضاهاي بكر و تازه، جذابيت تازه‌اي به داستان خود اضافه كنند، چنين چيزي درباره اين سريال رخ نداد و سازندگان آن ترجيح دادند تا از فضاهاي موجود در اطراف تهران كه سهولت بيشتري از نظر دسترسي داشت براي ساخت اين سريال استفاده كنند.

يوسف از شمال كشور

يكي از مهم‌ترين نكاتي كه درباره سريال تلويزيوني يوسف پيامبر از همان ابتدا كنجكاو برانگيز بود، تركيب بازيگران اين سريال و بخصوص بازيگران نقش حضرت يوسف (ع) در اين سريال بود. حساسيت نسبت به اين نقش بيش از انتخاب نقش‌هاي ديگر و حتي نقش زليخا بود. اولين و بديهي‌ترين تصوري كه هر مخاطبي از اين سريال تلويزيوني دارد، انتخاب بازيگري خوش‌چهره براي نقش حضرت يوسف بود، اما اين مساله خلاف اعتقاد سازندگان اين سريال بود و آنها با بيان اين مساله كه منظور از زيبايي حضرت يوسف بيشتر يك زيبايي معنوي بوده، دست به انتخابي زدند كه تا همين حالا هم كه بازيگر نقش جواني حضرت يوسف بازي خود را آغاز نكرده، حضور « مصطفي زماني» در اين نقش اما و اگرهاي فراواني را به دنبال داشته است.

نقش نوجواني حضرت يوسف نيز توسط حسين جعفري ايفا شد. او همان بازيگري است كه به چاه انداخته و بعد فروخته شد. نقش جواني حضرت يوسف نيز توسط مصطفي زماني ايفا شد. انتخاب مصطفي زماني براي نقش حضرت يوسف نيز جالب و شنيدني است، او اهل فريدونكنار است و روزي به همراه يكي از دوستان خود به دفتر سريال يوسف مراجعه مي‌كند. دوست او علاقه‌مند بوده تا براي ايفاي نقش در اين سريال تست بازيگري بدهد.
 

مصطفي زماني هم به طور اتفاقي تست مي‌دهد و از ميان علاقمندان فراواني كه براي اين منظور به سريال يوسف آمده بودند، زماني براي ايفاي نقش در اين سريال انتخاب مي‌شود. پس از عقد قرارداد نيز براي او كلاس‌هاي بازيگري به شكل خصوصي برگزار و حتي با صرف هزينه‌اي او در كلاس‌هاي بدن‌سازي ثبت نام مي‌كند تا براي ايفاي اين نقش آماده تر شود. زماني كه شاهين اقبال بر شانه او نشست و او را به سمت تخت عزيزي مصر راهنمايي كرد، در زمان انتخاب شدن براي ايفاي اين نقش، دانشجوي رشته كارشناسي مديريت صنعتي در ساري بود و در دانشكده، در يك يا دو تئاتر به عنوان بازيگر حضور يافته بود و مدتي نيز به عنوان حسابدار در يك شركت خصوصي فعاليت كرده بود. انتخاب او براي نقش يوسف زماني اتفاق افتاد كه هنوز بازيگر مياني نقش يوسف انتخاب نشده بود. وقتي زماني متوجه عدم انتخاب بازيگر نقش نوجواني يوسف مي‌شود، با معرفي پسرخاله خود حسين جعفري به دست اندركاران سريال يوسف، قدمي جدي در حل مشكل سازندگان اين سريال برمي دارد و به اين ترتيب كار انتخاب بازيگران يوسف عملا به پاياني خوش مي‌رسد. زماني اين روزها بر اساس قراردادي كه با سريال تلويزيوني يوسف دارد، متعهد شده تا بعد از پايان پخش سريال يوسف، در هيچ اثر نمايشي حاضر نشود. علت اين قرارداد نيز اين است كه به احتمال زياد حضور او در كارهاي مشابه باور پذيري مخاطب را نسبت به اين نقش كمرنگ مي‌كند. از اين بازيگر جوان جز چند مصاحبه كوتاه تاكنون مطلبي منتشر نشده، اما شايد بد نباشد به بخش‌هايي از تنها مصاحبه طولاني او كه در همان روزهاي حضور در سريال يوسف، در سايت خبري سيما فيلم منتشر شد اشاره كنيم. مصاحبه‌اي كه در آن زماني مي‌گويد: «برخي عوامل اصلي كارسعي درانتخاب يكي ازبازيگران حرفه‌اي داشتند. حتي مدتي دنبال يك بازيگرخارجي گشتند. ولي همه ما مي‌دانيم كه تجربه ساخت فيلم مصائب مسيح توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگرنقش پيامبر بايد يك بازيگر ناشناخته باشد، آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال از آنجا كه بازيگري براي من آنقدراهميت نداشت كه به خاطرآن ازهمه چيزبگذرم، باهمه اينها كنارآمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري و شهرت نبودم، به هرحال يا بازي مي‌كردم يا نمي‌كردم.» وقتي هم « آرزو شهبازي» مصاحبه كننده از او سوال مي‌كند، «فكرمي كنيد چهره تان چه ويژگي خاصي براي ايفاي اين نقش داشته است؟» او پاسخ مي‌دهد: « قضيه يوسف يك قضيه باطني است. زيبايي ظاهري با توجه به زاويه ديد مردم تغييرپيدا مي‌كند. پس مطلق بودن را بايد دراين زمينه كنارگذاشت و ديگر اين كه بعضي چهره‌ها هستند كه بدون داشتن زيبايي ظاهري صميميت دارند. آدمها با آنها احساس نزديكي مي‌كند و اين به انسانيت آدم‌ها برمي‌گردد.

فكرمي كنم كارگردان بيشتر دنبال همين بوده است كه از اين نظر تا حدودي به خودم مطمئن هستم، به اضافه يك زيبايي ظاهري كه البته درگريم بسياري ازجذابيت‌هاي چهره پوشانده شده است. در واقع زيبايي در اينجا براساس فضاي پيرامون تعيين مي‌شود. براساس گريم فراعنه مصر وآدم‌هاي دور و براست كه زيبايي يوسف برجسته شود. ازطرفي بايد اين چهره براي مردم باورپذير مي‌شد، اما خب كانديداهاي ديگري هم بودند كه چهره‌هاي بسيارزيبايي داشتند اما آن انرژي دروني را كه كارگردان دنبالش بود نداشتند وگرنه من خودم را ازنظرزيبايي درحد آدم‌هاي معمولي مي‌بينم.»

اگرچه انتخاب اين بازيگر جوان به عنوان ايفاگر نقش يوسف حرف و حديث‌ها و حتي آنگونه كه خود زماني تلويحا اشاره كرده، مخالفت‌هايي را در پروژه به دنبال داشت، اما درباره بازيگر نقش زليخا حرف و حديث چنداني وجود نداشت و كتايون رياحي براي چنين نقشي انتخاب معقولي به نظر مي‌رسيد؛ البته سريال يوسف بر خلاف ديگر سريال‌هاي تاريخي در زمينه انتخاب بازيگر اعتقاد چنداني به حضور بازيگران حرفه‌اي نداشت و شايد كمتر از ده بازيگر حرفه‌اي در آن ايفاي نقش كردند كه جعفر دهقان، محمود پاك نيت، پروانه معصومي، جهانبخش سلطاني، علي طالب لو، پرويز فلاحي پور و... برخي از اين بازيگران هستند وبراي ساير نقش‌ها بازيگراني غير حرفه‌اي انتخاب شدند، اما قضاوت نهايي درباره بازي‌هاي آنها نيز با توجه به پخش نشدن قسمت‌هايي كه با حضور اين بازيگران ساخته شده، مي‌تواند در زماني ديگر نتيجه بهتري به دنبال داشته باشد.

موفقيت دويست درصدي‌

سريال تلويزيوني يوسف پيامبر در بخش توليد فراز و نشيب‌هاي فراواني را پشت سر گذاشت. محمد باقر آشتياني، محمد رحماني آشتياني و محمد صادق آذين سه مدير توليدي بودند كه در مراحل مختلف كار، سريال يوسف پيامبر را همراهي كردند. ضمن آن‌كه در مقطعي طولاني نيز روح‌الله برادري به عنوان مجري طرح با اين سريال همكاري داشت.

فيلمبرداري سريال در ارديبهشت ماه سال 1383 در شهرك سينمايي دفاع مقدس آغاز و طي 32 ماه (حدود دو سال و هشت ماه) در روزهاي پاياني سال 85 به پايان رسيد. اين مساله‌اي است كه دست اندركاران سريال يوسف به عنوان يكي از نقاط مثبت كار بارها بر آن تاكيد كرده‌اند. هرچند در فضاي سريال سازي كه معمولا سريال‌ها با مدت زماني بيش از آنچه كه ابتدا عنوان مي‌شوند ساخته مي‌شوند اين نكته مي‌تواند مثبت تلقي شود، اما نبايد از ياد برد كه همه تلاش‌ها و كوشش‌هايي كه هنگام ساخت يك سريال تاريخي صرف مي‌شود، با اين هدف انجام مي‌شود كه كار به نتيجه‌اي كيفي برسد و به همين دليل است كه حتي طولاني شدن برخي سريال‌ها با همين هدف توجيه مي‌شود؛ البته به نظر مي‌رسد دست اندركاران سريال يوسف دغدغه چنداني بابت اين مساله نداشته‌اند و به دليل فضاي خاص داستان و نيز قصه‌اي كه بسياري از مخاطبان نسبت به آن حساسيت دارند، تصور مي‌كرده‌اند كه اين كار در هر شرايطي بيننده خاص خود را دارد.

در اين زمينه بد نيست اشاره‌اي به مصاحبه‌اي از سلحشور داشته باشيم كه در گفتگويي با سايت خبري سيما فيلم وقتي در مقابل اين سوال قرار مي‌گيرد كه: «آيا فرج الله سلحشور در اين سريال به آنچه كه مي‌خواست يا تصورش را مي‌كرد، رسيده است»؟ پاسخ مي‌دهد: «الان از هر كارگرداني بپرسيد كه آيا به حداقل خواسته‌هايت رسيده‌اي، در بهترين موقعيت و بهترين وضعيت مثلا مي‌گويد كه حدود هشتاد درصد رسيدم. ولي من به جرات مي‌گويم كه به دويست درصد چيزي كه مي‌خواستم رسيدم. اين همان چيزي است كه اگر ما يك قدم برداريم، صاحب اصلي كار ده قدم بر مي‌دارد. بارها شده بود كه در تهران مثلاً هوا برفي و توفاني بود ولي وقتي به همراه اكيپ به شهرك دفاع مقدس (محل فيلمبرداري پروژه) مي‌رسيديم، هوا آفتابي يا آنقدر مساعد بود كه مانع تعطيلي كار ما نمي‌شد.»تهيه كننده:رضا استادي‌
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: