کد خبر:۱۰۳۸
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۶
تعداد بازدید: 3869
print نسخه چاپی
send ارسال به دوستان
saveذخیره
ادبيات آلمان، فاتح بازار کتاب ايران
‌‌در شرايطى که انتشار کتاب به ويژه رمان هاى خارجى در ايران دشوارى هاى خاص خود را دارد رمان هاى آلمانى بازار خوبى در ايران دارند ...
‌‌در شرايطى که انتشار کتاب به ويژه رمان هاى خارجى در ايران دشوارى هاى خاص خود را دارد رمان هاى آلمانى بازار خوبى در ايران دارند و به واسطه دورى از عناصر جنسي، راحت تر از ديگران مجوز چاپ و نشر مى گيرند.

چندى است که ترجمه و انتشار آثار نويسندگان آلمانى به زبان فارسى رونق پيدا کرده است. اين آثار منتشر شده تنها شامل کارهاى نويسندگان نسل پس از جنگ آلمان، چون رمان‌هاى جديد گونتر گراس، اووه تيم و يورک بکر نمى‌شوند، بلکه آثار نويسندگان نسل جديد اين کشور را هم دربر مى‌گيرند.
 
در ويترين کتاب‌فروشى‌هاى بزرگ تهران، مثلاً رمان يعقوب کذاب يورک بکر را در کنار کتاب آن سوى رودخانه ادر، نوشته‌ى يوديت هرمان مى‌بينيم. ‌آرش نقيبيان يکى ازکارشناسان نشر در ايران است که با چندين ناشر معتبر ادبيات در ايران کار مى کند و خود نسل ِ جديد نويسندگان آلمانى چون: شولتسه، هرتموت لانگه، يوديت هرمان، پتر بيکسل، اووه تيم و يولى تسه را خوب مى شناسد هر چند که با گذشته ادبيات آلمان هم رابطه خوبى دارد.

او مى گويد: بى‌گمان نوشتن و انديشيدن به تجربه‌هاى ملموس زندگي، از جمله بحث روابط انسانى و اخلاق ِ شهرنشينى يکى از دلايل نزديکى فکرى جماعتِ کتاب‌خوان ايرانى با آثار ادبيات معاصر آلمان است.در نسل گذشته نويسندگانى چون گونترگراس و مارتين والزر از تجربه‌هاى جنگ جهانى دوم مى‌نوشتند و امروز نويسندگان جوانتر از سردى روابط انسانى و معضلات زندگى مدرن سخن ساز مى‌کنند. به تعبير زيباى خوزه ارتگائى گاست: هر نسل ذائقه و سليقه خاص خود را دارد که در فرهنگِ شفاهى و مکتوب آن بازنمايى مى‌شود.به اعتقاد او يکى ازدلايل اصلى پرداختن و مطرح شدن ِ ادبيات آلمانى زبان در ايران شانس ِ کمتر سانسور شدن اين آثار است.

به اين مفهوم که محور اروتيسم که براى مثال در ادبيات معاصر فرانسه جلوه‌ى خاصى دارد، در ادبيات معاصر آلمان رنگ کمترى به خود گرفته. در ايران يک نمونه حاضر و آماده و معتبر وجود دارد به نام ميلان کوندرا، نويسنده اصل چک و تبعه‌ى فرانسه که آثارش در ايران با اقبال فراوانى روبرو شده است و در عين حال تمامى کتاب‌هايش با موارد حذف و سانسور فراوان به چاپ رسيده‌اند. از اين رو آثار ادبيات معاصر آلمان اين شانس را داشته‌اند که کمتر دچار تيغ سانسور شوند.

او مى گويد:اين البته تنها يکى از دلايل اقبال عمومى از ادبيات آلمان است و دلايل ديگر به مقوله‌ جامعه‌شناسى ذوق ادبي، نزد مخاطب کتاب‌خوان ايرانى باز مى‌گردد که بررسى آن زمان و مکان ِ ديگرى مى‌طلبد.‌‌نقيبيان البته مى گويد:فلسفه آلمان از ديرباز در ايران با استقبال فراوانى روبرو بوده، محبوب‌ترين چهره فلسفى آلمان در ايران فريدريش نيچه است که از ابتداى دهه 20 خورشيدى تا امروز تمامى آثارش بارها و بارها به فارسى ترجمه و به چاپ‌هاى متعدد رسيده است.

در حال حاضر و در سال‌هاى اخير نيز موج مثبت و قابل تأملى در راه ترجمه فلسفه و جامعه‌شناسى معاصر آلمان به‌راه افتاده که براى مثال ترجمه کتاب‌هاى تئودور آدورنو، والتر بنيامين، گئورگ زيمل و نوربرت الياس را مى‌توان نام برد. اگر بخواهم مثال دقيق‌ترى بياورم چاپ دوم کتابِ درس گفتارهاى زيبايى شناسى هگل، ترجمه زيبا جبلى و چاپ دوم کتاب نقد قوه‌ى حُکم، امانول کانت به ترجمه‌ عبدالکريم رشيديان و چاپ دوم کتاب بسيار معتبر و مهم مارتين هايدگر با عنوان هستى و زمان به ترجمه سياوش جمادي، مؤيد توجه به فلسفه و جامعه‌شناسى معاصر آلمان است.هرچند هنوز در اين زمينه کمبودهايى احساس مى‌شود براى مثال آثار معتبر آرتور شوپنهاور، فيخته و فلاسفه رمانتيک آلمان هنوز به فارسى ترجمه نشده‌اند.

او مترجمان ادبيات آلمانى در ايران را به چند گروه تقسيم مى کند:نسل ِ اول مترجمان زبان آلمانى در اواخر دوران قاجار و خصوصاً در دوران پهلوى اول، در اوج فعاليت فرهنگى بودند. افرادى نظير: بزرگ علوي، حسين کاظم‌زاده ايرانشهر، دکتر محمدباقر هوشيار و سيد حسن تقى‌زاده.‌‌در نسل ِِ مترجمانى که اوج فعاليت‌شان دهه‌هاى 30 تا 60 خورشيدى است. پس از هوشنگ طاهرى بايد از دکتر محمد عاصمي، دکتر تورج رهنما، سروش حبيبي، کيکاووس جهانداري، فرامرز بهزاد و در نسل بعد از آن بايد از على اصغر حداد، محمود حدادي، سيد محمود حسينى‌زاد، خسرو ناقد، کامران جمالي، محمد اشعرى و جاهد جهانشاهى ياد کرد.

در نسل اندکى جوانتر، نامهايى چون على عبدالهي، رضا نجفي، پريسا رضايي، شهروز رشيد، ناصر حسينى‌مهر، سعيد فيروزآبادي، على غضنفري، اميد مهرگان و سهراب برازش برمى‌خوريم. افرادى که نام برديم از مترجمان فرهيخته‌اى هستند که از توشه‌ى زبانى مناسبى چه در زبان آلمانى و از آن مهم‌تر در زبان مادرى (فارسي) برخوردارند.

نقيبيان در باره وضعيت مالى مترجمان ايرانى هم مى گويد:نرخ دستمزد ترجمه در ايران نسبت به بسيارى از کشورهاى جهان، وضعيت مطلوب و مناسب‌ترى دارد. چرا که مترجمان در ايران درصدى بين 7 تا 15 و گاه بيشتر، از قيمت ِ پشت ِ جلد کتاب را با احتساب به تيراژ و در هر چاپ دريافت مى‌کنند. و اين در حالى است که در غالب کشورهاى جهان که از صنعت نشر پيشرفته‌اى نيز برخوردارند، مترجم تنها بر اساس شيوه‌ى کلمه‌شمارى حق‌الترجمه خود را يکبار براى هميشه دريافت مى‌کند و به‌اصطلاح حق چاپ ترجمه‌ى خود را به ناشر مى‌فروشد.

اما نکته‌اى که در اين ميان وجود دارد، از آنجا که صنعت نشر کتاب در ايران از پيشينه‌ى ضعيف مالى رنج مى‌برد، طبيعتاً دست‌اندرکاران نشر از کارمندان انتشارات و کارگران ِ چاپخانه‌ها گرفته تا اهل قلم (مترجمان و نويسندگان) از اين آسيب و رنج صدمه مى‌بينند. خصوصاً افرادى که تنها ممر درآمدشان از طريق اتکاء به بدنه ضعيف ِ اقتصادى نشر در ايران است از اين رو من مشکل اصلى و اساسى را نه در کمبود دستمزد اهل قلم بلکه در ضعف ِ ساختارى اقتصاد نشر در ايران مى‌دانم.

او از صدا و سيما هم گله مند است ؛ چرا که در صدا و سيماى ايران حرکتى در جهت معرفى و پشتيبانى از آثار ممتاز ادبيات جهان ديده نمى‌شود اين در حالى است که اگر در رسانه‌هاى دولتى برنامه‌هايى در اين زمينه وجود داشت، بى‌گمان کمک فراوان به اشاعه کتاب‌خوانى و فرهنگ در اين کشور صورت مى‌گرفت.به اعتقاد اين کارشناس ادبيات و نشرچاپ نقدها و مرورهاى کتاب در روزنامه‌هاى ِايران تأثير حيرت‌انگيزى بر فروش و استقبال مردم از اين آثار دارد. چرا که غالبِ کتاب‌خوانهاى حرفه‌اى ما با توجه به کثرت عناوين چاپ شده، دچار سردرگمى در انتخاب کتاب مناسب مى‌شوند. و اين وظيفه منتقدان ِ ادبى را که در رسانه‌ها مشغول (نقد زدن) هستند را بسيار خطير و سنگين مى‌کند. و اين تنها در صورتى ثمربخش است که فضاى باندبازى حاکم بر مطبوعات و سرويس‌هاى ادبى روزنامه‌هاى ايران اصلاح شود.

‌‌‌نقيبيان در پايان از اين که ناشران نسبت به ترجمه دقيق وفادار نيستند و حساسيت به خرج نمى دهند شاکى است: تصور مى‌کنند همين که يک مترجم که از اسم و رسمى هم برخوردار است، کتابى را ترجمه کرد، ديگر نياز به کنترل ِ ترجمه اين فرد نيست .يادمان نرود که مترجمان بزرگ نيز، گاه گاف‌هاى بزرگ مى‌دهند. ناشران نبايد مطلقاً مرعوب ِ نام‌ها شوند و بايد حتماً بادقت و وسواس ترجمه‌هايى را که به تحريريه آنها مى‌رسد، بررسى و ضعف‌هاى ترجمه را بدون ذره‌اى اغماض به مترجم متذکر شوند.‌‌ منبع:فرهنگ آشتي
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
نام:
ایمیل:
* نظر: